مدتها است که برخی از کارمندان شهرداری کابل، در خیابانهای اطراف ریاست شهرداری به تکدیگری مشغول اند. هر روز پس از پایان یافتن کار اداری، گروهی از نارنجیپوشان با لباسهای رسمی و وسایل دستداشتۀ خویش، در اماکن پررفتوآمد شهر دست به گدایی میزنند.
شاید برای همهگان چرایی این عمل نارنجیپوشان واضح و آشکار باشد؛ همه خوب میدانیم که زندهگی در زیر خط فقر و دستمزد پایین، آن هم در شرایطی که هزینههای اولیه و روزمرۀ زندهگی در پایتخت به شدت زیاد است، بسیاری را ناگزیر میسازد تا غرور خود را زیرپای نهاده و دست به گدایی بزنند. اما آن چه که برای ما اهمیت دارد این است که تکدیگری کارمندان شهرداری کابل، تا چه اندازه بر روی حیثیت، اعتبار و کاریزمای دولت در اذهان عمومی تأثیر سوء خواهد گذاشت؟ دولت برای رفع این «پدیده» یا معضل اجتماعی ـ اقتصادی چه برنامهیی روی دست گرفته است؟
عبدالقادر آرزو مسؤول نشرات شهرداری کابل، به گونۀ انضمامی تکدیگری برخی از نارنجیپوشان را تأیید میکند؛ اما میگوید که نباید کارمندان شهرداری را مسؤول وضع پیشآمده دانست. آقای آرزو میگوید که در این وضعیت ناگوار اقتصادی که هر روز نرخ خوراک و پوشاک افزایش مییابد و در مقابل، ثمرۀ دسترنج کارمندان شهرداری هنوز هم همان پنجونیمهزار افغانی است، چه توقعی بیش از این میتوان داشت.
وی با انتقاد از دستمزد بلند مشاوران وزارتخانههای حکومت وحدت ملی میگوید که توزیع نابرابر و غیرمنصفانۀ دستمزدها ما را به این نتیجه میرساند که دولت حتا توانایی درک وضعیت اسفبار نارنجیپوشان را ندارد.
اما کاظم همایون آگاه محیط زیست، در پیوند به تکدیگری شماری از کارمندان شهرداری کابل به سلاموطندار گفت که برخی از اشخاص از لباس نارنجی شهرداری سوء استفاده میکنند. او میگوید که اشخاص سودجو میدانند که مردم احترام زیادی به کارمندان شهرداری دارند؛ آنها نیز با استفاده از لباس شهرداری سعی میکنند تا از طریق تکدیگری برای خویش درآمدی بههم زنند.
با این که با چند تن از مسؤولان دولتی در مورد تکدیگری نارنجیپوشان و مسألۀ بیاعتباری و افول حیثیت دولت در اذهان عمومی صحبت کردیم، اما به نظر میرسد که برای هیچ کس چنین موضوعی محل بحث نیست. گو این که برای همه مسألۀ بیاعتباری دولت چیزی طبیعی است و چندان ربطی نیز به معضل تکدیگری کارمندان شهرداری ندارد.
شماری از کارمندان شهرداری کابل میگویند، با این که چندین بار برخی از مأموران شهرداری در حین گدایی توسط کمیتۀ نظارتی شهرداری بازداشت و سپس اخراج شده اند، اما بازهم پس از مدتی دوباره بر سر وظیفۀ خویش برگشته و به تکدیگری دست زده اند.
فقط با اندکی گشتوگذار در شهر به خصوص در نزدیکی ریاست شهرداری و پارک زرنگار، میتوان شماری از نارنجیپوشان تکدیگر را نشانه کرد. هنگامی که به پای صحبتهای یکی از آنها نشستم، از وضعیت بد اقتصادی و دستمزد کماش شکایت کرد و گفت، همین دستمزد اندک که کفاف زندهگی حداقلی را هم نمیکند، با تأخیر چندماهه به کیسۀ کارمندان شهرداری میریزد.
مشخص نیست که واقعاً چه کسی مسؤول چنین وضعیتی است؛ دولت، بازرگانان و اشخاص متمول یا حتا خود شهروندان شهر. دولت پس از نزدیک به چهارده سال بالاخره طرح افزایش تنخواه آموزگاران کشور را عملی ساخت. اما به نظر میرسد که سقف دستمزد کارمندان شهرداری تا مدتها همین پنجونیم هزار افغانی باشد. معلوم نیست که تا چه مدتزمانی نارنجیپوشان ناگزیرند که در زیر این سقف زندهگی کنند.





