پایان یک جرگه با بار سنگین اهانت

محمداشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان پس از آزادسازی ۴۶۰۰ زندانی طالبان که مرتکب جنایات سنگین به شمول کشتار، اختطاف و ده‌ها جنایت دیگر بودند، عذری را مطرح کرد که گویا صلاحیت آزادی ۴۰۰ مجرم زندانی دیگر این گروه را ندارد؛ جنایت‌کارانی که مرتکب جرایم سنگین به شمول کشتار غیرنظامیان، تجاوز به زنان،‌ سنگسار، آدم‌ربایی و قاچاق مواد مخدر شده‌اند.

به همین دلیل به سرعت برق‌آسایی با مصارف هنگفت ۳۳۰ میلیون افغانی که معادل به ۳ میلیون و۶۲۳ هزار و ۸۱۰ یورو می‌شود، «‌لویه جرگه مشورتی صلح»‌ برگزار کرد و حدود ۳۴۰۰ مرد و زن را به این جرگه فراخواند.

ماهیت جرگه

رئیس جمهور افغانستان با استدلال این که طالبان تعهد کرده‌اند پس از آزادی ۴۰۰ زندانی دیگر، گفت‌وگوهای صلح را آغاز می‌کنند، نشست مشورتی را با حضور ۳۴۰۰ مهمان افتتاح کرد.

اما در نخستین روز جرگه که «جرگۀ مشورتی صلح» عنوان شده بود، اعتراض خانم بلقیس روشن، عضو مجلس نماینده‌گان افغانستان و نماینده اهالی ولایت فراه با مشت‌ولگد و به زمین‌کوبیدن وی توسط یک زن دیگر پاسخ داده شد.

آن‌چه که برعلاوه نقض مادۀ ۳۴ قانون اساسی افغانستان که بر مصونیت آزادی بیان از تعرض تأکید دارد، نقض صریح ذات این جرگه که طرح دیدگاه، نظر و مشوره بود نیز بود.

با لگدکوب‌شدن بلقیس روشن، رئیس جمهور غنی به عنوان زمامدار افغانستان، حتی خمی به ابرو نیاورد و حق شهروندی یک عضو کشوری را که بر آن ریاست دارد، نادیده گرفت.

با آن‌هم در برابر اعتراض بانو روشن که با شعار «باج‌دهی به طالبان خیانت ملی است» در برابر رئيس جمهور ایستاد، محمداشرف غنی تأکید کرد که اعضای جرگه تصمیم‌گیر اصلی‌اند؛ اعضای جرگه‌یی که حتی توانایی واکنش در برابر لت‌وکوب و دفاع از یک زن هم‌وطن خود را ندارند.

روز دوم جرگه با افتضاح بدتری به رسوایی کشانیده شد، پس از آن‌ که خانم اصیلا وردک یکی از زنان حقوقدان افغانستان خواهان پوزش‌خواهی از خانم روشن گردید، نظم جرگه به شدت مختل شد و بر اساس تصاویری که از شبکۀ رسمی تلویزیون افغانستان منتشر گردید، مردان عاصی و خشن فضای تالار را با هیاهو و خشونت به رسوایی کشاندند تا سرانجام مولوی نورمحمد وقاص، با بی‌حرمتی تمام، پای بلندگو خود را رساند و نه‌تنها بانو روشن را «فاحشه» خطاب کرد، بلکه همه زنانی که از او دفاع کرده‌اند را مخاطب قرار داده و «فاحشه» خواند.

منفعت جرگه

در روز سوم و نهایی این جرگه باز هم رئیس جمهور حضور یافت، اما نه‌تنها از بلقیس روشن به خاطر لت‌وکوب وی توسط یکی از زنان احتمالاً زیردست خودش پوزش نخواست، بلکه فاحشه خطاب‌کردن بخش بزرگ زنان افغانستان که هم‌صدای بانو روشن بودند و هستند را توسط یکی از اعضای همین جرگه نادیده گرفت و به کرامت زنان افغانستان اهمیتی نداد.

محمداشراف غنی، حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان حامی طالبان و عبدالله عبدالله با صورت‌های خندان نتیجۀ این جرگه را اعلام کردند و از آزادی ۴۰۰ جنایتکار خبر دادند و این‌چنین جرگه‌یی که به اشتراک شماری از مردان عاصی و تعدادی از زنان خشن و یا عادت‌کرده به تمکین برگزار شده بودف پس از سه روز به پایان رسید.

بر اساس قوانین افغانستان و استدلال حقوق‌دانان، جرایم ۴۰۰ زندانی طالبان که در این جرگه بر آزادی آنان مشورت شد، جرایم به شدت سنگین بوده و فقط نهادها و مراجع عدلی افغانستان صلاحیت تصمیم‌گیری بر آن را دارند.

اما این که «مشورت» به «تصمیم نهایی بدون قیدوشرط» مبدل می‌شود و در ۵۰ کمیتۀ این جرگه حتی ۵ کمیته با آزادی این جنایت‌کاران مخالفت نداشته‌اند، «خود حکایت از این ندارد که تصمیم قبلاً گرفته شده بود و گردهمایی این مهمانان، آن‌هم حین بحران کرونا فقط تمثیلی بود و به عنوان زور و قدرت‌نمایی رئیس جمهور در برابر رقبای او برگزار شد؟

این که حامد کرزی چرا از این اقدام خوش‌حال بود و برای عبدالله از کنج این دسترخوان چه می‌رسد، شاید ترامپ و خلیل‌زاد بهتر بدانند.

منفعت نهایی در این جرگه از آن غنی و طالبان بود؛ زیرا غنی توانست با برگزاری این جرگه از یک جانب رقبای سیاسی‌اش را زمین‌کوب کند و از جانب دیگر با تمکین به ایالات متحده آمریکا و ترامپ سال‌های آیندۀ زمامداری‌اش را تضمین کند.

اما برندۀ اصلی این جرگه طالبان‌اند؛ ‌زیرا این گروه با وجود کشتار هزاران تن در افغانستان و ارتکاب جنایات بشری اکنون در برابر هیچ مرجعی پاسخگو نیستند.

آنان به وضاحت ثابت کردند که می‌توانند شرط بگذارند و اما ملزم به اجرای هیچ تعهدی نمی‌باشند. طالبان نشان دادند که باوصف تعهد در برابر آمریکایی‌ها مبنی بر کاهش اِعمال خشونت در افغانستان، همچنان صدها تن دیگر را می‌کشند، اما در اجرای شرایط آنان هیچ‌گونه خللی وارد نمی‌شود.

اکنون با رهایی ۴۰۰ طالب دیگر با وجود جرایم سنگین، چه کسی تضمین می‌کند که طالبان پای تعهد خود میایستند؟ چه کسی ضمانت خواهد کرد که طالبان در لباس و دستار داعش دو باره برنمی‌گردند و به ویران‌گری ادامه نمی‌دهند؟

بازنده‌های این ماجرا

این جرگه عملاً باخت قانون و نهادهای عدلی را نشان داد. نهادهایی که با تدویر چنین جرگه‌های ماقبل تاریخی از هر نوع صلاحت و کارآیی خنثی شده‌اند و می‌شوند.

بازنده‌های دومی خانواده‌های سرتاسر افغانستان‌اند؛ خانواده‌هایی که در دو دهۀ اخیر مورد شنیع‌ترین جنایات طالبان قرار گرفته و کشته و زخمی داده‌اند.

از این خانواده‌ها فقط قانون و نهادهای عدلی می‌توانست دفاع کند؛ تأمین و تضمین پرداخت غرامت به این خانواده‌ها فقط توسط همین نهادها ممکن بود، و اما با توجه به صلاحیت این جرگه‌های قومی،‌ می‌توان به وضوح برداشت کرد که نهادهای عدلی در مسایل مهم ملی در افغانستان نقشی ندارند.

بازندۀ سومی زنان افغانستان‌اند. وقتی در جریان دوونیم روز جرگه دو بار شدیدترین نوع خشونت و بی‌حرمتی در برابر زنان (خشونت فزیکی و لفظی) اعمال می‌شود، چه کسی تضمین می‌کند که آیندۀ زنان افغانستان به کدام سمت جهت داده خواهد شد؟

بازندۀ چهارمی خانواده‌های همه سربازان نیروهای بین‌المللی که در افغانستان جان داده‌اند، می‌باشند؛ زیرا این سربازان بر خلاف سیاست‌های کشورهای‌شان، برای تأمین امنیت و پاک‌سازی افغانستان از تروریسم به آن کشور رفته بودند؛ اما اکنون بر خلاف مرام آنان، نه تنها در افغانستان امنیتی وجود ندارد، بلکه تروریستم وجه قانونی نیز به خود گرفته است.

با توجه به این نکات، نمایش قدرت غنی، کرزی و عبدالله آن‌هم در محدودۀ شهر کابل و فراخوان آدم‌هایی که پا بر فرق قانون گذاشته و تصمیم خود را اعلام کرده‌اند، فقط به عروسک‌بازی کودکانی می‌ماند که در کودکستان برای آرامش خاطر آموزگار دقایقی خود را مصروف می‌کنند؛ اما در صلاحیت آموزگار و توانایی کودکان هیچ تغییری وارد نمی‌شود.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام