.jpg)
بر اساس فرمایش قانون اساسی، محمداشرف غنی باید در روز نخست خرداد/ جوزای سال پنجم ریاست جمهوری کولهبارش را ببند و ارگ ریاست جمهوری را ترک کند. اما غنی که به سختی ارگ را به دست آورد، آسان نخواهد رفت.
او نیک میداند که قانون اساسی در صورتی مهم است که برایش سودی داشته باشد، لاغیر به روش اعتزالی مادههای محکم را متشابه میخواند. در دومین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 هنگامی که کرزی در موضع مشابه قرار داشت، غنی بیدرنک حکم کرد که کرزی باید بر اساس فرمایش قانون اساسی، ارگ را ترک کند؛ حالا به حکم منافع، جوشاندۀ انجیر و شیر به فرمایش حکیم تورسن به برگشت حافظۀ غنی کمکی نخواهد کرد.
در واقع، غنی به حکم قانون اساسی به ریاست جمهوری نرسیده که به حکم قانون برود. به فرض محال اگر غنی زیر فشار جریانهای سیاسی ارگ را ترک کند، چنین کاری چیزی نیست، جز انتحار سیاسی.
محمداشرف غنی به اندازۀ کافی حریص است و آرزو دارد برای مدت طولانی شکوه تاج سلطانی را به سر داشته باشد؛ از این چشمانداز غنی را نباید سرزنش کرد. قدرت جاذبۀ توصیفناپذیری دارد. به فرض اگر نشیمنگاه یکی از سیاستمداران معترض به کرسی ریاست ارگ قالب شود، آنگاه در وضعیتی مشابه چسبی را بهانه خواهد آورد، همانگونه که غنی چنین میکند.
به قول حافظ شیرازی:
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد
روز گذشته 12 تن از نامزدان ریاست جمهوری زیر عنوان شورای نامزدان ریاست جمهوری، به غنی اولتیماتوم صادر کردند که در اول جوزا کنار برود. نامزدان شامل در این شورا هر کدام به نوبت سخنرانی کردند، اما در این میان بیش از دیگران سخنرانی حنیف اتمر قابل توجه بود.
در محافل سیاسی سه تن از نامزدان ریاست جمهوری به عنوان نامزدان مطرح ارزیابی میشوند؛ اشرف غنی، عبدالله عبدالله و حنیف اتمر. مابقی یا عمیقاً میدانند که شانس ضعیف دارند و یا نمیدانند که شانسی ندارند.
.jpg)
هنگامی که حنیف اتمر یکی از نامزدان خوش اقبال ریاست جمهوری در جمع دیگر نامزدان ریاست جمهوری سخنرانی میکرد، مضطرب و پریشان حال به نظر میرسید. چینهای پیشانیاش فزونی یافته بود و عمیقاً نگران بود. لحن صدایش آرامش همیشگی را نداشت. نخست عاجزانه از غنی خواست در روز اول جوزا پاسخ دهد. به گفتۀ اتمر، ممکن است «کسی سر جلو به خواب برود، اما همه را خواب نخواهد برد» و سپس هشدار داد که اگر غنی کنار نرود، بیثباتی سیاسی فرا میرسد.
بیش از دیگران، اتمر غنی را میشناسد. او روزگاری یار غار رئیس جمهور بود؛ برای توضیح رفاقت بدفرجام این دو لازم است اندکی به عقب برگردیم. انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 را به یاد داریم. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، تقلب انتخاباتی به مقیاس وسیع انجام شد؛ گوسفندان به هدایت ضیاءالحق امرخیل، رئیس پیشین دبیرخانۀ کمیسیون مستقل انتخابات که در آن هنگام و حالا مشاور محمداشرف غنی، رئیس جمهور به چراگاه برده میشدند و پس از فربهشدن به مقصد میرسیدند.
میزان بلند تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 را همه ناظران ملی و بینالمللی تأیید کردند، بعدها رحمتالله نبیل، رئیس امنیت ملی وقت و دکتر اسپنتا، مشاور شورای امنیت ملی کرزی افشا کردند که حامد کرزی در جریان عملیات وسیعِ رساندن غنی به ارگ ریاست جمهوری قرار داشت.
نبیل گزارش داد، امنیت ملی خبر داشته که یک ماشین چاپ کارت انتخابات در وزیراکبر خان مشغول نشر کارتهای رأیدهی به سود تیم غنی بوده و حکومت کرزی در جریان این تقلب آشکار قرار داشته است. محال است محمدحنیف اتمر که در آن هنگام به عنوان مغز متفکر اردوگاه غنی شناخته میشد، از این عملیات بیخبر باشد. احتمالاً گوشههای پنهان این عملیات وسیع هنوز به عنوان یک راز نگهداری میشود.
هنگامی که رئیس جمهور قدرت را در دست نداشت، با اجرای یک برنامه با مقیاس وسیع، توانست در انتخابات پیروز شود. اکنون که به لطف قدرت، امکانات وسیع در اختیار اردوگاه غنی قرار گرفته، از این امکانات به صورت احسن استفاده خواهد کرد. اتمر آگاه است که اگر غنی گوسفندسوار با همکاری امرخیل به ارگ داخل شد، اینبار فیلسوار وارد میشود.
اندیشیدن در مورد این احتمال هر گونه خواب خوش اتمر را خراب میکند؛ از این جهت نگرانی حنیف اتمر به عنوان نامزدی که شانس پیروزی بیشتری در انتخابات ریاست جمهوری دارد و در این راه در آغاز کار هزینۀ هنگفتی متحمل شده، قابل تأمل و بهجا است.
همۀ نامزدان ریاست جمهوری متفقالقولاند که حضور غنی در ارگ پس اول جوزا، بقای او را در قدرت ضمانت میکند. از جانب دیگر به تعبیر حنیف اتمر، دادگاه عالی به اشرف غنی چک سفید داده و این چک احتمال تمدید تقویم انتخابات ریاست جمهوری برای بار سوم را فراهم کرده است. اگر غنی در ارگ بماند، اتمر از قدرت نخواهد چشید، اما غنی به این سادهگیها جایی نمیرود؛ او همانند سنگ در جای خود سنگین است.





