بخش دوم
.jpg)
بر آراء مارکس متن مقدماتی بسیار است؛ پس به طور خلاصه نکات مهم آنچه به خودش منسوب است را برمیشماریم. مارکسیسم در قدم اول به اندیشۀ خود مارکس دلالت میکند. او که در اواسط قرن 19 مینوشت، بر این باور بود که تنش بین طبقات مختلف ـ سرمایهدار/کارگر و فیودال/کشتمند و خان/برزگر ـ پدیدهیی معرف و اساسی در تاریخ جوامع انسانی است. پیشرفت انسانی نزد مارکس با پیروزی یک طبقۀ پیشرو بر طبقۀ عقبمانده تحقق مییابد.
ساختار یک جامعه که عبارت از مجموعۀ مناسبات سیاسی و اقتصادی بین اعضا و اجزای آن است، برای مارکس از جایگاه مهمی برخوردار بود. در روششناسی، این عطف توجه، به دور از فرد و به سوی عوامل بزرگتر اقتصادی و اجتماعی یک جامعه، اهمیت ابزاری و مفهومی دارد. برای خود مارکس، جامعه از یک زیرساخت اقتصادی ساخته میشود که عبارت از چگونگی تولید و مناسبات اقتصادی و تقسیم ثروت در یک جامعه است. این زیرساخت، باعث رشد روساختهای سیاسی، فرهنگی، و دینی میشوند. برای مارکس، فرهنگ سیاسی و ارزشهای یک جامعه پیرو مناسبات اقتصادی و چگونگی فرآیند تولیدند. یک جامعۀ کشاورزی اغلب به سوی ساختارهای فئودالی و سلسلهمراتبی میرود و در یک جامعۀ کاپیتالیستی امکان ظهور دولتهای مدرن و غلبۀ طبقات بورژوازی شهرنشین بر اشرافیت سنتی فئودالی میرود. پس میبینیم که برای خود مارکس، زیرساخت اقتصادی جبراً روساخت را تعیین میکند و شکل میدهد.
.jpg)
از سویی دیگر، در نظر مارکس، تاریخ روندی دیالکتیک و جبری دارد. نزد استاد مارکس ـ هگل ـ وجود اصلی عبارت از یک ایده (فکر، چیزی غیرمادی و ذهنی) بود، نه جهان مادی ما. این ایدۀ مطلق شامل تمام جزئیات جهان میشود. اما گاهی بخشهایی از آن از یکدیگر بیگانه میشوند و بینشان تضادهایی به میان میآید. اما ایدۀ مطلق با یکجا کردن و سنتز این جزئیاتی که با هم در تضاد اند، تضادها را حل میکند. این حرکت ایدۀ مطلق از تز (جزء اول)، آنتیتز (جزء دوم و مخالف تز) و سنتز (جزء سوم که دوتای اولی را یکجا کرده و تضادهایشان را حل میکند) را دیالکتیک مینامند. اما برای شاگردان وی ازجمله مارکس و فوئرباخ، اصل وجود همین وجود ناقص و مادییی است که ما تجربه میکنیم، و بالخصوص برای مارکس این تنش بین جزئیات، در واقع تنشی واقعی میان طبقات مختلف با منافع سیاسی و اقتصادی مختلف و گاهی متضاد است. اما مطابق با میراث فکری هگل، تاریخ هنوز سیری به جلو داشت، مسیری که جبراً به یک سو میرود و هیچ اتفاق جزئی نمیتواند آن را مختل کند. برای مارکس این مسیر، از جامعۀ فئودالی به جامعۀ سرمایهداری و سپس به جامعۀ سوسیالیستی خواهد رفت.
به باور مارکس روشنگری و کاپیتالیسم، محصول پیروزی تدریجی اما روزافزون طبقۀ بورژوازی یا سرمایهدار شهرنشین و اغلب منسوب با سرمایههای جدید صنعتی بر طبقۀ اشرافیت زمیندار سنتی فئودالی بود. به عقیدۀ وی، گذر از فئودالیسم به کاپیتالیسم در انگلستان، محصول اخراج صدها هزار دهقان وابسته به زمین، از طرف اشرافیت زمیندار و کوچ این دهقانان به شهرها به قصد کار در کارخانههای صنعتی نوتأسیس بود. در چنین وضعی، جامعۀ کاپیتالیستی به سوی دوقطبی شدن میرود؛ یعنی تقسیم یک جامعه به دو طبقۀ سرمایهدار و کارگر روزمزد. از سوی دیگر، مارکس متوجه سیر تحول جوامع مبتنی بر سرمایهداری با چرخههای اقتصادی رشد و بحران که عواقبی بسیار ناگوار روی آسیبپذیرترین اعضای جامعه داشتند، بود. طبقات حاکم با داشتن ذخیرۀ صنعتی بسیار بزرگ از کارگران بیکار، جلوی هرگونه اعتراض به سرکوب اقتصادی را میگیرند. به عقیدۀ مارکس سیر حرکت تاریخ به سوی دوقطبی شدن شدید جوامع مبتنی بر سرمایهداری خواهد بود و این تناقضها را به حدی تشدید خواهد داد که طبقات کارگر با انقلاب سیاسی، نظام اقتصادی و سیاسی جدیدی را بنیان گذارند. اینجاست که مرحلۀ آخر کلانروایتی که مارکس از تاریخ میدهد فرامیرسد؛ یعنی یک جامعۀ بدون دولت، بدون طبقه و بدون سلسلهمراتب و برساخته شده از برابری. در نظر مارکس، تمام کارگران جهان منافع مشترک دارند و باید همبسته باشند؛ این بُعد از مارکسیسم را انترناسونالیسم میگویند.
.jpg)
در نتیجه، ارزش روششناسی مارکس برای جامعهشناسان در توجهاش به ساختار اقتصادی جامعه و تأثیر آن بر زندگی مادی و ارزشهای معنوی میتواند باشد و همچنین در مدل جدلی جامعه که به جدلها و تناقضات بین طبقات گوناگون با منافع گوناگون اقتصادی و جایگاههای گوناگون در مناسبات قدرت توجه میکند. برای مارکس زیرساخت یک جامعه را نوع تولیدات کشاورزی و صنعتی مشخص میساخت. پرسش مارکس از نحوۀ کارکرد این فرایند و مکانیسم تقسیم منابع اقتصادی ـ آب و زمین در جامعۀ زراعتی، سرمایه و ماشینآلات در جامعۀ صنعتی ـ در میان طبقات مختلف بود. این زیرساخت نزد خود مارکس نقشی کاملاً تعیین کننده در چگونگی شکلگیری ارزشهای معنوی و فرهنگی یک جامعه دارد؛ به همین دلیل ارزشهای فرهنگی یک جامعه بدون تغییر در ساختار اقتصادی آن تغییر نمیکنند.
بنگرید به:
http://salamwatandar.com/Article.aspx?a=28699
http://salamwatandar.com/Article.aspx?a=28784
پل ارتباط با خوانندگان: [email protected]





