.jpg)
در 8 نوامبر 2016، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد و دونالد ترامپ پیروز این رقابت بود. ترامپ دیدگاه واحدی در مورد افغانستان نداشته است، او صرفاً در ماه اکتوبر 2015، جنگ افغانستان را یک نبرد بههم ریخته خواند و خواستار حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان شده بود. پس از آن، در ماه نوامبر 2015 خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را یک اشتباه محض خوانده بود. ترامپ اظهارنظرهای متفاوت و متناقضی در مورد افغانستان داشته است. اکنون پرسش این است که مناسبات کابل و واشنگتن از این پس چه مسیری را در پیش خواهد گرفت؟
در دورۀ کمپاین انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده هیچ یک از کاندیدان به مسألۀ افغانستان اشاره نکردند. افغانستان با وجود اینکه رکورد طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا را رقم زده و برای آمریکا نزدیک به هفتصد میلیارد دالر هزینه برداشته است، اما در مناظرات انتخاباتیاش میان دو کاندید به اندازۀ عراق، سوریه و ایران جا نداشت.
مناسبات کابل و واشنگتن به فاکتورهایی همانند نظم جهانی، ژئوپولیتیک انرژی، نظم منطقهیی و رقابت آمریکا به چین و روسیه پیوند دارد. به دیگر سخن، اهمیت افغانستان برای ایالات متحده به خاطر اهمیت حفظ نظم جهانی، ژئوپولیتیک انرژی، نظم منطقهیی و رقابت ایالات متحده آمریکا با چین و روسیه است؛ آیندۀ مناسبات دو کشور بستهگی به میزان اهمیتدادنِ دستگاه سیاست خارجی آمریکا به مسایل مذکور دارد.

اول: پس از فروپاشی شوروی سابق، ایالات متحده در رأس هرم ساختار نظام بینالملل قرار گرفت. در واقع، آمریکا به عنوان ابرقدرت مطرح شد که نظم بینالمللی و قواعد بازی در ساختار نظام بینالملل را مشخص میکرد. پس از جنگ سرد با وجود اینکه ایالات متحده آمریکا در رأس قدرت قرار داشت و جایگاه خود را حفظ کرد، کشورهای دیگر از جمله چین نیز دگرگونی و تحولی در منزلت ملی خود در سطح نظام بینالملل به وجود آوردند. چین به عنوان دومین قدرت اقتصادی در جهان مطرح شد و رشد اقتصادی با سرعت بالایی را تجربه کرد. روسیه با وجود فرازونشیب توانست نقش خود را در تحولات جهان و منطقه افزایش دهد. در شرایط کنونی، حفظ نظم بینالملل و حفظ منزلت کنونی در ساختار نظام بینالملل از اهمیت راهبردی برای ایالات متحده برخوردار است. آمریکا برای حفظ نظم بینالملل با سه نوع تهدید روبهرو است؛ گروههای تروریستی و بنیادگرا، قدرتهای رقیب همانند چین و روسیه و کشورهایی که همواره منتقد نظم کنونی بینالملل بوده اند مانند ایران و کوریای شمالی؛ افغانستان از این جهت، برای ایالات متحده اهمیت استراتژیک و بنیادی دارد. به دیگر سخن، آمریکا برای حفظ و مهار تروریسم و گروههای بنیادگرا نیازمند همکاری و حضور در افغانستان است. در عین حال، حضور این کشور در افغانستان به خاطر نزدیکی با ایران، چین و روسیه میتواند آمریکا را در حفظ نظم بینالملل بیشتر کمک کند.
دوم: پس از انقلاب صنعتی، ژئوپولیتیک انرژی به عاملی مؤثر در خوشبختی، سعادت و امنیت جهانی تبدیل شده است. ایالات متحده آمریکا برای حفظ نظم بینالملل و حفظ سلطۀ خود نیازمند تسلط بر منابع انرژی است. آسیای میانه، قفقاز و خاورمیانه از منابع سرشار انرژی طبیعی برخوردار اند. حضور ایالات متحده در افغانستان در واقع، تضمینکنندۀ کنترل بر منابع انرژی و مبادلات انرژی میان کشورهای منطقه است.
.jpg)
کشورهای آسیایمیانه برای رهایی از سلطۀ روسیه و تحول در منزلت ملی خود در سطح نظام بینالملل و رونق اقتصادی نیازمند بازارهای جدید برای فروش انرژی هستند. این کشورها پنچ مسیر ترانزیتی انرژی را در اختیار دارند. مسیر غربی که نفت و گاز این کشورها را از راه ترکیه و گرجستان به اروپا منتقل میکند، مسیر شمال که نفت و گاز قزاقستان را از راه دریای سیاه منتقل میکند، مسیر شرقی که نفت و گاز این کشورها را به چین انتقال میدهد، مسیر جنوبشرقی که نفت و گاز این کشورها را پس از گذر از افغانستان به کشورهای آسیایجنوبی انتقال میدهد و در نهایت مسیر جنوبی که از ایران میگذرد. ایالات متحده تنها از دو مسیر جنوبشرقی و غربی حمایت میکند. تاپی و توتاپ از جمله پروژههای در حال اجرا اند که انرژی آسیایمیانه را به کشورهای آسیایجنوبی انتقال میدهند. بههمخوردن مناسبات کابل و واشنگتن این معادلات را بههم میزند و به احتمال زیاد کشورهای دیگر از جمله روسیه و چین و ایران سود خواهند برد. با وجود اهمیت ژئوپولیتیک انرژی بعید به نظر میرسد که آمریکا تغییری در روابط خود با کابل به وجود آورد.
سوم: در چند سال گذشته، چین توانسته است رشد اقتصادی بالایی را تجربه کند. رشد اقتصادی چین سبب شده تا این کشور بودجۀ نظامی خود را افزایش دهد. روسیه به عنوان رقیب نظامی ایالات متحده نیز نقش خود را در تحولات جهانی افزایش داده است. ایران به عنوان همسایۀ غربی افغانستان همچنان نظم کنونی بینالملل را تهدید میکند. حضور ایالات متحده آمریکا در افغانستان در واقع، فرصت نظارت از نزدیک را به ایالات متحده نسبت به این کشورها میدهد؛ از این جهت، از این زاویه نیز بعید به نظر میرسد که تحول جدییی در مناسبات کابل و واشنگتن رونما گردد.





