قنچه یووسم شونچه کوپهیدی

شبانه: 13 یاشیمده بیرینچی مرته حیض کوردیم. حیض نیمه لیگینی اصلاً بیلمس دیم. چونکه اوندن آلدین هیچ کیمدن حیض توغریسیده ایشیتگن یوق ایدیم.
هرچه میشستم بیشتر میشد

شوکه شدم. هرچه خونم را میشستم زیاد و زیادتر میشد. احساس میکردم که جایی از بدنم توسط چیزی بریده شده است.
پراکندگیها در جمعیت اسلامی

پس از فروپاشی نظام طالبان، باب دیگری در کشور گشوده شد و این اتفاق چیزهای تازهیی را وارد زندگی مردم کرد. سنت در سطوح متفاوت به سستی گرایید و مردم غالبن با مفاهیم انعطافپذیرتر و روشنتری با هم حرف میزدند.