باورهای خرافی از منظر علوم انسانی

واژۀ خرافات، به صورت عموم به باورها و اعمالی اشاره می‌کند که به رغم رایج بودن‌شان در بین مردم، بنیادی در علم مدرن ندارند و صحت‌شان از این دیدگاه زیر سوال رفته است. به عنوان مثال، طب مدرن برای یک مریضی باکتریایی، علت‌های فیزیکی و قابل مشاهده و سنجش پیدا می‌کند، و برای علاجش نیز دوا و درمانِ مطابق به اصول علمی آن رشته تجویز می‌کند. اما ممکن است برای همان مریضی، شخصی را از ترس این‌که شاید جادو شده باشد، به پیش یک دعاخوان ببرند، یا برایش تعویذ بگیرند و یا هم او را در زیارت بگردانند. چنین وقایعی در جوامع ساکن در این مرزوبوم کم نیستند و در طول تاریخ نیز بسیار عام بوده‌اند. چنین باورهایی که بنیادی در علم مدرن ندارند اما از طرف بسیاری به عنوان باورهایی درست پذیرفته می‌شوند، با پدیده‌های زیادی از زندگی بشری در ارتباط‌ اند و به صورت کلی به آن‌ها خرافات گفته می‌شود. برای اجتناب از پراکنده‌گویی، و نظر به این‌که تنوع این باورها بررسی کلی‌شان را در یک نوشته ناممکن می‌سازد، ما روی عقاید خرافی وابسته به بهداشت و سلامت فیزیکی و بدنی انسان تمرکز خواهیم کرد.

استدلال این نوشته در قدم نخست این خواهد بود که با درنظرداشت ساختار اقتصادی و سیاسی جوامع ما، خرافاتی که در این نوشته بررسی خواهیم کرد، باورهایی کاملاً بی‌دلیل، بدون شبکه و بی‌فایده نیستند؛ بلکه در نبود خدمات مدرن طبی، سواد خواندن و نوشتن عمومی و دستگاه دولتی، به انسان‌ها کمک می‌کنند تا با مشکلات عظیم زندگی بسازند و بتوانند برای مصائب بدنی و بهداشتی خود توضیحی ـ هرچند به معنای علمی مدرن، نادرست – داشته باشند. استدلال کانفیلد روی نقش یک سلسله باورهای خرافی در ارائۀ نوعی «هستی‌شناسی بدبختی» بررسی خواهد شد.

پیش‌فرض اصلی روش‌شناسی این نوشته این است که انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی در هنگام بررسی این پدیده، باید از قضاوت ارزشی اجتناب کند و تنها به دلیل این‌که یک باور بر اساس معیارهای علمی امروزی درست نیست، نباید دست از پژوهش در ریشه، سیاق اجتماعی – تاریخی و نقش آن باور در زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌ها دست کشید. از سویی دیگر ملاحظۀ ارزشی این نوشته برای دانش‌آموزان علوم سیاسی این است که تحقیر و تصغیر چنین باورهایی و کسانی که چنین باورهایی دارند، بدون درنظرداشت مشکلات ریشه‌یی و ساختاری‌یی چون نابرابری‌های طبقاتی، نابرابری‌ها میان امکانات گروه‌های شهرنشین و امکانات گروه‌های اطرافی، مناسبات کلی تقسیم ثروت، منابع و خدمات (بهداشت و درمان، آموزش و الخ) نه‌تنها از لحاظ اثباتی و در درک درست این پدیده مشکل‌ساز خواهد بود، بلکه از لحاظ ارزشی، کاری بسیار پرسش‌برانگیز شمرده خواهد شد.

 حال چرا بعضی به جادوگری، تعویذهایی که بین زن و شوهر نزدیکی یا دوری ایجاد می‌کنند،  طلسم‌هایی که قوۀ مردانگی کسی را «می‌بندد»، نظر بد، جن، «ترس»، آل، پری و پدیده‌هایی از این دست اعتقاد دارند و مشکلات زندگی خود را از آن دریچه توضیح می‌دهند؟ جواب انسان‌شناس آمریکایی و متخصص جوامع آسیای مرکزی (از جمله افغانستان)، رابرت کانفیلد (Robert Canfield) این است که این باورها محصول ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی موجود در این مرزوبوم‌اند.

 این بدین معناست که برای هزاران سال اولاً فرآیند اصلی تولید اقتصادی در این جوامع کشاورزی بوده، ثانیاً اکثریت مطلق نفوس از دسترسی به خدماتی اساسی چون طبابت و سوادآموزی محروم بوده‌اند. حتی هم‌اکنون نیز اکثریت نفوس کشور در روستاها زندگی می‌کنند. وقتی اغلب انسان‌هایی که طی قرن‌ها این‌جا زیسته‌اند، در دهی کوچک، مشغول کشاورزی و دامپروری ـ برای کفاف مصرف خانوادگی و شخصی ـ بوده‌اند و هیچ‌گونه دسترسی ثابتی به خدمات مدرن طبی نداشته‌اند، مشخص است که زندگی‌شان مانند زندگی انسان‌های شهرنشین امروزی نیست. از یک سو آسیب‌پذیری این انسان‌ها در مقابل مرگ و مصیبت جسمی به مراتب بیشتر است و از سوی دیگر، به دلیل عوامل ساختاری چون جامعۀ زراعتی، فقر و نبود امکانات آموزشی، دانش لازم برای درک علت‌ها و چگونگی وقوع مصیبت‌های خود را هم ندارند. در چنین شرایطی، نقش یک فرهنگ عمومی و مشترک و متشکل از باورهایی که توضیحاتی مشترک برای آلام و مصیبت‌های جسمی بدهد را نباید دست‌کم گرفت. مخصوصاً تمرکز روی نادرستی این باورها توجه را از نقش آن‌ها در زندگی روحی ـ روانی اکثریت انسان‌هایی که در این خطه زیسته‌اند دور نگه می‌دارد که این برای علوم انسانی وضع مطلوبی نیست.

در واقع این همان بینش روش‌شناسی دورکهایمی است که به ما کمک می‌کند ارزش پژوهشی یک باور مشترک را تنها به این دلیل که با معیارهای عمومی امروزی ما ناسازگار است، از چشم نیاندازیم. این اصل روش‌شناسی متأثر از دورکهایم می‌گوید که در جوامع انسانی معیار درست بودن و حقیقت داشتن هر پدیده‌یی، اثبات‌پذیری علمی آن نیست؛ بلکه وجود باور مشترک به آن است. این یعنی یک باور به مجرد این‌که بیش از یک نفر آن را تصدیق کرد، در نزد صاحبان خود درست است؛ تنها به دلیل این‌که مشترک است. این افراد بر فرض حقیقت این باور عمل خواهند کرد و این تغییراتی را در جهان ایجاد خواهد کرد و در نتیجه دانش‌آموز علوم انسانی باید اهمیت باورهای مشترک را از چشم نیاندازد.

بدین ترتیب برای کانفیلد سلسله‌باورهایی چون باور به جن، پری، آل، ماردوزما، جگرخور، نظر، طلسم، عذاب الاهی، جادو، تعویذ، دعاخوانی برای شفای جسمانی و غیره همگی در بستر ساختاری جوامع ما فرهنگی مشترک را تشکیل می‌دهند که برای باورمندان خود وظیفۀ یک هستی‌شناسی بدبختی و مصیبت را اجرا می‌کرد. این باورها به مردم کمک می‌کردند تا برای مصیبت‌های اغلب ناشناخته و ناگوار زندگی خویش توضیحاتی داشته باشند و این توضیحات از طرف جامعۀ‌شان هم تایید شود. این هستی‌شناسی مصیبت به مردم کمک می‌کرد تا با داشتن شناختی هرچند نادرست از مصائب زندگی و برشمردن علت‌هایی هرچند غلط برای‌شان از فشار روانی ناشی از مصادب جسمی و ناشناختگی آنان در زندگی پیشامدرن بکاهند.

در نتیجه می‌بینیم که باورهای مشترک ـ هرچند به کلی بی‌بنیاد ـ در بستر جوامع ما نقش مؤثری در حیات روحی روانی افراد بازی می‌کنند و از سویی دیگر، این هستی‌شناسی مصیبت در کنار یک سلسله نقص‌های ساختاری که مهمترین‌شان عدم دسترسی همگانی به آموزش و پرورش و طبابت است، ایفای نقش می‌کند. این‌جا جا دارد بیاندیشیم که آیا در افغانستان کنونی این عوامل ساختاری به کلی از میان برداشته شده‌اند، یا این‌که هنوز اکثریت نفوس کشور که خارج از شهرها زندگی می‌کنند، از خدمات اساسی‌یی چون بهداشت و آموزش عمومی بی‌بهره‌اند. این پرسش شاید به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم که دقیقاً کدام بُعد خرافات بیشتر مشکل دارد: محتوایش، عدم انطباق‌اش با معیارهای علمی یا دینی و یا ریشه‌های ساختاری‌اش؟

برای نوشتۀ مشروح کانفیلد رجوع شود به:

Canfield, Robert L. “Efficacy and hierarchy: Practices in Afghanistan as an example.” Ethnicity, Authority and Power in Central Asia: New Games Great and Small, edited by Gabriele Rasuly-Paleczek and Robert L. Canfield, Routledge, 2014, pp. 196–247.

Ontology of misfortune.

Emile Durkheim, جامعه شناس فرانسوی

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام