استقلال برای افغانستان برساخت انتزاعیی‌ست که تا کنون نتواسته خودش را به ­عنوان یک عینیت برای باشنده‌گان این جغرافیا نمودار سازد. من در این نوشته قصد دارم استفادۀ مفهوم استقلال را به منظور ابزاری در راستای اهداف هژمونیک مورد نظر داشته باشم. کاربرد و رایج‌سازی مفهوم استقلال از همان آغاز در گروِ برنامۀ استحالۀ فرهنگ­ها و خورده‌فرهنگ­ها در روایت هم‌ه­شمول‌­پنداری به نام افغان بوده است. کاربرد این­گونه از مفهوم استقلال تا هنوز در میان سیاست­مداران مخالفان و موافقان زیادی را به محور خویش جمع کرده است. اکنون به بهانۀ سپری‌شدن صد سال از ترویج استقلال فرصتی فراهم آمده تا مخالفان و موافقان آن بستر گفتمانی را برای پرداخت و واکاوی خلق کنند.

پیشینۀ کاربرد مفهوم استقلال بر می­گردد به دوران زمام­داری شاه امان‌الله. از این که شاه امان‌الله، شاهِ مشروطه­‌خواه و مترقی بود روایت­‌های زیادی به‌جا مانده است، اما آن‌چه محور برنامۀ نوآورانۀ شاه امان‌الله را شکل می‌­داد، طرح نَوی برای افغانستانِ آرمانی بود بر مبنای روایت افغانیزه‌سازی‌شده که او (شاه امان‌الله) و محمود طرزی رویای رسیدن به آن را در سر داشتند. برای تحقق این روایت، افغانستان باید سرزمینی می­‌شد مستقل، با جغرافیا و مرز­های مشخص، دارای دستگاه منظم حکومتداری به شیوۀ کشور­های غربی و با فرهنگی متأثر از فرهنگ اروپایی. انگیزۀ اصلی استقلال نیز از همین آرمان افغانستان جدید نشأت میگیرد. چون آمیزش فرهنگ اروپایی با فرهنگ زمانۀ شاه، حساسیت‌برانگیز بود، همین امر سبب شد که در کُل بستۀ آرمانی شاه امان‌الله و یارانش برای افغانستان زیاد دوام نیاورده و مغلوب شود. پس از آن طی سالیان متمادی از روزی به نام استقلال تجلیل می‌­شود که منظور از آن بیشتر به رخ‌کشیدن مفهوم استقلال با انگیزۀ هژمونی‌­خواهی سیاست­مدران قوم افغان در برابر باشنده‌گانی از اقوام دیگر کشور می‌­باشد.

با تغییر اوضاع و زمان مفهوم استقلال نیز اکنون نزد شهروندان کشور­های جهان امروزی دست­خوش تغییرات شگرفی شده است. کشور­های استعمارگر و استعمار­شونده اکنون دیگر به معنای صد سال پیشین‌­شان وجود ندارند.

روایت‌های زیادی حاکی از این است که استقلال–بیرون‌شدن از یوغ قیمومیت–هیچ‌گاهی برای افغانستان هم‌چون استقلال دیگر کشور­های مستعمره نبوده است. به این معنی که افغانستان هیچ‌­گاهی به گونۀ کامل چون هند بریتانیوی در تصرف نیرو­های انگلیسی نبوده است که استقلالش را در زمان شاه امان‌الله کسب کرده باشد. با آن هم شاه کسب صلاحیت در سیاست خارجی را که پیشتر از آن دست انگلیس‌­ها بود استقلال نامید. هرچند که استقلال به این مفهوم نیز چندان دوام نیاورد و با اتکای نادرشاه بر اریکۀ قدرت و تمویل مالی وی از سوی حکومت بریتانیا این استقلال نیز تحت شعاع نفوذ انگلیس‌­ها قرار گرفت. شاه امان‌الله استقلال افغانستان را مالکیت افغان­ها (پشتون­‌ها) تصور می‌­کرد و وقتی هم فرصت پیدا کرد تا به نظام داخلی کشور سر و سامان دهد و در پهلوی ترتیب نظام‌­نامۀ اساسی، نظام‌­نامۀ مطبوعات و بسیاری از نظام‌نامه­‌های دیگر، نظام­‌نامۀ ناقلین به سمت قطغن را نیز ترتیب کرده و اجرایی ساخت. کوچاندن ناقلین به سمت قطغن برای دست­کاری ترکیب قومیِ جغرافیایِ افغانستان بابت کسب مالکیت به سود افغان‌ها (پشتون‌ها) بود. پس از توزیع زمین به ناقلین افغان (پشتون) انگیزۀ مالکیت زمین­‌های افغانستان به قوم خاصی با مالکیت استقلال این کشور نیز به همان قوم گره خورد. به همین گونه مالکیت‌­های مشترک به ترتیب به مالکیت قوم خاصی مصادره شده رفت. مثلاً حکومت­داری ویژۀ افغان‌­های درانی بود و باشنده‌گان از اقوام دیگر حق شاه‌شدن و حکومت‌کردن را نداشتند؛ پس از همین امر بود که استقلال هم‌چون مالکیت قوم افغان با اصطلاح «انحصارگری» آمیخته شد.

در این سال‌­ها به سبب آگاه و فعال‌شدن لایه‌­های مختلف اقوام گوناگون کشور تحولات گسترده­‌یی در زمینه‌­های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور رونما شده است. با تغییر اوضاع و زمان مفهوم استقلال نیز اکنون نزد شهروندان کشور­های جهان امروزی دست­خوش تغییرات شگرفی شده است. کشور­های استعمارگر و استعمار­شونده اکنون دیگر به معنای صد سال پیشین‌­شان وجود ندارند. روابط و مناسبات میان کشور­ها حالا بر مبنای میثاق‌­های جهانی برقرار است و کشور­هایی در سطح جهان از اعتبار و جایگاه رفیع برخوردارند که میزان بیشتری از نیروی فکری، جنگ‌افزار و روابط تجاری را دارا باشند. در افغانستان اما تا هنوز مفاهیم سنتی کاربرد بیشتر دارند، یعنی فکر پیش‌روی برای صد سال پیش– که همانا ایجاد «دولت- ملت» بر بنیاد افغانیزه‌سازی باشد– دیگر نمی‌­تواند آن‌چنان جای‌گاهی را داشته باشد که در گذشته‌­ها داشت. اکنون که برنامۀ نظام­‌سازی شاه امان‌الله از بسیاری جهات مورد پرسش قرار گرفته است، استقلال که جزئی از آن است، نیز می­‌بایست پوست‌اندازی کرده و خودش را با مفاهیم روز هم‌گام می‌­ساخت، اما چنین نشد؛ زیرا اشتیاق به گرایش­‌های قومی بیشتر قوت گرفت و مفاهیمی چون استقلال را وادار به در جازده‌گی کرد.

با فرارسیدن 100 ساله‌گی استقلال افغانستان اشرف‌غنی احمدزی با شعار «فصل ناتمام امان‌الله خان را تمام می‌­کنم» مفهوم استقلال را با همان کارکرد انحصارگرش به عاریت گرفته و در راستای شعار خودش «متمرکز نگهداشتن قدرت سیاسی» مورد استفادۀ ابرازی قرار می‌­دهد و بازاحیای استقلال افغانستان به گونۀ روایتی فراگیر، نزد اشرف‌غنی احمدزی دو دلیل عمده دارد.

نخست تقلای محمداشرف غنی بابت چنگ‌زدن به ریسمان استقلال بخشی از کارزار انتخاباتی‌یی‌ست برای کسب رضایت افغان‌ها و شماری دیگر از طرفدران شاه امان‌الله که او را به مثابه­ شاهِ مترقی، با برنامه و پیش‌رو می­‌دانند.

در دومین مورد تلاش محمداشرف غنی احمدزی زیر پوشش مفاهیم دهن‌­پُر­کنی چون استقلال و وحدت ملی چیزی نیست جز همان استحالۀ اقوام غیرافغان به هویت افغانی؛ این تلاش­‌ها در حالی‌ست که نام کشور، سرود ملی، واحد پولی و هویت شهروندان مطابق قانون اساسی مصوب افغانستان برای قوم افغان ثبت و مصادره شده است. ­­

مدعی بازاحیای روایت استقلال افغانستان همان کسی‌ست که انگیزۀ قومی­‌اش سبب شد تا کسانی را که در خیابان راه­پیمایی می‌­کردند، به گلوله بسته شوند. محمداشرف غنی احمدزی همان شخصی‌ست که به دلیل داشتن انگیزه­‌های قومی در آغاز حکومت وحدت ملی وعدۀ سهمیه­بندی قومی در شمار زندانیان را داده و از حضور نابرابر اقوام در زندان شکایت کرد. او بود که کانکور را سهمیه‌بندی کرد، او بود که بابت انگیزه­‌های قومی‌­اش اجازۀ برگزاری انتخابات در ولایت غزنی را نداد و هم ­او بود که رهبر حزب جنبش ملی افغانستان– جنرال دوستم– را بابت انگیزه‌های قومی‌­اش از محور قدرت کنار زد. ده‌­ها مورد دیگر را میشود به این فهرست اضافه کرد که نشان می‌­دهد برای محمداشرف غنی «فصل نا­تمام» برنامۀ شاه امان‌الله چیزی غیر از همان افغانیزه‌­سازی نیست، و استقلال نیز با حضور نظامی چندین کشور جهان ففط می­‌تواند روپوشی باشد برای اهدافی چون تمرکز قدرت و مصادره‌سازیِ قومی.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام