کسانی که در کابل و اطراف آن ایدههای جهادگرای سلفی داعش را میپذیرند، عموماً جوانانی با پیشینۀ اقتصادی و اجتماعی متفاوت اند. این اعضای داعش با پیشینۀ شهرنشینی با جنگجویان معمولی داعش در مناطق کوهستانی و قلب این گروه در مناطق شرقی کشور از چند منظر متمایز اند و همچنان تمایلی به سازگاری با رفتار کلیشهیی نیروهای جهادگرایان سلفی ندارند.
طبقه متوسط، آموزشدیده و غیرپشتون
برعکس همتایان روستاییشان که معمولاً در نبود گزینههای شغلی عادی، وارد تشکیلات جهادیها میشوند، شمار قابل توجهی از کسانی که به داعش می پیوندند، ساکنان مراکز شهرها (کابل و مناطق شهری ولایتهای پروان، کاپیسا و پنجشیر) اند. این افراد براساس معیارهای اقتصادی – اجتماعی افغانستان متعلق به خانوادههای طبقۀ متوسط اند. در واقع، در میان کسانی که در طول این تحقیق با آنان مصاحبه شده، به سختی میتوان به فردی برخورد که با مشکلات اقتصادی مواجه بوده باشد. در محیط خانوادههایشان نیز نشانۀ خاصی از محرومیت اجتماعی و فرهنگی دیده نمیشود. بخش بزرگی از اعضای شاخۀ ولایت خراسان داعش در محلات مرفهنشین کابل – آنان یا در کابل متولد شدهاند یا در دوران کودکیشان از ولایات به پایتخت آمدهاند – بزرگ شده و هیچگونه سابقۀ حمایت از گروههای تندروی خشونتگرا را نداشتهاند. در حقیقت بخش قابل توجهی از مقامها و نخبهگان دولتی نیز در همین محلهها رشد کردهاند. در سطح فردی، از میان 25 تنی که به مصاحبه معرفی شده بودند، ده تنشان افراد موفق و حرفهیی، یا خود صاحب کسب و کار (کارفرما) بودند. حدود نیمی از آنان – مصاحبهشوندهگان – پس از پیوستن به داعش با تغییر ساعات کاریشان به فعالیت نیمهوقت/ پارتتایم به کارشان ادامه داده و یا هم مسئولیت کسب و کارشان را به اعضای دیگر خانوادۀشان منتقل کردهاند. نیم دیگر مصاحبهشوندهگان وظایفشان را ترک کرده و به جنگجویان خط اول نبرد در شرق کشور تبدیل شدهاند.
از منظر فعالیتهای فکری و آموزشی، یکی از ویژهگیهای جالب توجه حدود یکسوم از اعضای شاخۀ خراسان داعش که با آنان مصاحبه شده است، سابقۀ روشنفکری آنان است. علاوه بر چند استاد دانشگاه که به داعش پیوستند، دانشجویان ممتاز – حدود 30 دانشجو و فارغالتحصیل – نیز در واحد کابل داعش حضور دارند که این واحد را به یک نهاد نخبه تبدیل کرده است. شمار قابل توجهی از آنان، دانشجویان صنف اول دانشکدۀ شرعیات بودند و بخش دیگری آنان را دانشجویان رشتههای حقوق، کیمیا، انجنیری و ادبیات تشکیل میدادند و اغلبشان دانشجویان دانشگاههای دولتی بودند. دانشجویان سه دانشگاه – دانشگاه کابل، ننگرهار و البیرونی – شمار قابل توجه اعضای شاخۀ ولایت خراسان داعش را شکل میدهند. افکار تندروانۀ این دانشجویان زمانی شروع شد که در این دانشگاه تحصیل میکردند. برخی از آنان پس از فراغت به داعش پیوستند و برخی دیگر در واپسین سالهای دوران تحصلیشان. کسانی که از دانشگاه ننگرهار به عضویت داعش درآمده اند، بیشتر دانشجویان ولایتهای همجوار کابل یا ولایتهای شمالی اند تا دانشجویان خود ولایت ننگرهار. خوابگاههای دانشگاههای دولتی در شماری از ولایات محل خوبی برای جذب نیروی گروههای تندرو بوده است و هر سه دانشگاهی که در این تحقیق مشخص شد، از چنین خوابگاههایی برخوردارند. مسئولان دانشگاه ننگرهار در سال 2014 خوابگاه این دانشگاه را بر روی دانشجویان سال دوم، سوم و چهارم بستند و تنها دانشجویان سال اول میتوانستند از این خوابگاه استفاده کنند. مسئولان دانشگاه کابل پس از درگیری میان گروهی از دانشجویان روی موضوعات فرقهیی این طرح را در سال 2018 پیاده کردند.
آنچه که مایۀ بیم و نگرانی پژوهشگران و مقامهای دولتی شده است، پیشینۀ غیرمعمول قومی افرادی اند که به واحدهای شهری شاخۀ ولایت خراسان داعش میپیوندند. این موضوع با الگوی معمول – واقعی یا چنین برداشت میشود – به شدت در تضاد است، زیرا افرادی با پیشینۀ تباری پشتون در میان آنان حضور ندارند. تقریباً تمام اعضا و حامیان واحد کابل شاخۀ خراسان داعش که با آنان مصاحبه، معرفی یا در دروان این تحقیق به آنان مراجعه شده است، عموماً افرادی تاجیکتبار از سه ولایت نزدیک به کابل – ولایت پروان (اکثریتشان اهل ولسوالی غوربند)، ولایت پنجشیر و کاپیسا (اکثر ساکنان ولسوالیهای نجراب و تگاب) – بودهاند. ساکنان دو ولایت اول به دلیل مقاومت شدیدشان علیه نیروهای طالبان در دهۀ 1990 به ولایتهای ضد طالبان شهرت دارند که پس از سقوط طالبان در سال 2001 و با روی کار آمدن حکومت زیر حمایت امریکا، بیشترین اعضای این حکومت جدید را تشکیل میدادند. به جز تعداد انگشتشماری از این افراد که ساکنان اصلی کابل یا کابلی اند و تعداد انگشتشماری اوزبیکها از ولایتهای شمالی جوزجان، تخار و فاریاب. واحد کابل شاخۀ خراسان داعش از جوانان حوزۀ مقاومت – به دلیل پایداری و ضدیت با طالبان – تشکیل شده است. این افراد اکنون بهگونۀ دایمی ساکن کابل شدهاند و یا هم از کابل به عنوان پایگاهشان استفاده کرده و مرتب به آنجا سفر میکنند. جالب اینجاست که بسیاری از این افراد مکتب را در کابل خوانده و در آنجا به بلوغ رسیدهاند، اما به نظر میرسد که هنوز هم با احساس تعلق داشتن به کابل – کابل سالهای دور و پیش از جنگها که ساکنانش از نظر سبک زندهگی و آزادیهای فردی از کابل امروز به مراتب آزادتر بودند – کنار نیامده و با این احساس کلنجار میروند.
مقامهای ارشد امنیتی در کابل گفتهاند، آنان از این که جوانان از چنان حوزههای نامحتمل بهگونۀ چشمگیر به صفوف داعش میپیوندند، آگاه بودهاند، اما در عمومیکردن چنین اطلاعاتی احتیاط پیشه کردهاند، زیرا بیم از این داشتهاند که اگر ترکیب قومی و تعلق تباری واحد کابل شاخۀ خراسان را اعلام کنند، این امر اختلافات قومی را تشدید خواهد کرد، موضوعی که معمولاً سبب تقویت اختلافات سیاسی در افغانستان میشود.
منبع: موسسۀ صلح ایالات متحده امریکا
برگردان: علی احمدی





