فوزیه، زنی از روستای «باغمیر» ولایت کندز، روزها را با صدای خروس و گرمای آفتاب در کشتزارش آغاز میکند. زنی با دستان پینهبسته و چهرهای که زیر آفتاب تغییر رنگ داده است، هر روز برای تولید بیشتر و پشتیبانی اقتصادی خانواده بدون خستگی کار میکند.
او ۳۳ سال دارد و زندگیاش مملو از تلاش، پشتکار و بردباری بوده است. ۱۱ سال است که در زمینهای کشاورزی فعالیت دارد؛ زمینهایی که هرچند متعلق به او نیستند؛ اما تمام انرژیاش را برای آنها صرف میکند. در ماههای حوت و حمل، او به کاشت پالک، گشنیز و نعناع میپردازد و سپس در کشتزار محصولات دیگری مثل گندم، جو، جواری، برنج، تربوز، خربزه، پیاز و رومی میکارد و بخشی از حویلیاش را نیز باغچهای از درختان شفتالو و انگور ساخته است.
فوزیه، میگوید: «در ماه حوت تا حمل پالک، گشنیز و نعنا میکاریم. بعد از آن گندم، جو، جواری و برنج است. ماش، تربوز، خربزه همین چیزها است که مردم میکارند. خود ما چند چیز است مثلاً رومی است، پیاز است، باغ است، کمی شفتالو و انگور. محصولات خوب است؛ از محصولات استفاده میکنیم. از زندگی ما راضی هستیم؛ همین قدر میکنیم که زندگی ما به چالش نکشد، مقصد راضی هستیم.»
از سویی هم، فوزیه با نگرانی از افزایش خشکسالی میگوید که کشاورزان به دلیل کمبود آب دیگر برنج کشت نمیکنند. او میگوید که نیاز به چاههای آب یا سیستمهای خورشیدی وجود دارد تا زمینهای زراعتی دوباره جان بگیرند. او، میافزاید: «اکنون در زیادتر جاها آب نمیرسد؛ اکنون رومی در حالت پختهشدن است؛ یعنی رومی ما آب ندارد، خشک است. کمآبی است.»
فوزیه، در کنار کارهای زراعت، مسئولیت انجام کارهای خانه را نیز برعهده دارد. او، میگوید: «مشکلات زیاد است؛ کار خانه هم است، میآیم در خانه، آشپزی است، کالاشویی است، کل کارها مربوط یک خانم میشود. ما از نهادهای مددرسان میخواهیم همکاری بکنند، فرصتهای کاری و شغلی آسان مثلاً خیاطی است، گاوداری، مالداری، دکانداری فراهم کنند.»
فوزیه با لبخند تلخی ادامه میدهد که گاهی حتا یافتن یک مرد کارگر برای کمک هم ممکن نیست و اگر کسی پیدا شود، حقوق روزانهاش فراتر از توان آنها است. با این حال، او به زراعت به عنوان تنها منبع درآمد و راهی برای ادامهی زندگی نگاه میکند. با وجود شرایطی که زنان جوان با نبود محرم یا نگرشهای نادرست جامعه نمیتوانند به راحتی کار کنند، این زن کشاورز خواستهایی نیز از نهادهای حکومتی و غیرحکومتی دارد. «از نهادهای مددرسان میخواهیم که شغلهای مناسب برای زنان فراهم کنند مثل خیاطی، مالداری، دکانداری … زنهای زیادی بیکار اند؛ اما توان کار دارند.»
با وجود تمام چالشها، فوزیه زنان دیگر را به فعالیت و کار تشویق میکند. برای او کار در کشتزار و زراعت نشانهای از افتخار است. او، با حسرت از زنانی یاد میکند که در زمان برداشت محصولات پنبه و رومی زیر فشار کاری یا گرمای شدید جان خود را از دست دادند. «من همیشه زنان را تشویق کردیم که کار بکنند؛ زحمت بکشند؛ دستبندی پیدا نکنند. آفتاب سوزان است، گرم است، تشنگی است.»
با این همه، با وجود تمام دشواریها، همچنان استوار و مقاوم ایستاده است با ارادهای قوی برای آیندهای که ممکن است بهتر شود. فوزیه، نمایندهی هزاران زن افغان است که با دستان توانمند و ارادهی استوار، امید را به زنان دیگر زنده نگه داشته است.






