
مد اغلب تکاندهنده است؛ اما به ندرت موضوع تکان است. مد، مدتهاست که بهگونۀ چشمگیری پایدار بوده است. نمایش مد ابتدا در سال 1950 محبوبیت پیدا کرد. از آن زمان تا ماه جون امسال، این نمایش بهگونۀ کامل لغو نشده بود. کارخانههای تولیدکنندۀ کالای لوکس، روند تولید را متوقف کردند، همانطوری که چنین چیزی بهار امسال در ایتالیا اتفاق افتاد. حتا در زمانی که برجهای دوگانۀ نیویارک هدف حمله قرار گرفت، ویراستاران و مجلههای خارجی مد این حملات را پوشش دادند و شماری از نمایشها در هفتۀ مد نیویارک به فعالیتشان ادامه دادند.
تکان کنونی متفاوت است. طراحان شیک و لوکس به دنبال بودجۀ اضطراری اند و فروشگاههای بزرگ در حال ورشکستهگی اند. فرشهای سرخ خالی هستند، آیا این پایان مدی است که ما میشناسیم؟ کمی به عقب برگردیم، به روزهای ماه فبروری و پیش از توفان همهگیر کرونا. یکی از آخرین ملاقاتهای من پیش از قرنطینه در هفتۀ مد پاریس در موسسۀ لباس موزیم هنر متروپولتین در مورد مد و زمان آن بود.
دورانی را که شاد و خوشحال و شانهبهشانه گرد هم میآمدیم و برای قهوه و کروسانت از یک میکده استفاده میکردیم، دیگر در لحظهها گم شده است. (روزهای خوب گذشته!) اندرو بولتون، مجری نمایش با گفتن واقعیت به ما توضیح داد که تصمیم موزیم هنر شهر نیویارک برای ردگیری مداوم روند مد در طی 150 سال گذشته، از مقالۀ زیر نام «نقاش زندهگی مدرن»، اثر چالز بودلر که در سال 1863 نوشته شده بود، الهام گرفته است. بولتون میگوید، بودلر در این مقاله از اصطلاح «مدرنیته» استفاده کرده و آن را «زودگذر، فراری و محتمل…» تعریف کرده است. برای بودلر، مد به دلیل بازگویی بیپایان ویژهگی های جدید، نشانۀ بارز مدرنیته به شمار میرفت.
در واقع، مدرنیته حتا عمر طولانیتر از آن دارد. واژۀ «مدرن» «تازهترین چیز» معنا میدهد که عمرش به قرن شانزدهم بر میگردد. مدرنیته، مانند مد یک مفهوم ماندگار است که همیشه جوان به نظر میرسد. با این حال، باید دید که مدرنیته چه زمانی تحتالشعاع قرار گرفته و بهروز رسانی شده است؟
با استفاده از مد، به عنوان راهنما – همانطور که بودلر از آن استفاده کرد – میتوانیم درک کنیم که بحرانها اغلب در نتیجۀ تغییرات بزرگ ایجاد میشوند. پس از جنگ جهانی اول و البته آنفلونزای اسپانیایی، فضای کمی برای استفاده از روپوش وجود داشت و پیش از این که امریکا به عنوان یک قدرت جهانی عرض اندام کند، عصر جاز از راه رسید و لباسهای فلیپر و کیفهای آکسفورد پدیدار گشتند.

خوشبختانه در سالهای میان جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، هیچ پاندمییی جهان را در نوردید. با این حال، از آن گسست بزرگ مد، با «نگاه جدید» کریستین دیور و با شکل جدید، دوباره ظاهر شد. دیور لباسهای زیبا را که – اغلباً با نقشهای روی لباس که توسط ادیث سر طراحی میشد – بهگونۀ موثری تعریف کرد. تا این که در اواخر دهۀ 1960، ایوسن لوران، پرچم مدرنیته را برافراشت.
آخرین چیزی که پیش از قرنطینه خریدم، یک جفت کفش پلنگی از امریکا بود. این کفشها در زمان خرید برای تابستان پیشرو به نظرم کاملاً مدرن آمد. دو هفته بعد، وقتی این کفشها به دستم رسید، هنوز رام نشده و نامناسب به نظر میرسیدند و احتمالاً در عصر جاز بعدی کارایی پیدا کنند و تا آن زمان باید داخل جعبه بمانند. شوک با از بینبردن دنیای کهنه، از آوارهای آن، مدرنیته را ایجاد میکند و وقتی مد دوباره سر بلند کند، خیلی باید متفاوت باشد.
منبع: اکونومیست
برگردان: علی احمدی_سلاموطندار





