چه‌چیزی جوانان تحصیل‌کرده و شهری را جذب داعش می‌کند؟

چه‌چیزی سبب جذب جوانان شهری افغانستان به داعش می‌شود و به آنان الهام می‌دهد تا خطر بزرگی – مواجهه با نیروهای امنیتی و طالبان که یکی از مخالفان مهم حکومت است را – به جان بخرند. در این بخش به هفت حقیقت پیرامون ایدیولوژی شاخۀ ولایت خراسان داعش پرداخته می‌شود که شماری از جوانان تحصیل‌کرده را به سوی داعش سوق داده است. این حقایق برخی از تفاوت‌های ایدیولوژیکی داعش را برجسته می‌سازد و بر مبنای آن، طالبان و داعش از هم‌دیگر تفکیک می‌شوند. در این بخش به عامل فشار – ناامیدی از سیستم نخبه‌گان و سیاسی کنونی و فرضیۀ فروپاشی نظم اجتماعی افغانستان در طول چهل سال و اندی گذشته که جوانان شهری را به طرف گزینه‌های تندروانه سوق می‌دهد – پرداخته شده است.

مفکورۀ خالص

ادعای درک کامل و خالص از اسلام یکی از مشخصه‌های کلیدی سلفیسم است. از نظر این گروه، درک تمام گروه‌ها یا مدارس الهیات اسلامی دیگر نامعتبر است و ادعای خلوصیت این گروه مبنای برتری‌گرایی ایدیولوژیک آن را تشکیل می‌دهد. خواستۀ داعش مبنی بر ایجاد دولت اسلامی، خواستۀ مبتنی بر تفسیر کاملاً سلفی از اسلام است و بازتاب‌دهندۀ فعالیت‌های سلفی‌های غیرجهادی اند که زیر نام اسلامی‌ساختن جامعه در پی «سلفی‌سازی» جامعه‌اند. هر دو گروه سلفی‌گرای صلح‌خواه و خشونت‌گرا بر این نظر اند که جامعه نیاز به مرمت اساسی دارد و این امر زمانی ممکن است که فرهنگ محلی از «انحرافات»، نفوذ سیاسی خارجی و نظام‌های حقوقی ناشی از مکتب‌های فقهی غیرسلفی پاک‌سازی شود. برخلاف سلفی‌های اهل سکوت که اهداف‌شان را از طریق موعظه دنبال می‌کنند، همتایان جهادی آنان در افغانستان از وحشی‌گری به عنوان اصلی‌ترین ابزار برای رسیدن به اهداف‌شان استفاده می‌کنند. اعضای شاخۀ ولایت خراسان داعش بر این نظر اند که وظیفۀ اصلی یک دولت اسلامی این است تا با استفاده از زور، عمل‌کرد جامعه را به سوی «اسلام ناب» برگرداند و معتقد اند که چنین بازگشتی باید هستۀ اصلی هر طرح یا برنامۀ اسلامی باشد.

عمدتاً به همین دلایل است که سلفی‌ها در مجموع و سلفی‌های جهادی به‌گونۀ ویژه، امارات اسلامی نوع طالبان را محکوم کرده و این نوع حکومت را از نظر قواعد اسلامی ناکافی دانسته یا مطلقاً آن را غیراسلامی می‌دانند. آنان جنبش طالبان را به «ارایۀ نسخۀ فاسدی از اسلام» متهم می‌کنند که قواعد اسلامی را با فرهنگ افغانی درهم آمیخته است. در حالی که شماری از اعضا و هواداران شاخۀ خراسان داعش ارایۀ چنین نسخۀ از اسلام را ناآگاهی رهبران طالبان قلم‌داد می‌کنند، اما شمار دیگری از آنان این موضوع را از مظاهر سست مذهبی ذاتی طالبان می‌دانند. داوری این گروه در مورد رهبران جهادی ضد شوروی و تلاش‌های‌شان برای ایجاد یک نظام اسلامی در دهۀ 1990به مراتب سخت‌تر است. جوانان شهری‌یی که خاطره یا تجربۀ اندکی از  نظام‌های اسلامی سیاسی پیشین دارند، خلوص عقاید و روش شاخۀ خراسان داعش و تلاش این گروه در راستای ایجاد یک دولت اسلامی، برای این جوانان به کلید واژه جذاب تبدیل شده است.

تعهدی به عملی‌کردن آن‌چه که موعظه می‌شود

مصاحبه‌هایی که با اعضا و هواداران داعش انجام شده، نشان می‌دهند که این تنها ادعای درک خالصانه و پاک از اسلام نیست که به اعضا و هواداران شاخۀ خراسان داعش در راستای تلاش‌های‌شان حس یگانه‌گی می‌دهد، بل‌که سخت‌گیری داعش در ارایۀ قوانین اسلامی و همین‌طور سازش‌ناپذیری این گروه در پی‌گیری جهاد از عوامل نیرومند دیگر است که به اعضا و هواداران داعش احساس یگانه‌گی می‌دهد. آنان به سابقۀ «سرعت عمل» دولت اسلامی و شاخۀ خراسان داعش در ایجاد حکومت اسلامی و ارایۀ قوانین اسلامی در مناطق تازه تصرف‌شده اشاره می‌کنند و آن را مثالی از سخت‌گیری داعش در این زمینه می‌دانند. آنان به گونۀ مشخص از دادگاه‌های مبتنی بر شریعت که داعش در مناطق زیر کنترل‌شان ایجاد کرده، یاد کردند. دادگاهایی که در آن افراد خاطی به دلیل شکستن قواعد اسلامی به شدت تنبیه می‌شدند و براساس دستورات این دادگاه‌ها، زنان زنا کار شلاق زده می‌شوند، دست دزدان قطع شده و قاتلان اعدام می‌شوند.

مصاحبه‌شونده‌گان به تمایل داعش برای اعلام جهاد علیه هر قبیله یا گروه سیاسی که با قوانین این گروه مخالفت کنند، اشاره کرده و از آن به عنوان «تعهد انکاناپذیر» داعش برای ایجاد یک نظام «ناب اسلامی» یاد کردند. یکی از آنان گفته: «دولت اسلامی در برابر تمامی افکاری که در تضاد با قواعد الهی پنداشته می‌شود، بدون توجه به این‌که طرف چه کسی باشد، می‌ایستد. هیچ مدارایی به یک طرف نسبت به طرف دیگر وجود ندارد و هیچ پیوند دوستی و خانواده‌گی به جز اسلام را نمی‌شناسد.» مصاحبه‌شونده‌گان طرف‌دار داعش، نگرش این گروه را با نگرش دیگر گروه‌های جهادی نظیر طالبان و القاعده و هم‌چنان گروه‌های خشونت‌پرهیز اسلام‌گرا نظیر حزب‌التحریر و اخوان‌المسلمین مقایسه کرده و نگرش همۀ این گروه‌ها را به دلیل به خطر انداختن اصول اسلامی برای پذیرفته‌شدن در جهان زیر سلطۀ «کفار» محکوم کردند. آنان چنین گروه‌های رقیب را به دو رویی متهم کرده و می‌گویند که این گروه‌ها ضعیف‌تر از آن اند که بتوانند حتا نسخۀ ملایم از قوانین اسلامی را ارایه کنند.

طالبان نه به دلیل تمرکز بر تحکیم قدرت در دهۀ 1990، بل‌که به دلیل بنیان‌گذاشتن و اجرای قوانین سخت شریعت، هدف اصلی انتقادات سنگین بوده‌اند، در حالی که طالبان قوانین شریعت را به گونۀ «موقتی» اجرا می‌کردند، اما دولت اسلامی یا داعش به دنبال اجرای «نظام‌مند قوانین شریعت» است. شماری هدف طالبان برای ایجاد یک نظام اسلامی زیر رهبری ملا عمر را نسبت به رهبران پس از او مخلصانه‌تر می‌پندارند، اما استدلال می‌کنند که درک او نیز به همان اندازه ناقص بود. هر چند گروه القاعده از نظر اعضای داعش به لحاظ ایدیولوژی پاک‌تر از طالبان گفته می‌شود، اما این گروه نیز به دلیل پیروی از طالبان و عدم تلاش‌های مستقل برای ایجاد خلافت، مورد انتقاد بوده است. مصاحبه‌کننده‌گان به گونۀ صریح و واضح گفتند که عدم بیعت طالبان و القاعده با داعش، اصلی‌ترین دلیل انحرافی‌بودن این گروه‌هاست.

آجندای فرقه‌یی ضد شیعه

با توجه به این‌که هدف اعلام‌شدۀ جهادگرایان سلفی برگرداندن اسلام «ناب» و اولیه است، به همین دلیل این گروه فرقه‌های دیگر اسلامی را هدف قرار می‌دهند، زیرا به این نظر اند که این گروه‌ها در فاسدسازی اسلام مقصر اند. مصاحبه‌کننده‌گان از آجندای فرقه‌یی داعش به شدت پشتی‌بانی می‌کردند. آنان شیعیان و فرقۀ صوفیه را ملحد دانسته و محکوم می‌کنند و می‌خواهند به جا آوردن آزادی‌های مذهبی کنونی‌شان را محدود کنند. هر چند اکثر مصاحبه‌شونده‌گان از اظهار نظر در این زمینه که همۀ این «ملحدان» باید کشته شوند، خودداری کردند، اما همۀ آنان حمله بر مظاهر قدرت و ایجاد رعب و وحشت در میان شیعیان، تا زمان نشاندن آنان سر جای‌شان، تأکید داشتند. بیش‌تر گفتارهای فرقه‌یی علیه شیعیان به ویژه رهبران سیاسی و مذهبی این گروه ایراد می‌شود، زیرا اعضای داعش آنان را به پیش‌برد مخفیانۀ برنامه‌های ایران برای گسترش شیعه‌گرایی در افغانستان متهم می‌کنند. مصاحبه‌کننده‌گان طالبان را به دلیل حملات اندک‌شان به شیعیان مورد شماتت قرار می‌دهند و بدین‌سان به آنان اجازه می‌دهند تا به لحاظ سیاسی و اقتصادی رشد کنند و طالبان به دلیل همین روی‌کرد نرم‌شان نسبت به شیعیان، به افراد زیر قیمومیت ایران تشبیه شدند.

منبع: موسسۀ صلح ایالات متحده امریکا

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام