حلقههای کوچک دوستانه یا آن چه شماری از دختران «خواهرخواندهها» مینامند، این روزها برای شمار زیادی از دختران به پناهگاهی برای فرار از تنهایی و یافتن آرامش بدل شده است. پیشینهی این روابط دوستانه را که میتوان همزاد شکلگیری و ثبات اجتماعهای انسانی دانست، در سالهای پسین در زندگی دختران و زنان در افغانستان نقش برجستهتری یافته است.
شماری از دختران، میگویند که حلقههای کوچک دوستی، جاییست که در آن خود واقعی شان را میتوانند بروز بدهند بی آن که نگران داوریشدن باشند. آنها، میگویند که در این محیطهای کوچک شان، میتوانند حرف بزنند و شنیده شوند.
سمیهی ۲۴ساله، باشندهی کابل که با بستهشدن دانشگاهها دیگر نتوانست مصروفیتی برای خودش ایجاد کند، میگوید که با چهار دختر دیگر، یک گروه کوچک دارند که هرازگاهی کنار هم گرد میآیند و شادی و اندوه هم را قسمت میکنند. سمیه در دورهی دانشجویی با این دختران آشنا شده و حالا از بهترین دوستانش است. می گوید که بودن در این جمع باعث شده که کمتر خودش را تنها احساس کند و هنگام ناخوشیهایش بتواند بخشی از دلتنگیاش را با آنها در میان بگذارد و ذهنش را اندکی خالی کند.
سمیه، میگوید که حمایتهای کوچک روانی و عاطفی دوستانش، باعث شده که کنارآمدن با دشواریهای زندگی برایش سادهتر شده و فشار ذهنی کمتری را احساس کند. می گوید که دوستانش در بسیاری از لحظههای دشوار زندگی کنار او بوده اند و نگذاشتند که خودش را تنها بیابد. «فقط برای این که حال همدیگر را بپرسیم به هم پیام میدهیم یا باهم میبینیم، کنار هم جمع میشویم.» سمیه میافزاید که شاید داشتن دوستان و خود را شامل یک جمعدانستن برای همه واقعیتی ساده پنداشته شود؛ اما همین گفتوگوهای کوتاه باعث میشود، احساس کنیم تنها نیستیم.« وقتی یکی از ما روز سختی داشته باشد، بقیه سعی میکنند با شوخی، حرفزدن یا گوشدادن، حال او را بهتر کنند.»
زینب ۲۷ساله، دیگر باشندهی کابل نیز، داشتن حلقههای کوچک دوستی را نیازی برای هر آدمی دانسته و میافزاید که او نیز دوستان محدودی دارد که در کنار آنها احساس امنیت میکند؛ دوستانی که در محیط کاری با آنها آشنا شده است. میگوید که این حلقهی کوچک اما ارزشمند برایش مانند یک «پناهگاه امن» است؛ جایی که میتواند بدون نگرانی از قضاوتشدن، حسوحال خود را بیرون بریزد. به باور او، این حلقههای دوستانه نه تنها برای گفتوگو، بل که برای انگیزهدادن به یکدیگر نیز اهمیت زیادی دارد. «هم کار میکنم هم مسئولیت خانه دارم؛ زندگی هم حالا پر از هزار جنجال است؛ گاهی مشکلاتی است که گفتنش برای خانواده آسان نیست؛ اما وقتی با دوستانم که همکارم هم استند نزدیک صحبت میکنم، احساس سبکی می کنم.»
زینب میگوید که داشتن تجربههای مشابه که میان دوستان است، سبب میشود که آنها راحتتر همدیگر را بفهمند و به گفتهی او گاهی فقط شنیدن این جمله که «منم همین طور و مه درکت میکنم»، خیلی مهم است و آنها با همین روش هم که شده همدیگر را به ادامهدادن تشویق میکنند.
تجربههایی که گاهی رنج میآورد
تجربهی داشتن حلقههای دوستانه یا خواهرخوانده همیشه برای همه دختران یکسان نبوده است و برخیها، خاطرههای تلخی از خواهرخواندههای شان دارند که تا پایان عمر روی ذهن شان سنگینی میکند و با یادآوری آن، رنجی درون شان جان میگیرد.
سارا –نام مستعار- ۲۴ساله، میگوید که بیشترین آسیبها را همیشه از نزدیکترین دوستانش دیده است. تجربهی آزاردهندهی او از دوستی، باعث شده که دیگر نتواند به راحتی به فردی اعتماد کند و دایرهی روابطش بسیار محدود شود. «دوست صمیمی داشتم که همه چیز را با او شریک میکردم، اعتماد داشتم؛ اما بعد از مدتی متوجه شدم بعضی از حرفهایی که فقط برای او گفته بودم، به گوش دیگران رسیده است، رازهای زندگیم. از این فرصت بسیاریها بر ضدم استفاده کردند تمسخرم میکردند.»
او، روزهایی که رازهایش توسط دوستش به دیگران لو داده شده و سوءاستفادهی دیگران از این وضعیت را، بدترین روزهای زندگیاش عنوان میکند؛ وضعیتی که باعث ایجاد حس بدبینی به دیگران در او شده و حالا او، به راحتی نمیتواند به فردی اعتماد کند.
دایرههای دوستان دختران، گاه از بیرون خانواده و بستگان است و گاه در درون اما؛ شماری از دختران ترجیح میدهند، دوستان نزدیک شان را از میان بستگان شان انتخاب کنند و به آن بیشتر اعتماد دارند.
مریم –نام مستعار- ۲۳ساله، پزشک دندان در کابل، میگوید که ترجیح میدهد دایرهی دوستیاش بیشتر در میان اعضای خانواده باشد. به باور او، اعتماد در روابط خانوادگی عمیقتر است. «چند دوست بیرون از خانواده هم دارم، اما صمیمیترین کسانی که با آنها صحبت میکنم دختر عمهها و دخترخالههایم هستند. از کودکی با هم بزرگ شدیم و همدیگر را خوب میشناسیم. وقتی مشکلی داشته باشم، راحتتر میتوانم با آنها صحبت کنم، چون میدانم که حرفهایم در همان دایره باقی میماند.»
فرشته، یکی دیگر از این دختران، میگوید که گاهی میان دوستان سوءتفاهم ایجاد میشود؛ اما تلاشهایی که برای حفظ آن رابطه صورت میگیرد، باعث عمیقترشدن و پایداری آن میشود. می گوید که «وقتی چند نفر رابطهی نزدیک دارند، طبیعی است که گاهی اختلاف نظر هم پیش بیاید؛ اما چیزی که این دوستیها را حفظ میکند، صداقت و گفتوگو است.»
شماری از روان شناسان، می گویندکه داشتن شبکههای کوچک حمایتی مانند دوستان نزدیک میتواند در کاهش احساس تنهایی و فشارهای روانی نقش مهمی داشته باشد و چنین روابطی فرصتی فراهم میکند تا افراد احساسات خود را بیان کنند و از حمایت عاطفی دیگران برخوردار شوند.
محمدالله بلوچ، روان شناس، می گوید گروه همسالان بیشترین تأثیر را روی فرد دارد و بیشتر دختران دوست دارند در گروه همسنیهای شان حمایتهای اجتماعی بیشتر دریافت کنند. به باور، بلوچ، این حمایت عاطفی، از داشتن احساس تنهایی و ناامیدی در دختران میکاهد.
برخی از جامعهشناسان به این باورند که در میان فشارهای اجتماعی و نگرانیهای روزمره، بسیاری از دختران برای یافتن آرامش به حلقههای کوچک دوستانه پناه میبرند؛ اما به دلیل شخصیت های متفاوت در اجتماع تجربه دوستی همیشه یکسان نیست.
شعیب احمدی، جامعهشناس، میگوید: «افراد در فرصتی که با دوستان استند نگرانیها و مشکلات خود را به گونهی مقطعی کنار میگذارند؛ این ارتباطات چون در جامعه افراد شخصیتهای متفاوت دارند این ارتباطات میتواند هر نتیجه داشته باشد.»
روایت این دختران نشان میدهد که گاهی یک حلقه کوچک از دوستان صمیمی میتواند به فضایی برای امید، همدلی و آرامش تبدیل شود؛ جایی که افراد در آن احساس میکنند تنها نیستند.






