شماری از پزشکان نسایی-ولادی، میگویند که روشهای نادرست شیردهی و باورهای نادرست در بارهی تغذیهی مادران شیرده، میتواند سلامت نوزادان را با خطر روبهرو کند. به گفتهی آنان، هنوز در برخی خانوادهها باورهایی در بارهی تغذیهی مادران شیرده وجود دارد که سبب میشود زنان از خوردن برخی غذاهای مفید خودداری کنند یا برای درمان بیماریهای خود به روشهای سنتی رو بیاورند؛ موضوعی که در مواردی میتواند به کمبود شیر مادر و مشکلات تغذیهای نوزادان منجر شود.
پزشکان، تأکید میکنند که مادران در دوران شیردهی باید تغذیهی متوازن و کافی داشته باشند و برای رفع مشکلات صحی خود، به جای پیروی از توصیههای غیرعلمی، با کارکنان صحی مشورت کنند. نرگس میرزایی، پزشک نسایی-ولادی در تخار، میگوید که بسیاری از مادران در بارهی شیوهی درست شیردهی و تغذیهی خود آگاهی کافی ندارند.
او، میافزاید: «بسیاری از مادران نمیدانند که چه گونه نوزاد شان را شیر بدهند و تغذیه کنند. وقتی مادر استرس داشته باشد یا تغذیهاش مناسب نباشد، شیرش کم میشود و طبیعتاً طفل هم غذای کافی دریافت نمیکند. از سوی دیگر، باورهای سنتی نادرستی وجود دارد؛ مثلاً گفته میشود مادر نباید غذای چرب یا تند بخورد؛ چون روی شیر اثر میگذارد یا باعث دلدردی طفل میشود. یا اگر کودک زردی بگیرد، مادر باید از روغن به طور کامل پرهیز کند. این باورها پایهی علمی ندارد. مادر باید تغذیهی متوازن و کامل داشته باشد تا هم خودش سالم بماند و هم شیر کافی برای نوزادش داشته باشد.»
سونا احمدی، قابله در تخار، نیز میگوید که شماری از مادران به دلیل باورهای نادرست، شیر اول مادر یا «فله» را ناپاک یا غیرصحی میدانند و آن را به نوزاد نمیدهند؛ در حالی که به گفتهی او، این شیر برای تقویت بدن نوزاد اهمیت دارد. احمدی، میافزاید که پرهیز غذایی بیش از حد مادران شیرده نیز میتواند به ضعف آنان و مشکلات تغذیهای نوزادان منجر شود.
این قابله، میگوید: «بعضی مردم میگویند شیر اول یا فله حرام است؛ در حالی که برای طفل بسیار مفید است و سیستم دفاعی بدنش را قوی میکند. اگر طفل بعد از شیرخوردن دلدرد بگیرد، مادر میتواند برای چند روز غذایش را تغییر دهد؛ اما نباید غذاها را به طور کامل ترک کند. غذاهای مقوی، مانند پروتئین و چربی، برای تأمین نیازهای بدن مادر ضروری است و استرس نیز میتواند شیر مادر را کم کند. اگر مادر مریض شد، باید به داکتر/پزشک مراجعه کند و به طفل تا دوسالگی شیر بدهد. اگر طفل ضعیف است، روزانه ۱۲ بار و اگر سالم است، هشت بار شیر بدهد. مادران باید به گپهای مردم ارزش ندهند و توصیههای کارکنان صحی را جدی بگیرند.»
در همین حال، شماری از زنان در تخار، با انتقاد از وجود باورهای نادرست در بارهی تغذیهی مادران شیرده در خانوادهها میگویند که دنبالهروی از این باورها، در موردهایی بر سلامت خود شان و کودکان شان تأثیر گذاشته است. شمسیه، یکی از باشندگان تخار، میگوید که به دلیل باورهای نادرست خانوادهاش، در دوران شیردهی از خوردن بسیاری از غذاهای مفید و میوههای تازه پرهیز میکرد؛ موضوعی که به گفتهی او، بر وضعیت صحی کودکش اثر گذاشته است.
او، تجربهی خود را چنین روایت میکند: «اولین بار که مادر شدم، هیچ تجربهای نداشتم. در زمان شیردادن سر طفل را بالا نگرفتم، شیر در شش طفل رفت و فوت کرد. بار دوم که مادر شدم، خیلی احتیاط میکردم و متوجه بودم که طفلم را چیزی نشود. خشویم میگفت زن شیرده نباید میوه، ترکاری یا هر قسم غذا را بخورد؛ چون طفل را دلدرد میگیرد. من هم چند مدت فقط نان، شوربا و چای میخوردم. حتا اجازه نمیدادند به داکتر بروم؛ میگفتند در زمان ما کجا این قدر داکتر بود. از دواهای خانگی استفاده میکردم. به همین خاطر، نه خودم جان داشتم و نه شیرم کافی بود. طفلم هر لحظه گریه میکرد و روزبهروز لاغرتر شد. بالاخره وقتی نزد داکتر رفتم، گفت طفل دچار سوءتغذیه شده است.»
لطیفه حکیمی ۲۴ساله، یکی دیگر از مادران در تخار، نیز میگوید که در دوران شیردهی، توصیههای متفاوتی از پزشک و خانوادهی همسرش دریافت میکرد. «طفل اولم است. زمانی که طفلم تولد شد، داکتر برایم گفت که میتوانی هر غذایی را بخوری؛ اما مادر شوهرم میگفت زن شیرده باید زیاد گوشت چرب، روغن حیوانی و زردچوبه بخورد تا شیرش زیاد شود و نباید هر قسم غذا را بخوری. من هم هر غذایی را که مادر شوهرم میگفت، میخوردم؛ ولی طفلم هیچ قوی نمیشد. برعکس، زیاد گریه میکرد و دلش را باد میگرفت. حتا وقتی مریض میشدم، میگفتند دوا نخوری، شیرت خشک میشود و برایم دوای خانگی میدادند؛ یعنی اجازهی رفتن به داکتر را نمیدادند. اما وقتی طفلم دچار تب شدید و اسهال شد، رفتم نزد داکتر و تقریباً یک هفته بستر شد. گفت غذاهایی که خوردی، برایش ضرر کرده است. زیاد جگرخون استم که چرا به توصیههای داکتر گوش ندادم.»
کامله، مادر دیگری از تخار، نیز میگوید که در نخستین ماههای شیردهی، به دلیل اطلاعات نادرست و محدودیتهای غذایی که از سوی خانوادهاش بر او تحمیل شده بود، نتوانسته به درستی از نوزادش مراقبت کند و اکنون فرزندش با کموزنی و ضعف جسمی روبهرو است. «وقتی تازه مادر شدم، هر چیزی را به دل خود نمیخوردم. همیشه مادرم میگفت چیزهای سرد یا میوههای آبدار مثل خربزه و تربوز یا هم ماست نخور. همچنین میگفتند آب سرد ننوش؛ چون طفل سردی میگیرد یا شکمش به هم میخورد. به همین خاطر، بیشتر غذاهای خشک و سبک میخوردم. بعضی روزها فقط چای و نان میخوردم. وقتی مریض میشدم، کسی نمیگذاشت دوا بخورم و میگفتند دوا شیر را خراب میکند. با همین باورها طفلم یکساله شد؛ اما وزن نگرفت و همیشه بیقرار بود. وقتی پیش داکتر بردم، گفت طفل هم کمخونی دارد و هم به دلیل این که شیر کافی نگرفته، کموزن و با ضعف جسمی روبهرو شده است.»
تجربهی این مادران نشان میدهد که باورهای نادرست در بارهی شیردهی و تغذیهی مادران، تنها به محدودیت غذایی آنان خلاصه نمیشود؛ بل در برخی موارد، دسترسی آنان به خدمات صحی و استفاده از دارو را نیز زیر تأثیر قرار میدهد. با این حال، پزشکان تأکید میکنند که مادران شیرده برای حفظ سلامت خود و نوزاد شان، باید از یک رژیم غذایی متوازن و متنوع برخوردار باشند و در صورت بروز بیماری یا مشکل در روند شیردهی، به کارکنان صحی مراجعه کنند.
همچنین، تغذیهی مناسب مادر، استراحت کافی و دریافت مشورهی صحی میتواند در حفظ سلامت مادر و تأمین نیازهای تغذیهای نوزاد نقش مهمی داشته باشد. در نهایت، آگاهی خانوادهها از اصول درست شیردهی و پرهیز از توصیههای غیرعلمی، میتواند به مادران کمک کند تا بدون فشار و محدودیتهای بیمورد، دورهی شیردهی را سپری کنند و نوزادان نیز از تغذیهی مناسب برخوردار شوند.






