مقدمه

این نظرسنجی که با مشارکت ۱۰۴۵ زن از ۲۹ ولایت افغانستان انجام شده است، تصویری جامع و دقیق از توانایی خرید زنان، توانایی پس‌انداز، منابع درآمد و محدودیت‌های اقتصادی آن‌ها ارائه می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که توانایی خرید زنان به ویژه زنان بی‌کار در سه سال پسین کاهش یافته و بحران اقتصادی در خانوارها تأثیرات عمیقی داشته است.

یافته‌های کلیدی

  • نزدیک به ۲۶.۵درصد پاسخ‌دهندگان اصلاً توانایی خرید ندارند و ۶۵.۱درصد تنها برخی از نیازهای خود را تأمین می‌کنند. تنها ۸.۴درصد قادر اند تمام نیازهای شان را خریداری کنند.
  • در گروه بی‌کار، ۳۲.۸درصد اصلاً توانایی خرید ندارند. در گروه شاغل، این نرخ ۱۴.۸درصد است.
  • بیش از ۷۲درصد بی‌کاران و ۶۱درصد شاغلان، توانایی پس‌انداز ندارند.
  • مهم‌ترین دلیل‌های ناتوانی در خرید: بی‌کاری خود فرد (حدود ۴۱درصد برای بی‌کاران) به ویژه کاهش درآمد و افزایش قیمت‌ها برای شاغلان (حدود ۳۳درصد و ۲۴درصد).
  • برای بیش از ۵۵درصد پاسخ‌دهندگان، محدودیت اقتصادی به بیش از سه سال پیش بازمی‌گردد یا همواره محدود بوده است.

هدف‌های نظرسنجی

هدف کلی: ارزیابی جامع توانایی خرید در میان زنان.

هدف‌های اختصاصی:

  1. ارزیابی وضعیت توانایی خرید زنان در افغانستان؛
  2. بررسی میزان تأمین هزینه‌های اساسی خانگی؛
  3. مقایسه‌ی وضعیت اقتصادی زنان شاغل و بی‌کار؛
  4. شناسایی منابع درآمد و نحوه‌ی استفاده از آن؛
  5. شناخت دلیل‌های اصلی ناتوانی مالی و خرید؛
  6. ارائه‌ی توصیه‌های مبتنی بر داده برای تصمیم‌گیران و نهادهای حمایتی؛

روش‌شناسی پژوهش

  • جامعه‌ی آماری: زنان در دو گروه شاغل (۳۶۴ تن) و بی‌کار (۶۸۱ تن)، در مجموع ۱۰۴۵ پاسخ‌دهنده.
  • روش نمونه‌گیری: خوشه‌ای-طبقه‌ای چندمرحله‌ای.
  • ابزار گردآوری داده: پرسش‌نامه‌ی ساختاریافته شامل: ویژگی‌های دموگرافیک، وضعیت شغلی، درآمد، کفایت هزینه‌ها، پس‌انداز و توانایی خرید.

حجم نمونه

نمونه‌ی تحقیق‌یافته: ۱۰۴۵ زن شاغل و بی‌کار.

ابزار گردآوری داده

ابزار گردآوری داده در این نظرسنجی، پرسش‌نامه‌ی ساختاریافته بوده که به منظور گردآوری اطلاعات دقیق در پیوند به وضعیت توانایی خرید زنان طراحی و تنظیم شده است. پرسش‌نامه شامل بخش‌های زیر است:

  • ویژگی‌های دموگرافیک (شش پرسش)
  • منابع درآمد و هزینه‌های خانواده (پنج پرسش)
  • سطح و کفایت درآمد (یک پرسش)
  • الگوهای مصرف و مخارج اصلی (دو پرسش)
  • توانایی خرید و دلیل‌های محدودیت آن (دو پرسش)

دوره‌ی زمانی پژوهش: این نظرسنجی در پنج ماه، از مارچ تا آگست ۲۰۲۵، در ولایت‌های زیر مطالعه انجام شده است.

زمان انتشار: اسد ۱۴۰۴

تعریف توانایی خرید

در این نظرسنجی، منظور از ناتوانی در خرید، وضعیت خانوارهایی است که به دلیل  بی‌کاری، کاهش درآمد یا افزایش قیمت‌ها، توانایی تأمین نیازهای اولیه‌ای چون خوراک، پوشاک، بهداشت و لوازم خانه را به صورت کامل نداشته باشند.

محدودیت‌های مطالعه

  1. دست‌رسی محدود به برخی مناطق دورافتاده به دلیل شرایط جغرافیایی پیچیده و محدودیت‌های زمانی.
  2. نبود داده‌های تاریخی جامع و مستند در زمینه‌ی توانایی خرید زنان برای تحلیل‌های دقیق‌تر.
  3. محدودیت منابع مالی و انسانی که مانع پوشش کامل همه ولسوالی‌ها شده است.
  4. نبود داده‌های دقیق و منظم اقتصادی و قیمت‌محور برای تمامی مناطق مورد مطالعه.

چکیده‌ی جامع نظرسنجی توانایی خرید در میان زنان

این نظرسنجی به هدف بررسی توانایی خرید زنان در مناطق مختلف در بازه‌ی زمانی مارچ تا آگست ۲۰۲۵ انجام شده است. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ی ساختاریافته گرد‌آوری شده که شامل پرسش‌هایی در باره‌ی ویژگی‌های دموگرافیک، تأثیرات اقتصادی و عامل‌های مؤثر بر توانایی خرید زنان بوده است. یافته‌های نظرسنجی، نشان می‌دهد که عامل‌های متعددی از جمله درآمد خانوار و دست‌رسی به حمایت‌های مالی و اجتماعی، نقش مهمی در تعیین توانایی خرید زنان دارند. بر اساس یافته‌های این نظرسنجی، توانایی خرید در میان زنان در چند سال پسین به شدت کاهش یافته است.

یافته‌های کلیدی

تنها ۸.۴درصد از پاسخ‌دهندگان توانایی خرید تمام نیازهای اساسی خود را دارند؛ در حالی که ۹۱ درصد دیگر توانایی خرید ندارند که از این میان، ۶۵.۱درصد تنها قادر به تأمین برخی از نیازهای شان هستند و ۲۶.۵درصد اصلاً توانایی خرید نیازهای اساسی را ندارند. این داده‌ها نشان‌دهنده‌ی محدودیت قابل توجه در توان مالی بیش‌تر خانواده‌ها است.

یافته‌های این نظرسنجی، نشان می‌دهد که بیش از دو-سوم زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی اعلام کرده‌ اند که توانایی خرید آن‌ها نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته است. یکی از مهم‌ترین عامل‌های مؤثر بر توانایی خرید، درآمد خانوار بوده که یافته‌های مطالعه نشان می‌دهد که توانایی خرید زنان زیر تأثیر عامل‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.

 نزدیک به ۷۲درصد از زنان شرکت‌کننده اعلام کرده اند که در ماه‌های اخیر توانایی خرید خود را کاهش‌یافته می‌بینند که دلیل عمده‌ی آن کاهش درآمد خانوار بوده است. افزون بر این، اشتغال زنان نیز تأثیر مثبتی بر توانایی خرید آن‌ها داشته است.

در میان زنان بی‌کار، ۷۱.۳۷درصد گفته ‌اند که مردان خانواده تأمین‌کننده‌ی اصلی درآمد هستند؛ در حالی که تنها ۱۰.۷۲درصد خود را مسئول درآمد می‌دانند. اما در میان

شاغلان، ۳۸.۱۹درصد خود زنان تأمین‌کننده‌ی اصلی درآمد بوده ‌اند و ۲۴.۱۸درصد به صورت مشترک با مردان خانواده این نقش را برعهده دارند.

بیش‌تر خانواده‌های هر دو گروه (بی‌کار و شاغل) درآمد کم‌تر از ۱۰ هزار افغانی دارند (بی‌کار: ۷۵.۹۱درصد، شاغل: ۶۳.۷۳درصد). تنها ۵.۴۳درصد از بی‌کاران و ۱۳.۴۶درصد از شاغلان درآمد بالای ۲۰ هزار افغانی را گزارش داده ‌اند.

نبود ظرفیت برای پس‌انداز، یکی از چالش‌های عمده است؛ ۷۸.۵۶درصد از زنان بی‌کار و ۶۲.۷۱درصد از زنان شاغل گفته ‌اند که اصلاً توانایی پس‌انداز ندارند.

خوراک، پوشاک و بهداشت و درمان، بزرگ‌ترین سهم از درآمد خانوار را مصرف می‌کنند. در هر دو گروه، بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان، گفته ‌اند که خوراک نخستین نیاز پرهزینه است به ویژه زمانی که با هزینه‌های دیگر مانند بهداشت، تحصیل و لوازم خانه هم‌راه می‌شود.

این نظرسنجی بر ضرورت اقدام فوری در جهت بهبود وضعیت معیشتی زنان به ویژه از طریق برنامه‌های توان‌مندسازی اقتصادی، حمایت‌های هدف‌مند معیشتی، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و توسعه‌ی شبکه‌های حمایتی تأکید می‌کند. بدون مداخله‌ی مؤثر، شکاف اقتصادی و وابستگی مالی زنان در جامعه هم‌چنان تعمیق خواهد یافت و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تری به دنبال خواهد داشت.

تصویر کلی توانایی خرید زنان در افغانستان

فشرده‌ی گزارش

یافته‌های این نظرسنجی که با مشارکت ۱۰۴۵ زن از ۲۹ ولایت افغانستان انجام شده است، وضعیت نگران‌کننده‌ی توانایی خرید زنان افغان را در شرایط اقتصادی کنونی به تصویر می‌کشد.

بیش از ۶۶ درصد زنان افغان بدون شغل هستند و تنها یک‌سوم آنان فعالیت دارند. این شکاف در اشتغال زنان سبب کاهش قدرت خرید و وابستگی مالی بیش‌تر آنان شده است. از میان زنان بی‌کار، بیش از ۷۱ درصد درآمد خانواده‌‌های شان توسط مردان تأمین می‌شود؛ در حالی که در میان زنان شاغل، حدود ۳۸ درصد خود به تنهایی تأمین‌کننده‌ی اصلی درآمد خانواده ‌اند.

کاهش درآمد خانوارها نیز یک مسئله‌ی فراگیر است. زنان در این نظرسنجی گزارش داده ‌اند که درآمد ماهانه‌ی آن‌ها کم‌تر از ۱۰ هزار افغانی است. این درآمد پایین، به سختی پاسخ‌گوی نیازهای اولیه است و در نتیجه بیش از ۶۸ درصد زنان بی‌کار و ۶۰ درصد زنان شاغل، گفته ‌اند که هیچ گونه توانایی پس‌انداز ندارند.

توان خرید نیازهای اساسی مانند مواد خوراکی، پوشاک، بهداشت و لوازم خانه، به شدت محدود است. در میان زنان بی‌کار، بیش از ۳۲ درصد گفته ‌اند که اصلاً توان خرید ندارند و تنها ۵.۷ درصد توانایی خرید برخی از نیازهای شان را دارند. در گروه زنان شاغل، نیز بیش از ۷۰ درصد اعلام کرده ‌اند که تنها قادر به خرید بخشی از نیازهای خود هستند.

از نظر نوع اقلامی که زنان نمی‌توانند خریداری کنند، در میان زنان شاغل، ۲۱.۳ درصد ناتوان از خرید لوازم خانه هستند و بیش از نُه درصد قادر به تأمین هزینه‌های درمانی نیستند. در میان زنان بی‌کار نیز بیش‌ترین ناتوانی در خرید مواد خوراکی، پوشاک و بهداشت دیده می‌شود که مجموع آن‌ها بیش از ۴۵ درصد است.

دلیل‌های عمده‌ی کاهش توان خرید عبارت اند از بی‌کاری شخصی، بی‌کاری اعضای خانواده و کاهش درآمد بوده است.

گزارش کلی

در این نظرسنجی، ۱۰۴۵ زن از ۲۹ ولایت افغانستان شرکت کرده اند که سهم کابل با ۱۲.۱درصد (۱۲۶ تن)، بیش‌ترین اشتراک‌کننده را دارد. پس از آن، هرات با ۱۰.۹درصد (۱۱۴ تن) و بلخ با ۸.۷درصد (۹۱ تن) قرار دارند. ولایت‌های فراه و نیمروز با سهم کم‌تر از سه درصد، کم‌ترین شمار اشتراک‌کننده را داشته ‌اند.

بیش‌ترین زنان شرکت‌کننده در این نظرسنجی در رده‌ی سنی ۲۰ تا ۲۵ سال با شمار ۵۴۰ تن (۵۱.۷ درصد) قرار دارند. پس از آن، گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال با ۲۶۸ تن (۲۵.۶ درصد) و گروه سنی ۱۵ تا ۲۰ سال با ۱۷۹ تن و ۱۷.۱درصد در رتبه‌های بعدی هستند. تنها ۵.۶درصد (۵۸ تن) از شرکت‌کنندگان بالای ۳۵ سال دارند. این داده‌ها نشان می‌دهد که زنان جوان در این جمعیت بیش‌تر حضور دارند.

شمار قابل توجهی زنان اشتراک‌کننده در این نظرسنجی دارای تحصیلات متوسط و عالی هستند. بیش‌ترین شمار پاسخ‌دهندگان، ۴۵۴ تن (۴۳.۴درصد) دارای مدرک لیسانس، ۳۰۶ تن (۲۹.۳درصد) فارغ صنف دوازدهم و ۱۴۱ تن (۱۳.۵درصد) فارغ صنف چهاردهم هستند. از سوی دیگر، ۹۹ تن (۹.۵درصد) تنها آموزش‌های نخستین داشتند؛ در حالی که ۲۶ تن بی‌سواد و ۱۹ تن دیگر دارای مدرک ماستری هستند.

در این نظرسنجی، بیش‌تر پاسخ‌دهندگان مجرد که (۶۲.۶ درصد) را تشکیل می‌دهند، در حالی که  ۳۴.۸درصد متأهل و تنها دو درصد بیوه و ۰.۶ درصد مطلقه بودند. این آمار نشان می‌دهد که زنان مجرد سهم بزرگی از جامعه‌ی هدف را تشکیل می‌دهد و حالت مدنی می‌تواند بر الگوی مصرف و تصمیم‌گیری اقتصادی زنان تأثیرگذار باشد.

در این نظرسنجی، ۶۵.۲درصد از زنان بی‌کار و ۳۴.۸درصد شاغل هستند. این یافته نشان می‌دهد که بخش بزرگی از زنان شرکت‌کننده در بازار کار فعال نیستند. وضعیت شغلی می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر توانایی خرید و وضعیت اقتصادی زنان داشته باشد.

بیش‌ترین سهم پاسخ‌دهندگان با ۵۴.۷درصد را خانواده‌هایی با ۵ تا ۱۰ عضو دارند. ۲۸.۸درصد خانواده‌های کوچک‌تر (۱ تا ۵ تن) و ۱۳.۳درصد خانواده‌های بزرگ‌تر (۱۰ تا ۱۵ تن) و تنها ۳.۲درصد خانواده‌هایی با بیش از ۱۵ عضو هستند. این داده‌ها نشان‌دهنده‌ی تنوع اندازه‌ی خانواده‌ها در جامعه‌ی هدف است.

تنها ۸.۴درصد از پاسخ‌دهندگان توانایی خرید تمام نیازهای اساسی خود را دارند؛ در حالی که ۹۱ درصد دیگر توانایی خرید ندارند که از این میان ۶۵.۱درصد تنها قادر به تأمین برخی از نیازهای شان هستند و ۲۶.۵درصد اصلاً توانایی خرید نیازهای اساسی را ندارند. این داده‌ها نشان‌دهنده‌ی محدودیت قابل توجه در توان مالی بیش‌تر خانواده‌ها است.

بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان (۵۷.۱درصد)، دلیل اصلی ناتوانی در خرید را بی‌کاری خود شان یا اعضای خانواده اعلام کرده اند. پس از آن، کاهش درآمد با ۲۱.۱درصد و افزایش قیمت‌ها با ۱۵.۱درصد در جایگاه‌های بعدی قرار دارند. این نشان می‌دهد که اشتغال و درآمد عامل‌های کلیدی در توانایی خرید خانواده‌ها هستند.

از میان زنان اشتراک‌کننده در نظرسنجی، ۸۹.۸درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده اند که درآمد خانواده‌های ‌شان برای پوشش هزینه‌های زندگی کافی نیست که شامل ۶۴.۲درصد که گزینه‌ی «به ‌سختی کفایت می‌کند» و ۲۵.۶درصد دیگر گزینه‌ی «اصلاً کافی نیست» را برگزیده ‌اند و تنها ۱۲.۱درصد درآمد شان کاملاً کافی است. این نشان‌دهنده‌ی فشار اقتصادی شدید بر خانواده‌ها است.

بر اساس نتایج نظرسنجی، بیش‌ترین مشکلات در توانایی خرید مربوط به لوازم خانه است که ۳۵.۴درصد از پاسخ‌دهندگان اعلام کرده اند قادر به تهیه‌ی آن نیستند. هم‌چنین، نزدیک به ۱۹درصد از زنان در تأمین نیازهای بهداشت و درمان و حدود ۱۴درصد در خرید خوراک دچار مشکل شده ‌اند. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی فشار اقتصادی شدید و محدودیت‌های مالی در تأمین نیازهای پایه‌ی خانواده‌ها است که بر کیفیت زندگی آن‌ها تأثیرگذار بوده است.

بیش‌ترین سهم درآمد خانواده‌ها به خوراک اختصاص دارد که در بیش از ۳۶درصد پاسخ‌ها به عنوان اصلی‌ترین مواد مصرفی ذکر شده است. پس از آن، تحصیل فرزندان با حدود ۲۷درصد سهم، دومین اولویت مالی خانواده‌ها به شمار می‌رود. هم‌چنین، بهداشت و درمان با نزدیک به ۱۹درصد سهم، در رتبه‌ی سوم قرار دارد. این نتایج نشان می‌دهد که بخش عمده‌ی درآمد خانواده‌ها صرف تأمین نیازهای اساسی و حیاتی می‌شود و فضای محدودی برای دیگر هزینه‌ها باقی می‌ماند.

بر اساس نتایج نظرسنجی، نزدیک به ۷۲درصد خانواده‌ها درآمد ماهانه‌ای کم‌تر از ۱۰ هزار افغانی دارند؛ حدود ۲۰درصد خانواده‌ها درآمد ماهانه‌ای میان ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار افغانی دارند و تنها ۸.۲درصد درآمد شان بالای ۲۰ هزار افغانی است. این ارقام، نشان‌دهنده‌ی محدودیت‌های اقتصادی گسترده و درآمدهای پایین در بخش عمده‌ی خانواده‌های شرکت‌کننده در نظرسنجی است.

مردان خانواده نقش اصلی را در تأمین درآمد خانواده‌ها دارند و حدود ۵۷.۳درصد پاسخ‌‌دهندگان این گزینه را انتخاب کرده ‌اند. حدود ۲۰.۳درصد افراد به تنهایی مسئول تأمین درآمد خانواده‌ی خود بوده ‌اند. در کنار این موارد، ترکیب‌هایی مانند «مردان خانواده و خودم» با ۱۰.۹درصد و نقش نهادها و افراد خیر با سهم کم‌تر از پنج درصد نیز دیده می‌شود. این آمار نشان می‌دهد که درآمد خانواده‌ها بیش‌تر به مردان خانواده وابسته است.

بیش از نصف خانواده‌ها (۵۲.۵ درصد) درآمد شان را از کسب‌وکار شخصی تأمین می‌کنند. حدود یک‌چهارم (۲۶.۳ درصد) حقوق ثابت دریافت می‌کنند. کمک‌های خارجی و خیریه‌ها نقش کم‌تری دارند و تنها کم‌تر از ۸درصد سهم دارند. این نشان می‌دهد که خانواده‌ها بیش‌تر به فعالیت‌های شخصی برای درآمد وابسته ‌اند.

نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد که ۷۲.۴درصد از پاسخ‌دهندگان هیچ گونه توانایی پس‌انداز ندارند. تنها ۳.۶درصد گفته ‌اند که به صورت منظم پس‌انداز می‌کنند و ۲۳.۹درصد نیز به طور بسیار محدود قادر به پس‌انداز هستند. این آمار بیان‌گر فشار مالی شدید و نبود ظرفیت برای ذخیره‌سازی مالی در میان بیش‌تر خانواده‌ها است.

یافته‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که نزدیک به ۷۵درصد شرکت‌کنندگان (۷۲۲ تن) اظهار کرده اند که توانایی خرید شان در یک تا بیش از سه سال گذشته کاهش یافته است. این نشان می‌دهد که بحران اقتصادی طی سال‌های پسین به طور پیوسته بر قدرت خرید خانواده‌ها اثر منفی گذاشته است. از سوی دیگر، ۲۴.۹درصد پاسخ‌دهندگان گفته که از آغاز توانایی خرید محدودی داشته و هیچ گاه قادر به تأمین کامل نیازهای خود نبوده ‌اند.

تحلیل و گزارش مقایسه‌ای زنان بی‌کار و شاغل درباره منبع درآمد، وضعیت اقتصادی و توانایی

منبع درآمد خانواده

در این بخش مشاهده می‌کنیم که منبع اصلی درآمد خانواده‌ها در میان زنان بی‌کار و شاغل متفاوت است. زنان شاغل بیش‌تر از حقوق ثابت درآمد دارند؛ در حالی که زنان بی‌کار بیش‌تر به کسب‌وکارهای شخصی خانواده و کمک‌های خیریه وابسته ‌اند.

تأمین‌کننده‌ی اصلی درآمد خانواده

بر اساس یافته‌های این نظرسنجی، در خانواده‌های زنان شاغل، خود زن نقش مهم‌تری در تأمین درآمد دارد؛ اما در خانواده‌های زنان بی‌کار، مردان خانواده بیش‌تر درآمد را تأمین می‌کنند.

میزان درآمد ماهانه‌ی خانواده‌ها

درآمد ماهانه‌ی خانواده‌ها در زنان شاغل به طور کلی بیش‌تر است و درصدی کم‌تر خانواده‌ها با درآمد زیر ۵۰۰۰ افغانی وجود دارد؛ در حالی که زنان بی‌کار سهم بیش‌تری در درآمدهای پایین دارند.

کفایت درآمد برای هزینه‌های زندگی

بیش‌تر زنان شاغل درآمد خانواده را به سختی کافی می‌دانند؛ اما درصدی از آن‌ها احساس کفایت کامل درآمد را دارند که دو برابر زنان بی‌کار است. زنان بی‌کار بیش‌تر از درآمد ناکافی رنج می‌برند.

مصرف درآمد خانواده

در هر دو گروه، بخش عمده‌ای از درآمد صرف خوراک، پوشاک و تحصیل فرزندان می‌شود؛ اما زنان بی‌کار درصدی بیش‌تری برای خوراک و بهداشت هزینه می‌کنند و زنان شاغل توجه بیش‌تری به تحصیل فرزندان دارند. (پاسخ‌ها به گونه‌ی ترکیبی است و دیتای این بخش بر اساس تقریبی محاسبه شده است.)

توانایی پس‌انداز

توانایی پس‌انداز در زنان شاغل بیش‌تر است؛ اما هنوز بیش‌تر افراد پس‌انداز منظم ندارند یا اصلاً توانایی پس‌انداز ندارند.

توانایی خرید نیازهای اساسی

زنان بی‌کار به تناسب زنان شاغل بیش‌تر اصلاً توانایی خرید را ندارند.

موارد ناتوانی در خرید

پاسخ‌دهندگان مشخص کرده اند که بیش‌ترین ناتوانی خرید آنان مربوط به لوازم خانه، بهداشت و درمان و خوراک بوده است. بسیاری نیز در چند زمینه هم‌زمان ناتوانی دارند.

دلیل اصلی ناتوانی در خرید

زنان بی‌کار، گفته اند که بی‌کاری خود فرد مهم‌ترین دلیل است؛ اما در زنان شاغل کاهش درآمد خانواده و بی‌کاری اعضای خانواده مهم‌تر است. افزایش قیمت‌ها هم در زنان شاغل تأثیر بیش‌تری دارد.

زمان کاهش توانایی خرید

بیش‌تر افراد هر دو گروه گزارش داده ‌اند که توانایی خرید شان در سال‌های پسین کاهش یافته است.

نتیجه‌گیری نهایی

یافته‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که توانایی خرید زنان افغانستان به شدت زیر تأثیر عامل‌های اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. بیش از ۹۰ درصد زنان شرکت‌کننده قادر به تأمین کامل نیازهای اساسی خود نیستند و فشارهای اقتصادی ناشی از بی‌کاری، کاهش درآمد خانواده‌ها و افزایش قیمت‌ها، به طور مستقیم بر کیفیت زندگی آنان تأثیرگذار بوده است. این محدودیت مالی گسترده سبب شده است که بیش‌ترین هزینه‌های خانواده‌ها صرف تأمین خوراک، بهداشت و تحصیل فرزندان شود و فضای کمی برای پس‌انداز یا خرید اقلام غیرضروری باقی بماند.

هم‌چنین، زنان بی‌کار با چالش‌های شدیدتری روبه‌رو ‌اند و به نسبت زنان شاغل، توانایی کم‌تری در تأمین نیازهای اساسی و پس‌انداز دارند. وابستگی درآمد خانواده‌ها بیش‌تر به مردان و کسب‌وکارهای شخصی است که در شرایط بحران اقتصادی، آسیب‌پذیری خانواده‌ها را افزایش می‌دهد. روند کاهش توانایی خرید در جریان سال‌های پسین نشان‌دهنده‌ی وخامت شرایط معیشتی و ضرورت مداخله‌های فوری و هدف‌مند در حمایت اقتصادی از زنان و خانواده‌ها است.

بدون ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، ارتقای درآمد و برنامه‌های توان‌مندسازی اقتصادی زنان، این بحران معیشتی می‌تواند به گسترش فقر ساختاری، کاهش کیفیت زندگی و افزایش آسیب‌پذیری اجتماعی منجر شود. بنابراین، تدوین سیاست‌های جامع و میان‌بخشی با مشارکت نهادهای دولتی، غیردولتی و جامعه‌ی مدنی برای تقویت وضعیت اقتصادی زنان و خانواده‌ها در اولویت است.

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: