.jpg)
عهدشکنی میان سیاستمداران پدیدهیی مرسوم است، اما سیاستمدارهای زیرک باوصف نقض مکرر پیمان، در بازیهای سیاسی طوری رفتار میکنند، همانند کاندیدِ کارکتر اثر معروف ولتر به نظر برسد؛ دور نرویم به یارگیریهای انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری توجه کنید. حنیف اتمر روزگاری برای عطامحمد نور، قانونی و دیگر جمعیتیها مرد ساطور به دست و دشمن جمعیتیها به شمار میرفت، اما اتمر چنان دلربا از کار بر آمد که دل از دلخانۀ عطامحمد نور و یارانش ربود، با وصف آن، این شانس را همزمان حفظ کرد که در صورت پیروزی احتمالی، به عهد خود وفا نکند.
در جمع بازیگران سیاسی، غنی در نقض پیمان و رنجاندن دل یاران، دست بلندی دارد. او تقریباً دل همه همراهان را شکست، ولی در جذب دوبارۀ شکستهدلان استعداد شگرفتی از خود نشان نداد. با وصف آن توانست امرالله صالح که با یک مأموریت 27 روزه در وزارت داخله، دل خلق را به دست آورده و شهرۀ عام و خاص شده بود را به جمع یاران فرا بخواند.
امرالله صالح ترکیبی از فنسالاری و جهاد، یا به عبارت دیگر مجاهدِ فنسالاریست که همزمان محترمانه شیفتۀ شهرت و منزلت است. به حق او از تنبلی شایع میان مجاهدین مبراست؛ هنگامی که صالح در سخنرانی انتخاباتی خود به لمپنگرایی تاخت، در واقع به صفتِ بارز همصنفیهایش تاخته بود. باوجود این ویژگی تاکنون صالح در بازیهای سیاسی آزمودهنشده است.
احمدضیاء مسعود، در مرحلۀ دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 به تیم غنی پیوست و در جملۀ مُقرَبان درجه یک قرار گرفتو به محض تشکیل حکومت وحدت ملی، رئیس جمهور با صدور فرمانی صلاحیت بسیاری به او بخشید و بیش از اندازه مورد الطاف ملوکانه قرارش داد. اما دیری دوام نیاورد که میانۀ آن دو به هم خورد. در حال حاضر امرالله صالح در جایگاهی قرار دارد که در روزهای نخستین حکومت وحدت ملی، احمدضیاء مسعود قرار داشت.
.jpg)
صالح به جز این که در تکت غنی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری نامزد است، صلاحیت رسمی در دولت ندارد، ولی در مهمترین نشستهایی که در زمینۀ جنگ و صلح برگزار میشود، حاضر است.
پس از آن که زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ ایالات متحدۀ آمریکا برای ارایۀ گزارش نشست دوحه به دیدار غنی در ارگ ریاست جمهوری رفت، عکسهایی به نشر رسید که نشان میدهد امرالله صالح در میان مقامهای بلندرتبۀ دولتی حضور دارد. در حالی که از عبدالرشید دوستم، معاون نخست غنی در این نشستها خبری نیست. همین گونه در مورد دیگر تصاویری که از دیدار غنی با معین وزارت خارجۀ آمریکا در جنوب آسیا منتشر شده نیز صالح را در میان مقامهای بلندرتبۀ دولتی نشان میدهد. به نظر میرسد غنی برخلاف شعار و ادعایی که در مورد پایبندیاش به قانون دارد، از همین اکنون امرالله صالح را جایگزین جنرال دوستم کرده است.
با توجه به ماهیت بازیهای سیاسی و آنچه که به عنوان نهادینگی دروغ و ریا در سیاست آمده، سیاستمدار زیرک بایستی همواره نسبت به رفتار همپیمان خود مشکوک باشد و با احتیاط و ملاطفت بنگرد؛ اما غنی عادت دارد که بیش از اندازه تازهواردان را نوازش کند؛ چنین برخوردی شعور سیاستمدار را سلب میکند و به خطا این تصور نزد قربانی خلق میشود که در جمله مقربان بلافصل قرار گرفته است. پیگیری چنین روشی دستکم برای غنی سود فراوانی داشته است، این سیاست غنی در طول نزدیک به 5 سال حکومت وحدت ملی، قربانیان بسیاری دارد. هنگامی که قربانی از هر جهت اطمینان حاصل کرد، فکر تدابیر دفاعی را از یاد میبرد و در صورت به میانآمدن اختلاف، به آسانی از صحنه برداشته میشود.
حنیف اتمر، اکلیل حکیمی، احمدضیاء مسعود، سیدمنصور نادری و دیگران قربانی چنین رویکردی در سیاست بودهاند؛ جماعت اخیر روزگاری در میان نازدانهگان غنی قرار داشتند، اما در این بحبوحه آن که شعور خود از دست نداد، صاحب سهمی شد.
فایدۀ بلافاصلۀ توجه بیش از حد به امرالله صالح در واقع نوعی نمکپاشی به زخم رقباییست که تصور میکنند غنی اهل کار گروهی نیست؛ او پیامش به رقبا اینست که انتقاد تازهیی ابداع کنند.





