.jpg)
بارها در مورد مهاجرت به مریخ یا زندهگی در دل یکی از اقمار یخیِ مشتری یا زحل صحبت شده و ما نیز مقالههای زیادی در این باره ارایه کردهایم. اما این بار میخواهیم به صورت مفصل -در چند مقاله- همگام با شما در منظومۀ شمسی به جستوجوی سیارات و اقماری برویم که بشرِ آینده میتواند در آن زندهگی کند. اما نخست این مهم است که چه باید کرد تا این سیارات و اقمار جای مناسبی برای بشری باشند که در زمین تکامل کرده اند؟ یعنی چهگونه از اتموسفیر گرفته تا سطح آن سیاره را کاملأ طوری دستکاری کنیم تا شرایط زمین را داشته باشد؟
در اخترشناسی به تغییر شرایط یک سیاره (زمینسازی یا همان Terraforming) به تعریف علمی «پروسهیی که بر پایۀ آن یک محیط خشن و نامساعد-سیارهیی بسیار سرد یا بسیار گرم با اتموسفیر غیرقابل تحمل- به محیط مناسب برای زندهگی انسان تغییر شکل داده شود، اطلاق میشود. این پروسه شامل تغییر جو یا اتموسفیر، تغییر سطح و دستکاریِ محیط بومی است تا بتوان آن سیاره یا قمر را بیشتر شبیه «زمین» ساخت. به گونۀ دیگر پیش از سفر به چنین سیارات و اقمار، انسان باید آن را به شکل زمین دربیاورد.
در یک کلام، طرح زمینسازی در داستانهای علمی ـ تخیلی دریچۀ جدیدی را برای بررسی سیارات و اقمار منظومۀ شمسی به خاطر زندهگی بشرِ آینده در تحقیقات دانشمندانِ علوم سیاره باز کرد.
برای اولین بار واژۀ «زمینسازی» را جک ویلیامسن، نویسندۀ داستانهای علمی ـ تخیلی در داستانی به نام «مدار برخورد» در سال 1942 به کار برد؛ ما هم امکان زمینسازی سیارات را در ساختار داستانهای علمی ـ تخیلی بررسی میکنیم. نکتۀ جالب این است که حتا پیش از آغاز مطالعات علمی، داستانهای علمی ـ تخیلی زیادی در مورد دستکاریِ سیارات وجود داشت. به گونۀ مثال داستانِ علمی ـ تخیلی «جنگ دنیاها» از هربرت جورج والز که در سال 1898 نشر شد. اما در این داستان موجودات مریخی به زمین میآیند و با دستکاریِ شرایط محیط زیستِ (ecology) زمین میخواهند شرایط زندهگی طولانی را برای همه مریخیها فراهم سازند.
اولاف ستاپلتون در داستانی به نام «اولین و آخرین مردها» از سال 1930، دو فصل آن را به این اختصاص داده که چهگونه بازماندهگان انسانِ زمینی سیارۀ زهره را به شکل زمین تغییر میدهند تا بتوانند در آن زندهگی کنند. انسانِ زمینی در این پروسه دست به کشتار موجودات آبزی در سیارۀ زهره میزند. با آغاز عصر فضا در دهههای 1950 و 1960 مسألۀ زمینسازیِ سیارات و اقمار، سوژۀ اکثر داستانهای علمی ـ تخیلی میشود.

در سال 1951، آرتور سی کلارک در اولین داستان خود به نام «ریگهای مریخ» طرح زمینسازی سیارۀ مریخ را به شکل تخیلی مطرح ساخت. یعنی ساکنین مریخ، فوبوس- یکی از دو قمر کوچک مریخ- را به خورشید کوچکی تبدیل میکنند تا دما در سطح مریخ به حدی داغ شود که بتوانند ریگهای این سیاره را بشکنند و آکسیجن آن را آزاد کنند. این نویسنده در کتابهای «اودیسۀ فضایی 2001» و «اودیسۀ دوم، 2010»، از موجودات بومی-اولین زادهگان- نام میبرد که سعی دارند با تغییر مشتری به خورشیدِ دوم، قمر یخی اروپا ـ یکی از چهار قمر بزرگ مشتری- را به سیارهیی قابل زیست تبدیل کنند. پاول اندرسن، نویسندۀ داستانهای علمی ـ تخیلی در دهۀ 1950 نیز از اصطلاح زمینسازی کار گرفته است. او در داستانی با عنوان «باران بزرگ» از طریق مهندسی سیاره، طی مدتی طولانی زهره را به مکانی مناسب برای حیاتِ بشر تغییر میدهد. از آن پس اصطلاح «باران بزرگ» در همه بحثهای مربوط به سیارۀ زهره جاگزین اصطلاح «زمینسازی» شد.
در آیندۀ نه چندان دور، یک بخش خصوصی با توانایی بیشتر نسبت به ناسا و دیگر سازمانهای فضایی وارد این عرصه میشوند. با گذشت سه یا چهار دهه، شرکتهای خصوصی هزاران فرصتکاری را در خارج از سیارۀ زمین برای ما ایجاد خواهند کرد.
آیزاک آسیموف در مجموعۀ تلویزیونی «ربوت» نشان میدهد که چهگونه نسلی از انسانهای نیرومند به نام «فضاییها» توانسته اند بیش از 50 سیاره به دور دیگر ستارهها را به شکل زمین تغییر دهند. در مجموعۀ دیگری به نام «بنیاد» از همین نویسنده، انسانها به شکل بسیار خوب هر سیارۀ موجود در کهکشان راه شیری را به شکل زمین تغییر میدهند تا بخشی از یک امپراتوری کهکشانی باشند. در داستان علمی ـ تخیلی «سبزسازیِ مریخ» با شکلگیری و تکامل سیارات، منشاءِ حیات و زیست کرۀ زمین آشنا میشویم. مدلهای زمینسازی در این داستان بحثهای آینده برای برنامههای زمینسازی را پیشبینی کرده است.
در یک کلام، طرح زمینسازی در داستانهای علمی ـ تخیلی دریچۀ جدیدی را برای بررسی سیارات و اقمار منظومۀ شمسی به خاطر زندهگی بشرِ آینده در تحقیقات دانشمندانِ علوم سیاره باز کرد.
در دهۀ 1990 کیم ستینلی روبینسن؛ سه تاییِ مشهورش به نام «تریلوژی مریخ» ـ مریخ سرخ، مریخ سبز و مریخ آبی- را منتشر کرد که در آن نسلهای پیشرفتۀ بشر، مریخ را به شکل زمین تغییر شکل میدهند.

مطالعۀ زمینسازی
در سال 1961، اخترشناس مشهور و دوستداشتنی برای همه اخترشناسان، کارل سگان طرحی را برای زمینسازی سیارۀ زهره با استفاده از مهندسی سیارهیی مطرح کرد. در این طرح انسانها جلبکها را در اتموسفیر زهره رها میسازند تا آب فروان اتموسفیر زهره را جمعآوری کنند و نایتروجن و کاربندایاکساید اتموسفیر را به ترکیبات ارگانیک تبدیل نموده و اثر گازهای گلخانهیی در اتموسفیر ونوس خنیاگر را به حدی کاهش دهند تا دما یا حرارتِ – 470 درجه- زهره تا 30 درجه کاهش یابد.
در نهایت ناسا در سال 1976 در تحقیقی تحت عنوان «امکان زیست در مریخ؛ روشی برای بهم پیوستهگی سیاره» به صورت رسمی به موضوع مهندسی سیاره در منظومۀ شمسی پرداخت. در این مطالعه، ناسا میگوید که با استفاده از موجودات فوتوسنتیک ـ گیاهانی که انرژی نور را به انرژی کیمیاوی تبدیل میکنندـ با آبکردن کلاهکهای یخی در قطبهای مریخ و با کاربرد اثر گازهای گلخانهیی میتوانیم اتموسفیری سرشار از آب، اکسیجن و اوزون به دور مریخ ایجاد کنیم؛ در همان سال ناسا نخستین کنفرانس خود تحت عنوان «طراحی سیاره» را برگزار کرد.
ما در منظومۀ شمسی سیارات و اقمار زیادی داریم که میتوانیم با مهندسی سیاره به مکانی مناسبی برای نسلهای آیندۀ بشر تبدیل شوند. در آیندۀ نه چندان دور، یک بخش خصوصی با توانایی بیشتر نسبت به ناسا و دیگر سازمانهای فضایی وارد این عرصه میشوند. با گذشت سه یا چهار دهه، شرکتهای خصوصی هزاران فرصتکاری را در خارج از سیارۀ زمین برای ما ایجاد خواهند کرد. در ادامۀ این مقاله هر سیاره و قمر مستعد برای تغییریافتن به شکل زمین را برای شما معرفی میکنیم.
ادامه دارد.





