چهرۀ زنِ خاورمیانه پیش از ظهور اسلام

در نوبت پیش از جنسیت بر اساس آموخته‌های جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و تاریخ تصویری ارایه کرده و تلاش کردیم تا برخی از سوءتفاهم‌ها را در این زمینه برطرف کنیم. دیدیم که چه‌گونه نظام‌های مردسالار در خاورمیانه همزمان با ظهور جوامع شهری، فرهنگ نظامی، و ملکیت خصوصی ظهور کردند و چه‌گونه طی این فرایند تاریخی، نقش زنان در جامعه کم‌رنگ شد؛ تا حدی که این زن‌ستیزی در سویۀ قوانین و نهادها رسمیت یافت. از این‌جا به بعد زن در یک برزخ دایم میان «فرد/انسان» بودن و «شی» بودن ـ شیئی که کنترل آن به دست فردی از جنس مخالف است ـ معلق خواهد بود.

در حقیقت مردسالاری در چهارسوی مدیترانه به شمول خاورمیانه و روم شرقی و در جوامع شهرنشین ریشه دواند. تصویر زن به عنوان کسی که عامل ازدیاد نفوس است، بسیار عام بود. در دوره‌یی که از 2000 سال پیش از میلاد شروع و تا هنگام ظهور اسلام دوام می‌کند، جوامع زیادی از نظام مردسالار استقبال کردند. در بین‌النهرین قبل از میلاد، به مرد در صورت نازابودن همسرش حق طلاق داده می‌شد. در میان طبقات بالا و حاکم، داشتن حرم و زنان و کنیزان متعدد عرف بود؛ اگرچه شمار زنان در حرم‌های پادشاهی ساسانی به مراتب زیادتر بود که به این مورد خواهیم پرداخت.

حقوقی جوامع بین‌النهرین با مسألۀ زن و قوانین آن‌ها در قبال زنان در قوانین عبرانی با شباهت‌های زیادی تکرار شد و چون قانونگذاران مسلمان قرون 9 تا 13 از همین منطقه بودند، بعضی از این مسایل به ادبیات «شریعت» اسلامی هم راه یافت

به مسألۀ حجاب ـ پوشش زن به شمول سر و روی ـ با جزییات در قانون آشور (1200 ق م) پرداخته شده بود. زنان و دختران طبقات حاکم می‌بایست خود را می‌پوشاندند؛ در حالی که این کار برای کنیزان و زنان طبقات پایین ممنوع بود. این‌جا شاهد تلاش طبقات حاکم برای ایجاد مرزهای مشخص در خصوص حجاب میان طبقات بالا و پایین هستیم. همچنین تلاش‌هایی برای تعیین این‌که حقوق جنسی کدام زنان منحصر و «محفوظ» اند و در سوی دیگر کدام زن‌ها برای عمل جنسی مساعدند. نمونۀ دیگری از سقوط زن از قلمرو اشخاص به قلمرو اشیا. هم از این‌جا ایدۀ این که زنان پوشیده «محترم» اند و زنان نپوشیده «بی‌ارزش و بی‌حیا» متولد شد. این طرزدید از سیاق نظام‌هایی شدیداً مردسالار و ظالم برخاسته و وارد اکثر فرهنگ‌های خاورمیانه‌یی شده است.

البته نباید فراموش کرد که خاورمیانۀ 4 هزار سال پیش شاهد اعطای حقوقی به زنان هم بوده، اما این حقوق و جزییات‌شان منافع طبقۀ حاکم و مردان را به خطر نمی‌انداخته است. فاجعه این‌جاست که با وجود این‌که هنجارهای مردسالار، چه در این دوره و چه در دورۀ عباسی‌ها از طبقات بالا شروع می‌شد، ولی با گذشت زمان در میان طبقات پایین جامعه ـ از دید اقتصادی ـ ریشه‌هایی قوی می‌دواند. با درنظرداشت ظهور و زوال سومری‌ها، اکدی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها، باید دانست که جوامع بین‌النهرین طی فرایندی چندهزارساله تبدیل به جوامع مردسالار شدند و هنجارهای زن‌ستیزانه را طی قرن‌ها بر اذهان و قلوب مردم فرو کردند.

به هر رو رویکرد حقوقی جوامع بین‌النهرین با مسألۀ زن و قوانین آن‌ها در قبال زنان در قوانین عبرانی نیز با شباهت‌های زیادی تکرار شد و چون قانونگذاران مسلمان قرون 9 تا 13 از همین منطقه بودند، بعضی از این مسایل به ادبیات «شریعت» اسلامی هم راه یافت. از جمله شباهت‌ها می‌توان به انحصار حق طلاق برای مرد ـ مگر این‌که قرارداد قبلی زوج طور دیگری باشد ـ آزادشدن کنیز و ارث بردن فرزندانش بعد از فوت صاحب و پدر و دادن حق شهادت به زنان اشاره کرد.

این ساسانیان بودند که مفهوم «حرم» به عنوان فضایی خصوصی که در آن تعداد زیادی زن و کنیز و خواجه نگه‌داری می‌شوند را در عراق مروج ساختند. البته نمی‌توان این‌جا ساسانی‌ها را کاملاً مقصر دانست؛ زیرا هنجارهای زن‌ستیزانه به اشکال گوناگون و طی فرایندهای مختلف در فرهنگ‌های بین‌النهرینی، یونانی، رومی و مسیحی ادامه یافتند.

بعد از فتح بابل به دست کوروش دوم، مردم عراق از لحاظ فرهنگی و فراتر از آن با ایرانی‌ها ـ منظورمان از ایران تمامی کشورهایی است که در حوزۀ زبان فارسی قرار دارند ـ درآمیختند و هنجارهای پدرسالارانۀ مروج در میان طبقات حاکم ایرانی ـ درباریان، نظامیان و روحانیان ـ به ویژه در دوران ساسانیان بیشتر در این جا مروج شد. عراق که بعداً مرکز اصلی تولید علوم اسلامی و فقه در قرون اولیۀ اسلام خواهد شد و این اهمیت ایرانی‌ها و به ویژه ساسانی‌ها را بلند می‌برد؛ زیرا مسلمانان عراق در قرون اولیۀ اسلام، وارث ابعاد مهمی از فرهنگ ساسانی بودند. همچنان طبقات حاکم عباسی و اموی رسوم طبقات درباریان ساسانی را تقلید خواهند کرد. دین ساسانی‌ها زرتشتی بود و در قوانین آن وظیفه و غایت وجود زن همان خدمت به شوهر و اطاعت از وی و مخصوصاً زاییدن وارثان مرد بود. این هنجارها در میان طبقات بالا مروج بودند و به عراق نیز از همان مجرا ـ حکام ساسانی، نظامیان ساسانی و موبدان زرتشتی ـ تزریق شد. آدولف اوپنهایم متخصص تاریخ تمدن‌های بین‌النهرین، تغییر منفی در حقوق و جایگاه زنان را از جمله «تغییرات کلیدی» پس از فتح بین‌النهرین به دست هخامنشی‌ها و ساسانی‌ها می‌داند. در این دوره حق شهادت از زنان گرفته شد و محدودیت‌های بیشتری برای کار و معامله‌های‌شان وضع گردید.

همچنین این ساسانیان بودند که مفهوم «حرم» به عنوان فضایی خصوصی که در آن تعداد زیادی زن و کنیز و خواجه ـ به مراتب بیش از آن‌چه در بین‌النهرین مروج بود. مثلاً مقایسه کنید حرم‌های 10 – 20 نفری آن‌ها را با حرم 12000 نفری خسرو اول ساسانی (متوفی 579) ـ نگه‌داری می‌شوند را در عراق مروج ساختند. البته نمی‌توان این‌جا ساسانی‌ها را کاملاً مقصر دانست؛ زیرا هنجارهای زن‌ستیزانه به اشکال گوناگون و طی فرایندهای مختلف در فرهنگ‌های بین‌النهرینی، یونانی، رومی و مسیحی ادامه یافتند. به هر رو خاورمیانۀ نزدیک به مدیترانه، عراق و پارس در پایان قرن دوم میلادی شاهد حضور هنجارهایی چون خانه‌نشینی و «حرم» بودن و همچنان پوشش سر و صورت زنان بودند. این هنجارها – مخصوصاً در عراق – تا زمان ظهور اسلام دوام داشتند؛ به ویژه در طبقات بالا.

در نوبت بعد خواهیم دید که چه‌گونه رسوم زن‌ستیزانه از جمله داشتن شمار زیادی زن و کنیز و همچنین نگاه فرهنگی این طبقات حاکم نسبت به زن، جدا از موقعیت اجتماعی، توسط طبقۀ حاکم اموی و مخصوصاً عباسی تقلید و پیروی می‌شود. تا آن وقت اکتفا می‌کنیم به یادآوری این نکته که تصورات و توقعاتی که جوامع خاورمیانه نسبت به جنسیت زن داشتند و به تبع آن جایگاه، حقوق و ارزش زن در این جوامع، در طول تاریخ شکل واحدی نداشته و گوناگون بوده است. ولی متأسفانه در نتیجۀ روند تاریخی و ساختار جوامع آن زمان، هنجارهای مردسالار و زن‌ستیز در میان این اجتماعات عام و پذیرفته شدند؛ مخصوصاً در میان طبقات بالا. همچنین می‌بینیم که خیلی از هنجارهای به ظاهر «اسلامی» از قرن‌ها پیش در این منطقه حضور داشته؛ پدیده‌هایی که از آن‌ها شواهد تاریخی صریحی به دست داریم.

برای پژوهش بیشتر در ادعاها و داده‌های این نوشته بنگرید به:

 

Leila, Ahmad. Women and Gender in Islam: Historical Roots of a Modern Debate. London: Yale University Press, 1992.

Oppenheim, Adolf Leo, and Erica Reiner. Ancient Mesopotamia: Portrait of a Dead Civilization. Chicago: University of Chicago Press, 1977.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام