در نزدیک به چهار سال گذشته، با بازگشت امارت اسلامی به قدرت، شهروندان افغانستان بار دیگر دچار بیثباتی، بیکاری گسترده و آیندهی ناروشن شدند. نخستین قربانیان این وضعیت، جوانانی بودند که برای یافتن امنیت، آزادی و معیشت، ناگزیر وطن را ترک کردند. بسیاری ایران را به عنوان نزدیکترین مسیر برای عبور از بحران انتخاب کردند؛ اما زندگی در آن جا نیز چهرهای تازه از دشواریها و ناامنیها را آشکار کرد.
بر بنیاد یافتههای تازهی سلاموطندار، از میان ۳۸ جوان اهل افغانستان که در مرحلهی نخست این تحقیق با آنان گفتوگو شده است، ۲۷ تن برای یافتن کار، چهار تن به قصد رسیدن به اروپا، پنج تن به دلیل ناامنی و دو تن برای ادامهی تحصیل به ایران رفته اند.
اما در پی تنشهای پسین میان ایران و اسرائیل، تماس دوباره با آنان نشان داد که بسیاری اکنون در آستانهی بازگشت قرار دارند؛ بازگشت به سرزمینی که از آنِ خود شان است؛ اما ناامنی اقتصادی و درآمد پایین با فشارهای اجتماعی و سنتی، جایگاه اجتماعی و پذیرش این جوانان را در جامعه نیز متزلزل کرده است.
تحولات سیاسی پسین در ایران از جمله جنگ با اسرائیل و فضای امنیتی متشنج، شرایط زندگی را برای مهاجران افغان سختتر از همیشه کرده است. جوانانی که در ایران با دستمزد پایین، ساعتهای طولانی کار، تبعیض آشکار و تحقیر نظاممند روبهرو بودند، اکنون دیگر نه امیدی به پیشرفت دارند و نه امنیتی در محل کار و زندگی خود احساس میکنند.
خیبر، جوانی ۲۸ساله از سمنگان با مدرک کارشناسی، اکنون در کشتزاری در ایران کشاورزی میکند و با روزانه ۱۴ ساعت کار، دستمزدی کمتر از نصف کارگران ایرانی دریافت میکند و رضا محمدی، آموزگار پیشین از بامیان، از درد غربت، شرایط غیرانسانی و برخوردهای تبعیضآمیز در محیط کار، میگویند.
سلاموطندار را در تلگرام دنبال کنید
خیبر، میگوید: «ساعت کاری ما با ایرانیها خیلی فرق دارد. ما ۱۴ ساعت یا ۱۵ ساعت کار میکنیم، ایرانیها هشت ساعت یا ۱۰ ساعت کار میکنند. معاش ما همچنان فرق دارد؛ ایرانیها معاش شان از ۲۰ تا ۳۰ هزار است و از ما افغانها که ساعتهای کاری ما هم بیشتر است، معاش ما از ۱۰ تا ۱۵ هزار است.»
رضا محمدی، نیز میگوید: «ساعتهای کاری ما با ایرانیها متفاوت است. ایرانیها از ساعت ۸ صبح تا ۴ عصر کار میکنند و بعد رخصت اند؛ اما برای مهاجرین افغان فرق دارد؛ از ۶ تا ۱۲ شب است؛ در هر جا مختلف است. در قسمت معاش هم فرق دارد؛ بعضی شان زیاد است؛ بعضی شان کم؛ نظر به کار است. هر قسم که میل شان باشد، سر افغانها کار میکنند و مشکلات مهاجرین از مشکل صحی و درمانی گرفته تا کرایهی خانه و نان و همهچیز مشکل است.»
همین گونه، فریدالله ۲۴ساله از ننگرهار، در گفتوگو با سلاموطندار میگوید که یک سال میشود به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار شده است راهی ایران شود. او که اکنون در فارم مرغداری کار میکند، از برخورد نامناسب و شرایط کاریاش ناراضی است و چنین میگوید: «بسیار رفتار بد میکنند؛ این ایرانیها بسیار بیاحترامی میکنند؛ کدام کارهای سخت که باشد، بالای ما انجام میدهند و بالای ایرانیها انجام نمیدهند. اگر کمی حاضرجوابی کنیم، به پلیس زنگ میزنند، بیاحترامی میکنند، دشنام میدهند، طعنه میزنند که وطن خود را ببینید چه رقم است و به کشور ما آمده اید.»
در گفتوگوهای تازه، هشت تن از جوانانی که با سلاموطندار تماس گرفته اند، تصریح کردند که در نتیجهی شدتگرفتن ناامنی و بیثباتی سیاسی در ایران، تصمیم به بازگشت گرفته اند؛ اما بستهبودن مرزها، نداشتن مدرکهای قانونی و بیپولی، مانع بازگشت فوری آنها شده است. این تصمیم نه از سر امید به بهبود وضعیت در افغانستان، بل ناشی از ناامیدی و تهدیدهای روزافزون در ایران گرفته شده است.
میلاد ۲۴ساله از کندز و منیب ۲۷ساله از کاپیسا، میگویند که هر دو به دلیل مشکلات اقتصادی چهار سال پیش به ایران مهاجر شدند؛ اما اکنون با شدتگرفتن جنگ سیاسی میان ایران و اسرائیل تصمیم دارند دوباره به کشور بازگردند.
میلاد، میگوید: «چهار سال میشود به ایران آمدهام و کار میکنم. قبلاً در شیراز کار میکردم؛ از روزی که تهران آمدهام، تهران مورد حملهی رژیم اسرائیل غاصب قرار گرفت و حالا هم در تهران هستم. کار ما به خاطر جنگ متوقف شده؛ فعلاً در خانهی صاحب کارم زندگی میکنم. اگر وضعیت وخیم شود، به افغانستان میآیم؛ دلیلش هم مشکلات امنیتی است که جنگ وجود دارد.»
منیب، نیز میگوید: «در تهران زندگی و کار میکنم؛ وضعیت امنیتی تهران خیلی وخیم است؛ جنگ است. فعلاً تصمیم آمدن دارم؛ اما پولهایم پیش صاحب کار بند است و تلاش دارم آن را بگیرم و افغانستان بیایم. دلیل آمدنم، جنگ در ایران است؛ اگر جنگ نمیشد، نمیآمدم.»
با این حال، به باور عبدالنصیر رشتیا، کارشناس مسائل اقتصادی، بازگشت ناگهانی شمار بسیاری از مهاجران میتواند بحران بیکاری در افغانستان را عمیقتر کند. از سوی دیگر، شعیب احمدی، جامعهشناس، هشدار میدهد که تبعیض کاری و فشارهای اجتماعی، عزت نفس و هویت فردی مهاجران را تضعیف میکند و آنان را به مرز فروپاشی روانی میکشاند.
عبدالنصیر رشتیا، میگوید: «در صورتی که این جنگها طولانی شود، میتواند تجارت افغانستان را مختل کند و خیلی مشکل است ما در کوتاهمدت راه بدیل را جستوجو کنیم. هرچند افغانستان متکی به یک مسیر نیست، با کشورهای متعدد دادوستد دارد؛ اما ایران از جمله کشورهای نزدیک به افغانستان است. مشکل بزرگی که ما امروز با آن دستوپنجه نرم میکنیم، مشکل بیکاری است که این میتواند تهدید جدی به افغانستان باشد و این تعداد از مهاجرین که دوباره میآیند، میتوانند نگرانیهایی را به وجود آورند.»
شعیب احمدی، نیز میگوید: «در هر جایی که تبعیض وجود داشته باشد، مطمئناً بالای هویت افراد، عزت نفس افراد و همچنان بالای حس تعلق شان تأثیر خاص میتواند داشته باشد؛ چون این افراد ممکن است مدرک قبولی نگیرند و آیندهی نامعلوم داشته باشند و این سبب میشود که از لحاظ هویت فردی تضعیف شوند و نفهمند که چه جایگاهی در جامعه دارند. هر گاه ما بتوانیم نیازهای اساسی جامعه را برآورده بسازیم، آن زمان است که افراد را به این ایده میرسانیم که در کشور خود بمانند. عدالت اجتماعی، تطبیق یکسان قانون، ایجاد فرصتهای کاری، خدمات آموزشی و پرورشی ایجاد شود و بالاخره امنیت و ثبات اجتماعی است تا افراد مجبور نشوند به کشورهای دیگر بروند.»
از سویی هم، مسئولان در وزارت امور مهاجرین و عودتکنندگان حکومت سرپرست، میگویند که برای رسیدگی به وضعیت مهاجران افغان در کشورهای منطقه به ویژه ایران، با نهادهای مسئول در تماس اند. به گفتهی آنها، در داخل کشور نیز آمادگیهایی برای بازگشت و پذیرش مهاجران گرفته شده است.
سلاموطندار را در اکس دنبال کنید
عبدالمطلب حقانی، سخنگوی وزارت امور مهاجرین و عودتکنندگان، در این باره میگوید: «در این شک نیست که در ایران وضعیت جنگی است و برای افغانها همچنان خطرهایی است؛ اما حفاظت از مهاجرین برای ما اولویت دارد؛ ما در تهران، زاهدان و مشهد با اتشهی امور مهاجرین ایران در ارتباط هستیم و برای شان پیشنهاد آمادگی لازم را کردهایم. ما در داخل کشور همچنان آمادگی کامل داریم و هر قدر افغانهایی که برای محافظت به کشور برمیگردند، ما برای شان خوشآمدید میگوییم، تمام دروازههای افغانستان برای رفتوآمد باز است و هر کس میتواند آزادانه به کشور خود برگردد.»
با این همه، عبدالظاهر رحمانی، معاون آمریت سرحدی امور مهاجرین اسلامقلعه، میگوید که با افزایش شمار مهاجران بازگشتشده، امارت اسلامی تمام خانوادهها را زیر پشتیبانی قرار داده است. به گفتهی او، روزانه حدود دو هزار افغانی به هر فرد توزیع میشود و کمیتههای مشخص ترانسپورتی، خدماترسانی و بایومتریک ایجاد کرده اند.
او، میگوید: «در روزهای اخیر تعداد مهاجرین افزایش یافته است. از طرف دولت ایران برای شان وقت تعیین شده بود و در این اواخر که جنگ شده، تعداد زیاد شده، روزانه به حد اوسط میتوانیم بگوییم هفت هزار تا ۱۰ هزار نفر به کشور عودت میکنند؛ یعنی کسانی که رد مرز میشوند، بدون مدارک همین تعداد است که از جمع اینها، ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ فامیل است، بقیه مجرد استند. این جا که میآیند، از طریق امارت اسلامی کمیتهها تشکیل شده است و خدمات ارائه شده و ثبت و راجستر میشوند و تا خانههای شان انتقال داده میشوند.»
با وجودی که وزارت امور مهاجرین و عودتکنندگان حکومت سرپرست از آمادگی برای بازگشت مهاجران سخن میگوید، شواهد نشان میدهد که ساختارهای حمایتی لازم برای پذیرش و ادغام دوبارهی جوانان در جامعه فراهم نیست. نبود برنامههای اشتغالزایی، خدمات درمانی، آموزشی و امنیتی، بازگشت را به بنبست تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، تحولات سیاسی افغانستان این جوانان را وادار به مهاجرت کرد و بحرانهای ایران، آنان را در مهاجرت نیز بیقرار و بیپناه کرد. اکنون نسلی از افغانها که میتوانستند موتور محرکهی توسعهی کشور باشند، میان دو فضای بیثبات و ناامن، سرگردان مانده اند.






