اخترشناسی یا نجوم را میتوان در کل به سه دورۀ اساسی تقسیم کرد.
1. دورۀ زمینمرکزی
2. دورۀ کهکشانی
3. دوره کیهانی
از زمان بطلمیوس و حتا پیشتر از او تصور بشر این بود که جهان ما از زمین ـ در مرکز عالم ـ خورشید، ماه و پنج سیاره ـ عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل و چند ستاره تشکیل شده و هر سیاره در درون یک دایره (فلک) جداگانه به دور زمین در گردش است.
اما این تصور اصلاً علمی نبود و ریشه در این باور داشت که چون بشر اشرف مخلوقات است پس همه اجرام آسمانی باید به دور انسانِ در زمین در گردش باشد. ولی نباید فراموش کرد که بشر آن دوران پیشرفتهایی نیز داشته است. مثلاً گاهشمارهای مختلف به شمول گاهشمار قمری، تشخیص مسیر حرکت سیارات یا دایره البروج، پیشبینی زمان خورشیدگرفتهگی و ماهگرفتهگی و حرکت زمین به دور محورش، همه از دستاوردهای دورۀ اول اخترشناسی یا درستتر بگوییم اختربینی هستند.
اختربینی به معنای فالبینی است و هیچ ربطی هم به اخترشناسی یا ستارهشناسی ندارد و بشر در آن زمان برای پیشبینی حوادث نحس و سعد، چشم به آسمان میدوخت. گوشههایی از چنین باورهایی حتا تا به امروز ما را دنبال میکنند. هنوز هم خیلیها حتی در کشورهای پیشرفته به طالعبینی باور دارند و شما میتوانید در برخی از روزنامهها و سایتهای انترنتی یا برنامههای تلویزیونی ببینید که برای متولدین هر ماه چهگونه با آب و تاب اتفاقات روزهای آینده را پیشگویی میکنند.
برجستهترین دانشمندان آن عصر مانند بطلمیوس که علامه دهر بود و در هر باب و هر زمینه رسالهیی داشت، نظریۀ "جهان زمینمرکز" را مطرح ساخته بود و کسی هم جرأت نداشت برخلاف نظر او سخن بگوید. میگویند در آن زمان یعنی در سده سوم پیش از میلاد یک اخترشناس یونانی به نام اریستارخوس گفته بود که زمین و ماه و سیارات همه به دور خورشید در گردش هستند و قرار شد در یک مناظرۀ رودررو نظریۀ زمینمرکزی بطلمیوس را رد کند. میگویند، درست یک روز قبل از این مناظره دستنوشتههای اریستارخوس به طور مرموزی ناپدید شدند ـ برخی بر این باورند که کار شاگردان بطلمیوس بوده ـ به هر صورت او نتوانست نظریۀ زمینمرکزی را رد کند و این گونه بود که بشریت تقریبأ 1800 سال به جهان زمینمرکز باور داشت، تا اینکه نیکولاس کوپرنیک ـ ستارهشناس لهستانی، بعد از رصد و بررسیهای فراوان، خورشید را در مرکز عالم قرار داد و به عمر طولانی جهان زمینمرکز پایان بخشید.
دورۀ دوم اخترشناسی ـ جهان خورشیدمرکز یا دورۀ کهکشانی، که از سدۀ شانزده آغاز گردید و تا سدۀ نوزده ادامه یافت. در این دوره با دستاوردهای بسیاری روبهرو بودیم. مثلاً گالیلو گالیله برای نخستین بار با استفاده از تلسکوپ، خورشید و ماه را دید و متوجه شد که به دور مشتری هم اقماری در گردش است. او بود که برای همه ثابت ساخت که زمین یک سیارۀ معمولی در میان دیگر سیارات، به دور خورشید که یک ستاره است در گردش میباشد.
قانون جاذبۀ نیوتن، تجزیۀ نور، تعریف مدار سیارات، همه از دستاوردهای دورۀ دوم اخترشناسی ـ دورۀ کهکشانی ـ میباشد. تا این که در قرن بیستم ادوین هابل، ستارهشناس آمریکایی با استفاده از تلسکوپ بزرگش ثابت کرد که جهان ما با سرعت نزدیک به سرعت نور در حال انبساط است. او با کشف انبوهی از کهکشانها، توانست مفاهیم مختلف نجومی را که تا آن زمان برای اخترشناسان ناآشنا مینمود، درست توضیح دهد.
هابل نشان داد که جهان ما از یک کهکشان نه، بلکه از صدها میلیارد کهکشان مانند کهکشان راه شیری و یا بزرگتر از کهکشان راه شیری ساخته شده و این کهکشانها با سرعتهای متفاوت ـ بین 300 تا 1800 کیلومتر در ثانیه ـ در حال دورشدن از هم میباشند.
با کشف انبساط عالم، دورۀ دوم اخترشناسی ـ دورۀ کهکشانی ـ پایان یافت و درک ما از جهان هستی کاملاً دگرگون شد. کشف هابل، تصویر کاملتری از جهان هستی به ما داد و ما اکنون در این دوره از اخترشناسی زندگی می کنیم. هنوز تا روزگاری که رودررو با یک موجود هوشمند فضایی بنشینیم یا برای جستوجوی مکان مناسب برای حیات، زمین را ترک کنیم، راه درازی مانده است.
ناسا به پاس خدمات ارزندۀ هابل در بسط و گسترش دانش بشری، در سال 1990 یک تلسکوپ فضایی، به نام «هابل» را بر دوش شاتل فضایی دیسکاوری سوار کرد و در مداری به دور زمین رها ساخت. ایدۀ قراردادن تلسکوپ فضایی هابل، بیش از سی سال در ذهن دانشمندان ناسا بود و همیشه به علت مشکلات فنی یا کمبود بودجه به تعویق میافتاد. تا اینکه در سال 1990 این امکان میسر شد. در لحظۀ آغاز تصویربرداری، دانشمندان متوجه شدند که آیینۀ اصلی این تلسکوپ ـ با قطر 2.4 متر ـ درست در جایی خود قرار نگرفته و در نهایت تصاویر هابل تار و خیره بودند. این یکی از بزرگترین ناامیدیهای علمی برای ناسا بود تا اینکه در سال 1993 اولین مأموریت فضایی برای تعمیر هابل این مشکل را بر طرف ساخت. از آن زمان تا کنون هابل چهار بار ترمیم شده و چندین دوربین، حسگر و تجهیزات علمی دیگر به آن اضافه شده است.
هرچند هابل اولین تلسکوپ فضایی نبود، اما بیشترین کاربرد را نسبت به همۀ تلسکوپهای فضایی داشته است. تا چند روز دیگر ـ 24 اپریل ـ تلسکوپ فضایی هابل 25 ساله میشود. هابل که حال پروژۀ مشترک ناسا و ایسا ـ آژانس فضایی اروپا ـ است، با تصویربرداریهای بینظیرش، جهان هستی را به روی صفحه کمپیوترها و حتا به خانههای ما آورد. تلسکوپ فضایی هابل به مردم اجازه داد تا در این هیجان از کشف گوشههای پنهان کیهان شریک باشند. تصاویر تهیهشده توسط هابل، بخشی از میراث فرهنگی بشر شده است. هابل توانست به بسیاری از پرسشهای اخترشناسان پاسخ گوید. تصاویر هابل منظومههای خورشیدی دیگر مانند منظومه شمسی را در گوشههای مختلف کهکشان راه شیری و کهشکانهای دیگر نشان داد. به کمک هابل ما دورههای مختلف شکلگیری کهکشانها، ستارهها، سیارات، تولد و مرگ ستارهگان، سیاهچالهها و حتا انبساط عالم را به چشم سر دیدیم. هابل توانست از وجود توفانها و آبوهوای خشن در سطح دیگر سیارات منظومۀ شمسی و حتا ستارهها و سیارات خارج از منظومۀ شمسی پرده بردارد. تلسکوپ فضایی هابل در واقع یک رصد خانه مجهز فضایی است.
این تلسکوپ که دیگر امکان اضافه کردن تجهیزات تازه و مدرن در آن وجود ندارد، شاید به سختی بتواند تا پنج سال دیگر تصویربرداری کند و به نظر من از حالا باید برنامههای ناسا برای جایگزینی آن برای همه مشخص شود. البته تلسکوپ فضایی جیمز وب، که قرار است با هزینۀ 8.8 میلیارد دالر جایگزین هابل شود، تا حال بارها به علت مشکلات فنی، برنامه پرتابش به فضا به تعویق افتاده است. بر اساس آخرین گزارشها، تلسکوپ فضایی جیمز وب در سال 2018 به فضا پرتاب خواهد شد. اما تا آن زمان باید از تلسکوپ فضایی هابل استفاده کنیم.





