
باری یکی از مشاوران پیشین ریاست جمهوری برای توجیه رفتارهای اشرف غنی، گفته بود، برای آوردن ثبات، افغانستان نیازمند عبدالرحمان دیگریست. گفتههای آن مشاور مخلوع این روزها، اما دارد جامۀ عمل میپوشد. زیرا رفتارهای این روزهای رئیس حکومت وحدت ملی دارد کم کم او را از دایرۀ نمایندۀ منتخب مردم خارج و تبدیل به سلطانی میکند که سایۀ خدا در روی زمین است و آنگونه که خودش گفته بود، میخواهد فصل ناتمام یکی از شاهان پیشین را تمام کند.
رفتارها و گفتارهای چند ماه اخیر رئیس حکومت وحدت ملی همواره جنجالی شده و انتقادهای زیادی را متوجه او کرده است. یکی از موضوعاتی که جنجالی شد و انتقادات زیادی را در پیآورد. تصمیم یکجانبۀ آتشبس او با طالبان بود؛ زیرا این تصمیم او به طالبان فرصت داد تا اعضایش به بهانۀ آتشبس به ولسوالیها به ویژه ولسوالیهای امن بروند و به راحتی از امکانات نظامی و اوضاع سیاسی این ولسوالیها اطلاعات جمعآوری کنند و براساس آن طرحهای خود را عملی کنند. بهگونۀ نمونه، اعضای طالبان با استفاده از فرصتی که حکومت برایشان فراهم کرده بود به مقر ولسوالی، فرماندهی امنیه و دیگر ادارههای حکومتی، ولسوالیهای جاغوری و مالستان ولایت غزنی رفتند و اطلاعات مورد نیاز خود را جمعآوری کردند. این گروه پس از پایان آتشبس سه روزۀ خود، برای این دو ولسوالی، حکومت محلی تعیین کردند و با ارسال نامههایی از مردم این ولسوالیها خواستند تا با نمایندگان این گروه همکاری کنند، در غیر آن، طالبان بر این ولسوالیها حمله میکنند که این تهدید بالقوه هنوز پابرجاست.

رئیس حکومت وحدتی ملی آتشبس یکجانبۀ حکومت با طالبان را نتیجهبخش خواند؛ اما نتیجۀ مثبت این آتشبس به حساب طالبان رفت و نتیجۀ منفییی آن نصیب حکومت شد. زیرا در دوران آتشبس یکجانبه، طالبان دهها سرباز را کشته، زخمی و اسیر کردند، تجهیزات زیاد نظامی را به یغما بردند، قلمرو حکومت را تنگتر و قلمرو خود را گستردهتر کردند و در نهایت فرمانده نیروهای ویژۀ پولیس پکتیکا را در چند ده متری ارگ ترور کردند.
موضوع دیگری که قابل تأمل است، سخنان همین چند روز پیش رئیس حکومت وحدت ملی در جمع مردم ننگرهار است. او در سخنرانیاش در جمع مردم ننگرهار گفت که حکومت حاضر است آنگونه که طالبان میخواهند با آنها مذاکره کند و هشدار داد که کسی حق ندارد در مورد صلح با طالبان نظر منفی دهد. چنین سخنی تنها بر زبان کسی جاری میشود که فکر میکند در برابر رفتارها و گفتارهایش مسئول نیست و آنچه او میگوید باید عملی شود. و الا کسی که ادعای متفکر دوم جهان را دارد و مدعییی تحصیل و تکیه بر کرسییی استادی دانشگاههای معتبر غربیست، تفاوت نظام دیکتاتوری و نظام ریاست جمهوری را نمیداند، که اینگونه سخن میگوید. اشرف غنی خوب میداند که طالبان به کمتر از قبضهکردن تمام قدرت راضی نیست؛ اما سخنان او در مورد مذاکره با طالبان و هشدارش به مردم، آنگونه که وزیر پیشیناش میگوید، چیزی نیست جز «برگشت به نظام دیکتاتوری و تکمیل فصل ناتمام طالبان».
رفتارها و گفتارهای رئیس حکومت وحدت ملی تنها به موارد بالا خلاصه نمیشود. زیرا در جریان همین هفته بود که وزیر پیشین انرژی و آب به صراحت رئیس جمهور را به زورگویی متهم کرد. او در یک نشست خبری گفت که رئیس جمهور باید از تهدید، تحقیر و توهین وزیران و مقامهای ارشد حکومت دست بردارد و حکومت اندیوالی را کنار بگذارد. وزیر پیشین انرژی و آب در آن نشست، رئیس حکومت وحدت ملی را متهم کرد که صلاحیتهای وزیران را به دوستان و مشاوران خود داده که این امر مانع توسعۀ هدفمند شده است.

واقعیت این است که چنین رفتارهایی تنها در یک نظام دیکتاتوری ممکن است؛ زیرا در این گونه نظامها کسی که در رأس هرم قدرت قرار میگیرد خود را بالاتر از قانون میداند و به هیچ مرجعی هم پاسخگو نیست. در صورتیکه در یک نظام مبتنی بر دموکراسی که رئیس جمهور با رأی مردم انتخاب میشود فراتر از قانون نیست و به کسانی که او را انتخاب کردهاند پاسخگوست. زیرا او نمایندۀ مردم است و باید در برابر رفتارها، کنشها و واکنشهایش به مردم پاسخگو باشد. اما پرسشی که مطرح میشود این است که اشرف غنی چرا چنین گفتارها و رفتارهایی را از خود بروز میدهد و بهراستی او میخواهد فصل ناتمام که را تکمیل کند، عبدالرحمان خان، امانالله خان یا به قول وزیر پیشیناش «طالبان»؟





