بابهباغبان صد ساله که بر روی زمینهای اطراف قصر دارالامان مشغول باغبانی است میگوید که این قصر پیش از آن که خانۀ امانالله شاه شود، زمین خانوادهگی اش بوده و پدرش بر روی آن کشتوکار میکرده است.
بابا کبیر میگوید، امانالله شاه زمین قصر را از پدرش خرید و از آنها خواست تا آنجا را ترک نکرده و با خانوادۀ شاهی زندهگی کنند. وی میافزاید که وظیفهاش در قصر نگهداری از کودکان امانالله بوده و آنها را عین فرزندان خودش بزرگ کرده است.
.jpg)
حکایت این باغبان پیر بسیار شنیدنی است؛ بابا کبیر از شوخیها و شیطنتهای کودکان شاه، از مهربانی ملکه و از دردسرهای روزانه در دربار شاهی، خاطرات فراوانی دارد.
بابهباغبان میگوید که پس از سقوط دولت امانی، چندین سال به دلیل مشکلات روحی روانی در خانه بستری بوده و حتا یک بار نیز دست به خودکشی زده است.
قصر دارالامان در هنگام جنگهای داخلی تبدیل به یک ویرانه شد. از این قصر جز ستونها و سقفهای شکسته و ریخته دیگر چیزی برجای نمانده است. اما به همت این باغبان و نگهبان پیر، دور و اطراف قصر سرسبز و خرم شده و به آن زیبایی تناقضآمیزی بخشیده است.
.jpg)
بابه کبیر در این قصر ویرانه، بوتههای گل و درختان را غرس میکند و از طرف بخش سرسبزی کابل ماهانه 5 هزار افغانی معاش میگیرد. اما خود وی میگوید که اگر دولت برای باغکاریاش هیچ پولی هم به او نمیداد، بازهم قصر دارالامان را رها نمیکرد و با عشق و علاقه این کار را به انجام میرساند.
نقشۀ قصر دارالامان توسط معماران آلمانی کشیده شد و دو سال و سه ماه طول کشید تا مهندسان میهنی آن را بسازند.
یکی از آرزوهای باغبان پیر قصر دارالامان این است که پیش از مرگش بتواند دوباره این قصر را آباد ببیند و بر روی باغچهها و سبزیهای کنار قصر راه برود و از کشته اش لذت ببرد.





