
نوروزی از سنتهایی است که در جامعهی ما قدمت چندانی ندارد. اما در همین فرصت کم نیز رواج و گسترش بسیاری یافته و رسانههای جمعی در این اتفاق بیتأثیر نبوده است. نوروزی غالبن شامل چند دست لباس کامل، انگشتر طلا، چند بسته حنا، کیک و کلوچه، مقداری گوشت، آرد، برنج، ماهی و جلبی میشود که خانوادهی پسر مکلف است به خانوادهی دختر پیشکش کند.
خانوادههایی که دختر دارند چندان از این رسم بدشان نمیآید؛ اما بسیاری از خانوادهها، در کنار هفتخوان رستم مراسم نامزدی و ازدواج، به نوروزی به چشم مصیبتی دیگر میبینند. آنهم در شرایطی که هر روز قدرت خرید مردم کاهش و بیکاری افزایش مییابد.
شماری از دختران جوان میگویند، با اینکه اشتیاقی به سنت نوروزی ندارند، اما بهخاطر طرز دید حاکم بر جامعه ناچارند آن را بپذیرند. نرگس دانشجوی سال چهارم دانشکدهی طب معالجوی، میگوید، نوروزی به رسم و رواجی ضروری بدل گشته، اما در حقیقت صرفن مصرفی بیهوده و اضافه است.
فرهاد که خودش اخیرن نامزد شده، میگوید، فرهنگ نوروزی دیگر ربطی به دیدوبازدید و تحکیم روابط خانوادگی ندارد؛ بیشتر مراسم نوروزی از روی چشم و همچشمی برخاسته و مصارف هنگفت آن نیز کمر خانوادهها را خم میکند.
محمدعیسا جمال، از جامعهشناسان کشور، با اشاره به ترویج فرهنگ مصرفگرایی در میان شهروندان، بهویژه پایتختنشینان میگوید، رفتار جامعهی افغانی تناقضآمیز شده و هرچه سطح درآمد خانوار کاهش مییابد، سطح توقعاتشان افزایش مییابد. رقابتهای ناسالم و میزان پایین و ناقص آگاهی از مناسبتهای اجتماعی این وضعیت را رقتبارتر نیز کرده است.
به نظر میرسد که روزبهروز گرایش فرهنگ عامه به مصرفگرایی بیشتر میشود و هر روز به بهانهیی، موجی از پاسداشتها، تجلیلها، مراسمها و جشنها بهراه میافتد. اما در این میان مشخص نیست که سیاست دولت افغانستان در رویارویی یا کنترل این گرایش چیست و تا چه میزان است.





