نشست ریکای شش دیروز (پنجشنبه) با تعهد کشورهای منطقه به عملی ساختن توافقات مطرح شده در این نشست پایان یافت. موضوع مهم مورد بحث در نشست ریکا، اتصال بازارهای جنوب آسیا به آسیای مرکزی و همکاریهای منطقهیی در مورد انتقال انرژی بود. وزارت خارجۀ افغانستان که میزبان این نشست بود، تلاش کرد تا طرحهای مهم اتصال کشورهای منطقه به یکدیگر، در دستور کار نشست باشد. به همین دلیل، روی طرح خط آهن سهجانبۀ تاجیکستان، افغانستان و ایران و همچنان روی برنامۀ پنججانبۀ خط آهن قرغیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ایران و افغانستان بحث لازم صورت گرفت.
همچنان راه لاجورد نیز در دستور کار این نشست بود. طرح راه لاجورد اگرعملی شود، افغانستان را از طریق ترکمنستان به دریای خزر و از آنجا به روسیه و اروپا وصل میکند. چین، هم درعملی شدن طرح راه لاجورد و هم در اتصال افغانستان به شبکۀ راه آهن منطقهیی سود خواهد برد. چین روی استخراج معادن در آسیای میانه و افغانستان سرمایهگذاری کرده است. اتصال افغانستان از طریق خط آهن به آسیای مرکزی و چین، از لحاظ اقتصادی برای پکن بسیار سودآور خواهد بود.
هیأت چین در بحث عملی شدن این پروژهها فعالانه سهم گرفته است. امید است که دستگاه دیپلوماسی افغانستان، کمکهای چین را در پروژۀ اتصال افغانستان به منطقه جلب کند. کشورهای بزرگ عضو ناتو، در پیوند افغانستان به آسیای مرکزی منافع کوتاهمدت و آنی ندارند. به همین دلیل، این کشورها در چهارده سال گذشته در این راستا سرمایهگذاری نکرده اند. حامد کرزی رییس جمهور پیشین کشور، در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت که قدرتهای بزرگ جهانی، به جادهسازی در افغانستان علاقه داشتند و به همین دلیل به پروژههای عمرانی شاهراهها و ترمیم راهها کمک کردند. اما سرمایهگذاری روی پروژۀ خط آهن و یا ایجاد سدهای بزرگ آبی، در دستور کار کشورهای عضو ناتو نبود.
اکنون که چین در منطقه و افغانستان منافع مهم و مشخصی دارد، دستگاه دیپلوماسی کشور باید بکوشد تا کمکهای چین را برای عملی شدن طرح اتصال افغانستان به منطقه جلب کند. چین در خطآهنسازی تجربۀ زیادی دارد و میتواند در این راستا به افغانستان کمک کند.
عملی شدن تمامی تعهدها و برنامههایی که در نشست ریکای شش عنوان شد، به کوشش دستگاه دیپلوماسی کشور در جهت جلب کمکهای چین وابسته است. عملی شدن طرح بندر چابهار نیز برای افغانستان بسیار حیاتی است. این طرح هند را از طریق خاک افغانستان به آسیای مرکزی وصل میکند. در صورتی که این برنامه عملی شود، کشتیهای هندی در بندرگاه چابهار لنگر خواهند انداخت و سپس کامیونهای مملو از کالاهای هندی، از طریق افغانستان به سوی آسیای مرکزی به راه خواهند افتاد.
در صورت عملی شدن طرح چابهار، افغانستان میتواند در کنار بندر کراچی، راه بدیلی برای اتصال به آبهای جهانی پیدا کند. عملی شدن برنامۀ چابهار بستهگی به بهبود مناسبات کابل و دهلینو دارد. حکومت وحدت ملی در بدو رویکارآمدنش سیاست تعامل با پاکستان را در پیش گرفت. این سیاست به گونهیی مدیریت شد که هند را ناراضی ساخت. سیاست تعامل با پاکستان باید طوری پیش میرفت که سبب فاصلهگیری دهلینو از کابل نمیشد. بیشتر کشورهای منطقه وزیران خارجۀشان را غرض شرکت در نشست ریکای شش به کابل فرستاده بودند، اما دهلینو در سطح معاون وزیر خارجه در این نشست شرکت کرده بود. این امر نشاندهندۀ این است که کابل و دهلینو ازهمدیگر فاصله گرفته اند و باید این فاصله هرچه زودتر ازبین برود. هند از تطبیق طرح چابهار، نفع زیادی میبرد و تلاشهای دستگاه دیپلوماسی کشور میتواند علاقۀ هند را بار دیگر جلب کند.
طرح انتقال برق آسیای مرکزی، از جمله تاجیکستان به پاکستان، نیازمند بهبود روابط افغانستان و پاکستان است. بهبود روابط افغانستان و پاکستان زمانی میسر است که دستگاه استخباراتی پاکستان از حمایت گروههای دهشتافگن ضد افغانستان، دست بردارند. دستگاه دیپلوماسی کشور میتواند در این راستا نیز کمک چین را جلب کند. چین نفوذ زیادی بر پاکستان دارد. این کشور سرمایهگذاریهای زیادی در بخش صنایع دفاعی و هستهیی پاکستان کرده است. چین در زمینۀ انرژی نیز به پاکستان وعدۀ همکاری داده است. اگر چین از نفوذ خود بر پاکستان استفاده کند، برای افغانستان بسیار مفید خواهد بود.
بنابراین، دستگاه دیپلوماسی کشور باید تلاش کند تا چین، در حوزۀ مناسبات افغانستان و پاکستان بیشتر فعال شود و از نفوذ خود بر اسلامآباد استفاده کند. چین هنگامی علاقهمند همکاری بیشتر با افغانستان خواهد بود که امنیت طرحهای آن کشور در خاک افغانستان تضمین شود و کابل تروریستهای اویغوری را در صورت بازداشت، به پکن تسلیم کند. چین حالا درک کرده است که ظرفیتهایی برای مبارزه با تروریسم در افغانستان وجود دارد، به همین دلیل به همکاری با افغانستان علاقهمند است. دستگاه دیپلوماسی افغانستان باید از این فرصت استفادهیی درست کند.





