
میان چرخ خیاطی و دوچرخه؛ روایت خیاطی که رکاب میزند
روی چوکی چوبی کوتاهی نشسته و با دستانش رفتن پارچه زیر سوزن چرخ خیاطی را همراهی میکند؛ حرکتی که با تکرار آن از یک پارچهی ساده، پوشاکی شکل میگیرد و با دستمزد آن بخشی از نیازهای خانواده را میپوشاند. در حالی که هنوز پشت چرخ خیاطی نشسته، بریده بریده خودش را در کوچه روی دوچرخهاش تصور میکند و پرشها و چرخیدنهایی که او را به یک «فریاستایلر» بدل میکند.