در یکی از روستاهای دوردست و کوهستانی ولسوالی سیاه‌گرد پروان، زنی که نه کارخانه دارد و نه سرمایه، تنها به کمک ذهن خلاقش زندگی را برای خود آسان‌تر کرده است. او، از پوست بادام و هسته‌ی زردآلو، برای پخت‌وپز استفاده می‌کند، سپس زغال آن را گردآوری کرده و به فروش می‌رساند.

بی‌بی‌زرافشان ۵۵ساله که بیش از یک دهه است این تجارت کوچک را به پیش می‌برد، می‌گوید: «بازرگانان هسته و بادام را به ما می‌دهند و ما می‌شکنانیم؛ بعد آن را در دیگدان می‌سوزانیم؛ چای، آب و غذای ما گرم می‌شود؛ زغال‌شده آفتابه را رویش می‌مانیم، زغال می‌شود، بعد زغال را چغل کرده و سودا می‌کنیم.»

بخشی از کار بی‌بی‌‌زرافشان پوست‌کندن بادام، چهارمغز و هسته‌ی زردآلو برای بازرگانان میوه‌های خشک است. او پس از آن، از پوست این میوه‌ها آتش آشپزی‌اش را تأمین می‌کند و سرانجام از زغال آن نیز بهره می‌برد. زغال‌ها را گردآوری کرده و در بوری‌ها انبار می‌کند و با فرارسیدن زمستان آن را به فروش می‌رساند. «هسته را آب زده و سپس با سنگ می‌شکنیم؛ بادام را با ناخن محکم گرفته با چکش می‌شکنیم؛ چهارمغز را همین گونه؛ وقتی از دست کودکان دالک شکسته می‌شود، بازرگانان از ما تاوان می‌گیرد.»

زمستان برای بی‌بی‌زرافشان، فصلی‌ست که بخشی از زحمتش به ثمر می‌نشیند و پولی کف دستش می‌آید. «وقتی زغال را داخل منقل انداختیم، خمچوک را رویش می کشیم، تازه می‌شود تا صبح روز بعد باقی می‌ماند.»

پوست هسته‌ی زردآلو که پس از بیرون‌کشیدن خسته، از سوی بی‌بی‌زرافشان به دیگران به فروش می‌رسد.

این زن با آزمون و خطا، با امکانات نخستین، با ترس از شکست، پوست بادام را سوزاند، فشرده کرده و آرام‌آرام به زغال تازه رسیده؛ زغالی که نه بوی آزاردهنده داشت، نه دود خفه‌کننده. وقتی نخستین‌بار در زمستان صندلی خانه‌اش در آن گرم شد، این زغال، فقط آتش نبود؛ نجات از سرما بود.

زغال پوست بادام، کم‌هزینه، بی‌خطر و سازگار با محیط‌ ‌زیست است که بدون قطع درختان، گرما را به خانه می‌آورد. به ‌زودی همسایه‌ها متوجه شدند. زنانی که سال‌ها با دود زغال چوب سرفه کرده بودند، مردانی که توان خرید سوخت نداشتند، یکی‌یکی برای خرید زغال به بی‌بی‌زرافشان مراجعه کردند. پوست بادام که زمانی زباله بود، حالا ارزش پیدا کرده است. در روستایی که بی‌کاری و نادارای، امید را کم‌رنگ کرده، این ابتکار کوچک، نوری روشن کرد. زنان آموختند که می‌توان از داشته‌های محلی، راهی برای بقا ساخت.

زرغونه، باشنده‌ی کابل که از بی‌بی‌زرافشان زغال می‌خرد، می‌گوید: «این زغال خوب زغال است؛ سردرد نمی‌کند؛ نرمال گرمی دارد، اول سال بیانه می‌دهیم و نزدیک زمستان برای ما تهیه می‌کند.»

پریسا، باشنده‌ی شهر چاریکار، مرکز پروان نیز که یکی از مشتریان بی‌بی‌زرافشان است، می‌گوید که دو سال شده از او زغال خریداری می‌کند. «زغال بلوط را چند بار گرفتم فاید نکرد؛ گاز هم خطرناک است برای کودکان؛ این سوخت هم مناسب است و هم نفس تنگی نمی‌گیرد.»

در پروان، زمستان هنوز سرد است؛ اما حالا خانواده‌هایی استند که می‌دانند گرما می‌تواند دم دست شان باشد، اقتصاد می‌تواند از خانه آغاز شود و با تکیه بر داشته‌های محلی پایدارتر باشد.

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: