.jpg)
بر خلاف انتظار، آمریکاییها جام شوکران سرکشیدند و به شکستناپذیری لشکر بینظم و بیرحم طالبان اعتراف کردند. جنرال جوزف دانفورد رئیس ستاد ارتش آمریکا گفته است: «منصفانه است که بگویم، طالبان اکنون در جنگ شکست نخواهند خورد». اعتراف به شکست در نبرد افغانستان برای آمریکاییهای پیروز مست و تا به دندان مسلح، سخت و به نظر گریزناپذیر است. تصور پیروزی ایالات متحده و متحدانش در نبرد افغانستان، همواره قطعی و خدشهناپذیر فرض میشد و این تصور از افسانۀ ابرماشینهای جنگی ایالات متحده ناشی میشد. بسیار به ایقان رسیده بودند که ایالات متحدۀ آمریکا با ابزار پیشرفتهاش توان شکار مور را از دل سنگ دارد و سیاستمداران آمریکایی نیز پیوسته به این کوس میکوبیند. اما لشکریانی برخاسته از مدرسه با دلهایی آکنده از نفرت و توسل به روشهای جنگهای چریکی و پارتیزانی، در برابر منطق جنگ مدرن و راهبرد مدرن نظامی مقاومت کردند.
اکنون چه بپذیریم که این نبرد به بنبست رسیده و یا به شکست مفتضحانه، جستوجوی راهحل و پایان دادن به این نبرد خستهکننده و پرهزینه، منطقی و لازمی است. این نتیجهیی است که طرفهای دخیل در نبرد افغانستان بدان دستیافتهاند. گزینش زلمی خلیلزاد به عنوان نمایندۀ ویژۀ ایالات متحدۀ آمریکا در امور صلح افغانستان و آغاز گفتوگو با طالبان ـ مهمترین گروه بنیادگرای مخالف ارزشهای دموکراتیک و مایل به ملیگرایی، نشان میدهد که احتمال تفاهم بر سر پایان منازعه وجود دارد؛ اما به گفتۀ خلیلزاد «باید به این فرصت پیش آمده محتاطانه نگریست».
جزئیات گفتوگوها میان طالبان و نمایندۀ ایالات متحدۀ آمریکا به درستی روشن نیست. اما خبرهایی که به رسانهها درز کرده، نشان میدهد که طالبان مایلاند داستان حکومت موقت از سر نوشته شود. پیش از این روزنامۀ والستریت ژورنال گزارش داده بود که خلیلزاد تعلیق انتخابات، برگزاری جرگۀ عنعنوی و تشکیل حکومت موقت را به طالبان پیشنهاد کرده بود و به تازگی اسوشیتدپرس گزارش داده که طالبان به پیشنهاد تشکیل حکومت موقت تمایل نشان دادهاند.
از فحوای سخن زلمی خلیلزاد در واپسین نشست خبریاش در کابل چنین به نظر میرسد که آمریکا برای این خواست طالبان چراغ سبز نشان داده و خلیلزاد شتاب دارد تا این غایله را هرچه زودتر ختم به خیر کند.
«خوشبینی محتاطانه» میرساند که خلیلزاد نگران آن است که طالبان مبادا از ایالات متحده بهای سنگینی طلب کنند که پرداخت آن دشوار و حتی ناممکن باشد. هرچند به نقل از هیئت شورای عالی صلح که در نشست مسکو اشتراک داشت، طالبان در موقف خود انعطاف نشان دادهاند و پیششرط «خروج بیقیدوشرط نیروهای خارجی به صورت فوری» را به «اعلام زمان خروج نیروهای خارجی» تعدیل کردهاند.
اگر این امر را بپذیریم، طالبان نیز به فکر سازش با ایالات متحدهاند و این نتیجه به صلاح هر دو جانب است؛ زیرا ایالات متحده حضور دوامدارش در خاک افغانستان را به صلاح هژمون و راهبرد خود میداند و طالبان نیز به این نتیجه رسیدهاند که حکومت آتی در افغانستان بدون حمایت مالی ایالات متحدۀ آمریکا گرفتار تنازعی خسته کننده برای بقا خواهد شد.
.jpg)
پیشنهاد تشکیل حکومت موقت و برگزاری نشست مشابه «نشست بن» برای محمداشرف غنی رئیس جمهور فعلی افغانستان خبر خوشی نخواهد بود؛ زیرا خوابها و آرزوهای ناتمامش بر باد فنا خواهد رفت. اما زلمی خلیلزاد بدون تمکین به خوابهای خوش غنی، این روند را بدون حضور غنی پیگیری کرد و در فرجام غنی ناچار شد با وضعیت جاری خود را سازگار سازد.
تشکیل نشست مشورتی صلح و گفتوگو با رهبران احزاب سیاسی، در واقع ضدحملهیی بود که غنی به خلیلزاد زد و با استفاده از دشمنان قدیم، خود را از حاشیه به متن کشید. پیش از مطرح شدن بحث حکومت موقت از جانب طالبان، احزاب سیاسی نقشه میکشیدند که با پیشنهاد تشکیل حکومت موقت به ایالات متحده، غنی را دست خالی در میدان رها کنند. در آن زمان شمار زیادی از رهبران سیاسی که به وسیلۀ رئیس جمهور، از بدنۀ حکومت رانده شده بودند، به این عقیده بودند در صورتی که انتخابات ریاست جمهوری زیر نظر حکومت غنی برگزار شود، نتیجۀ آن چیزی جز ابقای غنی نخواهد بود.
.jpg)
اکنون که ورق برگشته، غنی نیز برای خود جای پا باز کرده است. اما پیشنهاد طالبان برای تعیین رهبری حکومت موقت ـ که به اصطلاح همهپذیر باشد ـ ستار سیرت است.
ستار سیرت در نشست بن، گزینۀ پیشنهادی جناح روم برای ریاست حکومت موقت بود و در آن نشست صرفاً به این دلیل شانس نیاورد که از لحاظ تعلق تباری ازبک بود. پیشنهاد طالبان در گزینش سیرت برای کرسی حکومت موقت، عجالتاً پیشنهادی هوشمندانه است. زیرا در مناسبات سیاسی پس از فروپاشی طالبان، این گروه از لحاظ چیستی بیشتر به عنوان گروهی نظامی با ایدئالهای قومی مورد سنجش قرار میگرفتند.
رهبری طالبان و فرماندهان برجستۀ این گروه از لحاظ تعلق تباری اکثراً پشتوناند و قشر سیاسی ازبک، تاجیک، هزاره و مابقی اقوام، طالبان را گروهی با ماهیت قومی میشناسند و حاضر نیستند که زعامت این گروه را بپذیرند. طالبان با درک این حساسیت، ریاست دولت موقت را به یک ازبک واگذار میکنند تا به این صورت برچسب علائق قومی به آنها نخورد.
فایده این نیرنگ این است که حکومت موقت عمر بسیاری نخواهد داشت و دیگر آن که در صورت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، کریدت قابل توجهی نصیب جناح طالبان خواهد شد. این برخورد از جهتهای مختلف شباهت زیادی به پیشنهاد ائتلاف شمال به ویژه پنجشیریها دارد؛ آنان با واگذاری رهبری حکومت موقت به کرزی، در این اندیشه بودند که دل پشتونها را به دست آورند. حتی از یکی از رهبران مجاهدین نقل شده که همزمان با گزینش کرزی به عنوان رئیس حکومت موقت، گفته بود: «یک آدم بیریشه را آوردیم و همۀ حکومت را به دست گرفتیم». به نظر میرسد تاریخ به گونۀ شگفتانگیزی تکرار میشود؛ با این تفاوت که این بار نوبت سیرت است.





