در گذشتهها، شبهای زمستان با قصهگویی و دورهمنشستن خانوادهها سپری میشد، بزرگترها داستانهایی از قهرمانان، صبر، دوستی و ارزشهای اخلاقی را بازگو میکردند و جوانان به آن گوش میدادند.
امروز اما این تصویر آرامآرام جایش را به فنآوری داده و بسیاری از جوانان و نوجوانان، شبهای زمستان را با تماشای فیلم و پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سپری میکنند.
اکبر زرگر، باشندهی پروان که سالهای زیادی را پشت سر گذاشته و خاطرههای متفاوتی از نشستن در محفلهای قصهگویی دارد، میگوید: «وقتی شبنشینی میشد، هر فرد یک قصه همراهش میآورد؛ قصهی هر کس خوبش بود، دیگران برایش آفرینی میداد؛ مردم به داستانهای ابومسلم خراسانی، شیرینوفرهاد، لیلیومجنون و کتابهای حافظ، رستم و سهراب علاقه داشتند.»
عبدالاحد احد، باشندهی تخار که تجربهی نشستن در محفلهای قصهگویی در گذشته را دارد، میگوید که در آن روزگار بزرگان با روایت از افسانهها و تجربههای شان، ساعتهای زیادی همه را سرگرم نگه میداشتند. او با حسرت از روزهایی که قصهگویی بزرگان و کودکان خانواده را دور هم جمع میکرد، میافزاید: «متأسفانه قصهگویی و رسمورواج مردم از بین رفته است؛ در قدیم خیلی داستانهای آموزنده بود و داستانهای قهرمانانان و شهامت آنها بود؛ اکنون وقتی به گذشته فکر میکنم، خیلی جگرخون میشوم.»
در سوی دیگر، شماری از شاعران و نویسندگان، میگویند که گسترش فنآوری و رواج ابزارهای دیجیتال در زندگی روزمره سبب شده که قصهگویی به حاشیه رانده شود.
عبدالواحد عایلشبروز، از شاعران و نویسندگان فارسی در پروان، میگوید: «در گذشته دوستان و نزدیکان در زمستان کنار هم جمع میشدند و دور بخاری یا صندلی مینشستند، قصه میگفتند و شعر میخواندند؛ چیزی که به ایجاد اتحاد و دوستی مردم خیلی نقش داشت.»
محبوبالله موحد، کارشناس بخش آموزشوپرورش در کابل، میگوید که قصهگویی، نقش مهمی در انتقال ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی دارد و نیاز است حفظ شود. «با پیشرفت دنیا و آمدن تکنوژی مردم دنبال پیشرفت رفتند و امروز هر کس یک تلفن دارد و با استفاده از اینترنت این فرهنگ در میان مردم کمرنگ شده است.»
در جهان پرهیاهو، میان صفحههای درخشان گوشیها و زندگیهای پرشتاب، شاید بازگشت به سنت قصهگویی، فرصتی برای بازآفرینی لحظههایی انسانیتر باشد. لحظههایی که کودکان را به دنیای خیال میبرد و بزرگترها را نیز با کودک درون شان آشتی میدهد.






