لزوم ابهام‌زدایی از مذاکرات

دور اول مذاکرۀ رسمی کابل با طالبان در اسلام‌آباد پایان یافت. از گزارش‌های منابع گوناگون بر می‌آید که پاکستان زمینه‌ساز این مذاکره بوده است. برخی از رسانه‌های پاکستانی گزارش دادند که شخص جنرال راحیل شریف، رییس ستاد ارتش پاکستان و قدرتمندترین مقام این کشور، در زمینه‌سازی این مذاکرات نقش داشته است.

با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، سران این حکومت سیاست تعامل با پاکستان را در پیش گرفتند. بر مبنای همین سیاست بود که جنرال راحیل شریف، چندین بار به کابل آمد و به رییس جمهور غنی قول قطعی داد که زمینۀ مذاکرۀ حکومت وحدت ملی با طالبان را فراهم می‌کند.

شروع مذاکرات کابل با طالبان، برگ برندۀ رییس جمهورغنی در داخل کشور است. او از این به بعد می‌تواند در برابر منتقدان سیاست تعامل با پاکستان استدلال کند که طالبان پشت میز مذاکره اند و همین امر معلول سیاست پاکستان‌گرایی او است. اگر رویکرد حکومت وحدت ملی نسبت به پاکستان متفاوت نمی‌بود و این حکومت سیاست پاکستان‌هراسی حامد کرزی را دوام می‌داد، بدون تردید که هیچ نوع پیشرفتی در تلاش‌های صلح حاصل نمی‌شد.

ریاست هیأت افغانستان را حکمت‌خلیل کرزی به عهده دارد

پیش از مذاکرات اسلام‌آباد، سران حکومت وحدت ملی و نماینده‌گان جناح‌های تشکیل دهندۀ آن، چندین بار با طالبان در قطر، ناروی و چین، نشست‌های غیررسمی داشتند. تقریباً همۀ جناح‌های تشکیل دهندۀ حکومت وحدت ملی در مذاکرات مقدماتی غیررسمی در قطر، چین و ناروی حضور داشتند. در مذاکرات اسلام‌آباد نیز نماینده‌گان رییس اجرایی، آقای محقق و جنرال دوستم حضور داشتند. این نشان می‌دهد که بیشتر جناح‌های داخلی، در تصمیم‌گیری‌های مربوط به مذاکره با طالبان حضور فعال دارند و هیچ جناحی در حاشیه نیست.

ویژه‌گی دیگر مذاکرات اسلام‌آباد، این است که قدرت‌های جهانی از آن حمایت می‌کنند. ایالات متحدۀ آمریکا و چین، از مذاکرات نماینده‌گان طالبان و حکومت وحدت ملی نظارت کردند. هر دو کشور با صدور اعلامیه‌های رسمی، پشتیبانی کامل خود را از این مذاکرات اعلام کردند. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که هیچ جناح بیرونی و درونی مخالف مذاکرات اسلام‌آباد نیست. اما در کنار این‌ها باید هر نوع ابهام در مورد مذاکرات اسلام‌آباد برطرف شود. ابهام مهم این مذاکرات این است که آیا ملامحمد عمر از این مذاکرات پشتیبانی می‌کند یا نه؟ جواب قطعی به این پرسش وجود ندارد. 

دفتر نماینده‌گی گروه طالبان در قطر، به روز سه‌شنبه هفتۀ جاری به نیویارک‌تایمز گفته بود که مذاکره‌کننده‌گان اسلام‌آباد، نماینده‌گان واقعی طالبان نیستند. این دفتر قبلاً در مورد مذاکرات ارومچی چین نیز چنین اظهارنظری کرده بود. اما اعلامیۀ اخیر طالبان، نشان می‌دهد که دفتر قطر صلاحیت مذاکره‌کننده‌گان طالبان در اسلام‌آباد را تایید کرده است. اما با وجود آن هم روشن نیست که موضع ملاعمر چیست؟ تقریباً چهارده سال است که هیچ نوار ویدیویی از ملامحمد عمر منتشر نشده است.

نگرانی این است که فردا یک گروه از میان طالبان برخیزد و اعلام کند که آنان از ملاعمر دستور می‌گیرند و مذاکرات اسلام‌آباد را قبول ندارند. مذاکره‌کننده‌گان حکومت وحدت ملی باید در میز مذاکره از طالبان بخواهند که موضع شخص ملامحمد عمر را روشن سازند. نماینده‌گان طالبان باید کابل را در مورد زنده بودن محمد عمر مطمین بسازند. هم‌چنان کابل باید مطمین شود که طرف مذاکره‌اش از ملاعمر نماینده‌گی می‌کند. اگر چنین چیزی ثابت نشود، امکان آن وجود دارد که بخش‌هایی از گروه طالبان، مذاکرات اسلام‌آباد را نپذیرند و خشونت‌ها دوام کند. انتظار همه این است که مذاکره با طالبان،   به جنگ و خشونت در افغانستان پایان دهد. اگر ملاعمر مذاکره با کابل را تایید نکند، شاید بخشی از طالبان با دریافت امتیازهای کلان وارد روند سیاسی جاری افغانستان شوند و شماری دیگر زیر حکم این که رهبرشان دستور توقف جنگ نداده است، به نبرد ادامه دهند. تمام تلاش کابل در دور اول مذاکره این بوده است تا گروه طالبان را به آتش‌بس راضی کند. این خواست منطقی است. اما کابل باید پیش از امضای هر توافق‌نامه‌یی، مطمین شود که ملاعمر از آتش حمایت می‌کند.

ابهام دیگری که در مذاکرات وجود دارد، تعریف صلح است. رییس جمهور غنی تا حال رسماً در مورد تعریفی که حکومت وحدت ملی از صلح دارد، سخن نگفته است. رییس اجرایی حکومت در ولایت بلخ گفت که با حقوق مردم و ارزش‌های مندرج در قانون اساسی معامله نمی‌شود؛ اما این حکم صرفاً کلی‌گویی است. سران حکومت باید به وضوح بگویند که از صلح چه تعریفی دارند. برای من به عنوان یک روزنامه‌نگار، صلح به معنای سیاست‌ورزی بدون خشونت است. هر جناحی که خودش را متعلق به این جغرافیا می‌داند باید اسلحه را به کناری بگذارد و از طروق مسالمت‌آمیز مثل انتخابات، در پی دست‌یابی به اهدافش باشد. طالبان باید خشونت را کنار بگذارند، به یک حزب سیاسی بدل شوند و از طریق شرکت در انتخابات‌های مجلس، شوراهای ولایتی و شوراهای محلی، بخشی از نظام مشروع افغانستان باشند.

اما سران حکومت وحدت ملی تا حال در مورد تعریف‌شان از صلح چیزی نگفته اند. شاید برای برخی صرف آتش‌بس کردن و واگذاری رسمی کنترل برخی از مناطق به طالبان در جنوب و شمال، صلح تحقق یابد. برای عده‌یی هم پذیریش یک امارت مشارکتی و قبول زعامت ملامحمد عمر و به باد فنا دادن دستاوردهای چهارده سال اخیر به معنای صلح باشد. سران حکومت باید مشترکاً به مردم افغانستان بیانه دهند و تعریف‌شان از صلح روشن سازند. بدون تعریف صلح، تلاش برای مذاکره، به رها کردن تیر در تاریکی می‌ماند. مذاکره‌کننده‌گان باید بدانند که چه می‌خواهند. در کنار این‌ها، سران حکومت باید طرح بدیل‌شان را هم به مردم افغانستان ارایه کنند. اگر تلاش‌های صلح شکست خورد، در آن صورت بدیل ما چیست؟ مردم افغانستان حق دارند که در مورد این موضوعات بیشتر بدانند. 

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام