کارگاه هنری کوچکی میزبان دستانی‌ است که با صبر و ظرافت، روح هنر را بر سطح سرد سفال می‌نشانند. در این کارگاه، شماری از دختران هر روز گرد هم می‌آیند تا با هنر میناکاری، ظرف‌های ساده‌ی سفالی را به روایت‌هایی رنگین از فرهنگ، طبیعت و زندگی تبدیل کنند.

این تلاش روزانه، در فضایی شکل می‌گیرد که آمیخته با بوی رنگ، خاک سفال و سکوتی است که تنها با صدای قلم‌مو بر سفال شکسته می‌شود. آنان نقش‌های ظریف از گل‌ها، بناهای تاریخی و صحنه‌های سنتی را ترسیم می‌کنند؛ نقش‌هایی که هر کدام بازتابی از ذهن خلاق و تجربه‌ی زیسته‌ی آنان است.

در میان این دختران هنرمند، زهرا اکبری، یک تن از کارکنان این کارگاه، باور دارد که میناکاری تنها یک فعالیت هنری نیست، بل راهی برای بیان احساسات، حفظ هویت فرهنگی و یافتن معنا در روزمرگی‌های دشوار است.

او، می‌گوید: «مدت هفت ماه می‌شود که به این کارگاه آمده‌ام و علاقه‌ی من به هنر باعث شد تا به این سمت بیایم. آمدن به جایی که هم هنر رنگارنگ باشد و هم دخترها باشند، خیلی برای روحیه‌ی همه خوب است؛ ولی اگر در خانه باشیم، افسرده می‌شویم‌. بیرون‌رفتن، کارکردن و باهم‌بودن، باعث نشاط و شادی می‌شود.»

بیش‌تر زنان و دخترانی که در این کارگاه سرگرم کار اند، به دلیل محدودیت، از تحصیل یا کار باز مانده اند. این دختران، می‌گویند محیطی که در این کارگاه برای شان مهیا شده، آنان را از انزوا دور کرده و از فشارهای روانی شان کاسته است.

عایشه چشتی، یک تن دیگر از کارکنان این کارگاه، می‌گوید: «تحصیل می‌کردم؛ محدودیت تحصیلی که وضع شد، به این مکان آمدم و کارهای رنگ‌آمیزی می‌کنم که به روحیه‌ی من تأثیر خیلی مثبتی گذاشته است.»

برخی از دختران در این کارگاه، این هنر را تنها راه باقی‌مانده برای حضور اجتماعی و اقتصادی خود می‌دانند که می‌توانند در کنار حفظ هویت فردی، روزنه‌ای برای استقلال مالی داشته باشند.

عاصیه کاکر، کارمند این کارگاه هنری، در این باره می‌گوید: «شرایط فعلی افغانستان سخت است و خانم‌ها جایی برای رفتن نداشتند؛ تنها دروازه‌ای که به روی خانم‌ها باز بود، دروازه‌ی هنر بود و از نظر اقتصادی به نظر من بلی فایده می‌کند.»

قریش ملک‌زاده، مسئول این کارگاه هنری، هدف از ایجاد این فضا را پشتیبانی از هنرمندان زن و فراهم‌کردن زمینه‌ی آموزش، تولید و عرضه‌ی آثار هنری عنوان می‌کند.

او، می‌گوید که هم‌اکنون ۲۵ زن در این کارگاه سرگرم فراگیری هنر میناکاری روی سفال اند و فروش آثار، برای شماری از آنان به منبع درآمد تبدیل شده است.

قریش ملک‌زاده، می‌افزاید: «من از صفر تا صد خودم هم رییس هستم و هم کارگر هستم. نُه سال می‌شود که این کار را آغاز کرده‌ام، ۲۵ شاگرد دارم و بعد از آن می‌روند کارگاه باز می‌کنند و شاگرد جذب می‌کنند.»

در شرایطی که فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی برای دختران و زنان محدود شده، این کارگاه به پناه‌گاهی برای خلاقیت و امید تبدیل شده؛ جایی که هنر میناکاری بر ظرف‌های سفالی، نه ‌فقط یک نقش تزیینی، بل نمادی از پایداری، هویت و صدای خاموش‌نشدنی زنان هنرمند است.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: