
سکوت شهروندان در برابر جرایم و اجتناب از کمککردن به قربانیان و مجروحان رویدادهای ترافیکی و جنایی، این روزها تقریبن تبدیل به امری معمول شده است.
پیامد این رخداد این است که دیگر هیچ شهروندی با خیال راحت و آرامش خاطر در خیابانها قدم نمیزند. بیم و وحشت روزافزون شهروندان بهخاطر شرایط نیمهجنگی در کشور از یکسو و گرفتارشدن آنها در هزارتوی پولیس، دادگاه و دیوان دولتی از سوی دیگر، سبب شده تا حتا از کمککردن به یکدیگر نیز ابا بورزند.
اکنون هر شهروندی بر این باور است که اگر مورد آزار و اذیت قرار بگیرد یا حتا کشته شود کسی به دادش نمیرسد و او را نجاتدهندهیی نیست.
احمد رشاد، دانشجوی دانشکدهی انجنیری دانشگاه کابل میگوید، در این زمانه کمک به یک همشهری صرفن گرفتاری و پشیمانی به بار میآورد؛ زیرا مسؤولان امنیتی در عوض پیجویی قضیه و دستگیری فرد خطاکار، شخص یاریکننده را مقصر میکشند.
اما زازی، یکی دیگر از شهروندان کابل باور دارد که مشکل تنها ترس از قانون و دستگاه امنیتی نیست، بلکه مهرورزی و مهربانی از ذهن و زبان مردم پر کشیده است.

این باورهای متعارض سبب ایجاد این گمانهزنی در میان شهروندان شده که کمک به قربانیان جرایم جنایی و رویدادهای ترافیکی، مسؤولیت حقوقی و قضایی در پی دارد. ما این دیدگاه را با شبنم سیمیا، یکی از حقوقدانهای پایتخت در میان گذاشتیم. خانم سیمیا میگوید که تجسس در احوال شخص کمککننده معمول نیست و بستگی به شرایط خاص رویداد دارد.
اما شفیق بهروزیان، کارشناس در حوزهی روانشناسی پیرامون ذهنیت ترس از همیاری، باور دارد که کشور در حال حاضر در دریایی از بیاعتمادی غرق است و این بیاعتمادی فراگیر سبب شده که هیچ فردی به فرد دیگر از جان و دل باورمند نباشد.
اما مروه، یکی از شهروندان، پولیس را در این ماجرا مقصر میداند و میگوید پولیس خود در قبال مسؤولیتهایش بیتفاوت عمل میکند.
با این وصف، نصرت رحیمی معاون سخنگوی وزارت داخله، مسؤولیتناپذیری شماری از مأمورهای پولیس در برابر رویدادهای روزمره را تأیید میکند و میگوید وزارت داخله بر اساس برنامهی تازهیی که روی دست دارد، با متخلفان برخورد خواهد کرد.
بی تفاوتی شهروندان در برابر جرایم روزمره و عدم همیاری میان آنها، دلایل فراوانی دارد؛ اما دولت با فرهنگسازی و دادن اطمینان خاطر به شهروندان میتواند بر ترس آنها از دستگاه امنیتی و قضایی کشور فایق آید.





