پس از پایان جنگ جهانی دوم، جهان وارد مرحلهای شد که بسیاری از آگاهان از آن به عنوان دورهای از صلح نسبی یاد میکنند. با وجود جنگها و بحرانهای منطقهای، قدرتهای بزرگ از ورود به یک جنگ جهانی دیگر خودداری کردند. ایجاد سازمان ملل متحد، شکلگیری نهادهای بینالمللی، گسترش روابط اقتصادی و فروپاشی دیوار برلین در ۱۹۸۹، امیدها به ثبات، امنیت و همگرایی جهانی را تقویت کرد. این تحولها، این باور را به وجود آورد که جهان وارد عصر تازهای از همکاری، توسعه و کاهش تنشهای ایدئولوژیک شده است.
اما تحولهای سالهای پسین نشان میدهد که نظم و امنیت جهانی با چالشهای جدی روبهرو شده است. رقابت قدرتهای بزرگ، گسترش بحرانهای امنیتی و افزایش تنشها در منطقه و فراتر از آن، بار دیگر سایهی جنگ را بر جهان گسترده است؛ جنگهایی که نه تنها امنیت، بل اقتصاد و وضعیت حقوقبشری جهان را نیز، تحت تأثیر قرار داده اند.
یکی از مهمترین نمونهها، جنگ میان روسیه و اوکراین است؛ جنگی که از ۲۴ فبروری ۲۰۲۲ با آغاز تهاجم گستردهی روسیه به اوکراین وارد مرحله تازهای شد و به عنوان بزرگترین درگیری نظامی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشود.
در این درگیری، میلیونها تن آواره شده اند؛ بحرانی که بزرگترین موج مهاجرت در اروپا پس از جنگ جهانی دوم خوانده میشود.
بر بنیاد گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، مجموع تلفات دو طرف تا اوایل ۲۰۲۶ به نزدیک دو میلیون تن رسیده است؛ آماری که ابعاد گستردهی این بحران انسانی را نشان میدهد.
همزمان، تلاشهای سیاسی برای پایاندادن به جنگ نیز شدت گرفته است. دونالد ترمپ، رییسجمهور امریکا، از آتشبس سهروزه میان دو طرف خبر داده است. .ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه، گفته پایان جنگ نزدیک است و ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین نیز، اعلام کرده که تبادل گستردهی زندانیان میتواند مقدمهای برای کاهش تنشها باشد.
در حالی که تلاشها برای پایان جنگ اوکراین ادامه داشت، بحران دیگری در خاورمیانه شعلهور شد. جنگ میان اسرائیل و فلسطین که ریشهی آن به دههها پیش بازمیگردد، در سالهای پسین وارد مرحلهای خونینتر شده است.
در این درگیریها، دهها هزار فلسطینی کشته و صدها هزار تن زخمی شده اند. همچنان میلیونها تن با کمبود غذا، آب، خدمات درمانی و سرپناه در نوار غزه روبهرو اند.
همزمان، درگیریها در لبنان و تنش میان ایران و اسرائیل نیز، گسترش یافته و نگرانیها از تبدیلشدن این بحران به یک جنگ منطقهای افزایش یافته است.
با ادامهی درگیریهای منطقهای، اکنون پای قدرتهای جهانی نیز به این بحران کشیده شده است.
درگیری مستقیم میان اسرائیل و امریکا با ایران در ۲۰۲۶ آغاز شد. حملههای متقابل، تهدید به بستن تنگهی هرمز و حمله به پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای خلیج، بازار جهانی انرژی را با شوک جدی روبهرو کرده است؛ بحرانی که برخی آگاهان اقتصادی آن را بزرگترین اختلال در عرضه انرژی توصیف کرده اند.
با این حال، هنوز هیچ چشمانداز روشنی برای گفتوگوها میان تهران و واشینگتن وجود ندارد.
عبدالجبار اکبری، آگاه سیاسی، میگوید که جهان به سمت چندقطبیشدن حرکت میکند و رقابت قدرتهای بزرگ، کشورهای کوچکتر را به میدان جنگهای نیابتی تبدیل کرده است.
این آگاه سیاسی میافزاید: «امروز اگر جنگ در خاورمیانه است، در آسیای میانه و شرق دور نیز تنشها جریان دارد. جهان به سمت سهقطبیشدن حرکت میکند و قدرتهای بزرگ برای تأمین منافع خود، کشورهای کوچک را وارد جنگ میسازند.»
اقتصاد جهانی، اما از این درگیریها بیشترین آسیب را دیده است. جنگ اوکراین صادرات غلهها را مختل کرد و جنگهای خاورمیانه نیز، بازار نفت و تجارت جهانی را متأثر کرده است. افزایش بهای انرژی، اختلال در زنجیرهی تأمین کالاها، بحران غذایی و کاهش کمکهای انساندوستانه، کشورهای فقیر و آسیبپذیر را با فشار شدید روبهرو کرده است.
آگاهان اقتصادی هشدار میدهند که ادامهی جنگها میتواند رکود اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و افزایش فقر را در بسیاری از کشورها تشدید کند. همچنان نهادهای امدادرسان بینالمللی با کمبود بودجه و دشواری در رساندن کمکها به منطقههای جنگزده مواجه اند.
عبدالظهور مدبر، آگاه اقتصادی، در بارهی پیامدهای تشدید درگیریها میگوید: «ناهنجاریها، جنگها و تنشها، چه در منطقه و چه در سطح جهان، میتواند بر همه کشورها تأثیر بگذارد. از جمله، تنشها در خاورمیانه پیامدهای منفی گستردهای به همراه دارد. به همین گونه، بحرانها میان اوکراین و روسیه نیز، تأثیرهای خود را بر جهان گذاشته است. راهحل این است که این منازعهها و تنشها پایان یابد تا کشورها بتوانند در فضایی آرام، روابط اقتصادی سالم و سازندهای داشته باشند.»
در بخش حقوق بشری نیز، پیامدهای جنگها بسیار گسترده توصیف میشود و زنان و کودکان بیشترین آسیب را متحمل شده اند.
آصفه ستانکزی، فعال حقوق زن، در این باره میگوید: «در جریان جنگ، زنان بیش از دیگران در معرض خشونت، تجاوز، ازدواج اجباری و قاچاق انسان قرار میگیرند. در بسیاری از درگیریها، بدن زنان به ابزاری برای جنگ و اعمال فشار تبدیل میشود. همچنان تخریب مکتبها و دانشگاهها، محرومیت از آموزش و گسترش فقر، زندگی و آیندهی زنان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.»
در حالی که درگیریها در بخشهای مختلف جهان ادامه دارد، نگرانیها از گسترش بحرانهای انسانی، افزایش فقر و بیثباتی سیاسی نیز بیشتر شده است؛ وضعیتی که به باور بسیاری از آگاهان، میتواند آیندهی نظم جهانی را با چالشهای جدیتری روبهرو کند.






