
برپایۀ یافتههای سلاموطندار، جمهوری اسلامی ایران از مدتی بدینسو از مهاجران و پناهندهگان افغانستان برای پیشبرد اهداف نظامیاش در جنگ سوریه استفاده میکند. ایران با همکاری حزبالله لبنان، بخشی از شیعیان عراق، اتباع شیعهمذهب پاکستان و بخشی از مهاجران افغانستان را به جنگ مخالفان دولت بشار اسد فرستاده است.
احمد ـ این نام مستعار است ـ یکی از مهاجران افغانستان در ایران است که نزدیک به چهارده ماه در جنگ سوریه حضور داشته و به عنوان تکتیرانداز در سپاهی که رهبریاش را فرماندهان ایرانی برعهده داشتهاند، خدمت کرده است. او دلیل سفرش به سوریه را فقط زیارت مقبرۀ حضرت زینب میداند و میگوید که من در آغاز هیچ علاقهیی به جنگ نداشتم؛ اما پس از آن که دیدم داعش همکیشانم را میکشد، وارد جبهههای جنگ شدم و در برابر داعشیان جنگیدم. احمد میگوید که در حال حاضر نیز تصمیم دارد تا دوباره به جنگ سوریه بازگردد.
بربنیاد گفتههای احمد، او در اصفهان ایران از سوی شخصی به نام آقای «رضایی» استخدام شده تا به جنگ سوریه فرستاده شود. احمد در آغاز برای ثبت مشخصات خود به یک عکاسی به نام «دیجیتال افشین» در خیابان ساداتآباد اصفهان میرود و بعد به پادگان نظامی مالک اشتر در ورامین تهران معرفی شده و حدود 15 روز با صد تن دیگر از مهاجران افغانستان، آموزشهای نظامی را فرا میگیرد. او پس از فراگیری آموزشهای نظامی با سایر مهاجران افغانستان، با هواپیمای مسافربری به سوریه انتقال داده میشود.

احمد 25 روز دیگر را در پادگانی که نیم ساعت از میدانهوایی دمشق فاصله دارد، زیر آموزشهای نظامی حزبالله لبنان قرار میگیرد تا تیراندازی حرفهیی شود. او میگوید: «ما در سوریه به صورت تیوریک و عملی یاد گرفتیم که چهطور از سلاح برای کشتن استفاده کنیم.»
احمد دو قطعه کارت شناسایی را که در سوریه به او داده اند نیز به همراه دارد. در پشتوروی این کارتها چند سریالنمبر درج شده است. عکسّ احمد نیز در پشت و روی هر دو کارت چاپ شده است. احمد میگوید که دو عدد از این سریالنمبرها مربوط به سلاحّهایی است که او در سوریه از آن استفاده میکرده و سریالنمبر دیگر که در پشت کارت است، شمارهیی است که با آن در ایران و سوریه هویتش شناسایی میشده است.
در ظاهر امر، این کارتها در عکاسی «دیجیتال افشین» شهر اصفهان، به هدف بازچاپ عکسهای مشتریان به چاپ رسیدهاند. اما احمد میگوید که او و جمعی از دوستانش به این عکاسی معرفی شده تا در آنجا عکس گرفته و مشخصاتشان را ثبت کنند. گزارشگر سلاموطندار به عکاسی دیجیتال افشین تماس گرفته و با این عبارات جویای حقیقت شده است: «برادرم به جنگ سوریه رفته است. دوستانش شماره و نشانۀ شما را به من داده اند و گفته اند که میتوانی از این شماره اطلاعات کافی را دربارۀ برادرت بگیری».

شخصی که در پشت گوشی است، اصلاً تعجب نمیکند و دربارۀ نام و مشخصات برادر خیالی گزارشگر میپرسد؛ گویا قبلاً نیز چنین پرسشهایی از او شدهاند. پس از دمی سکوت میگوید: «آقا اشتباه گرفتی، اینجا چنین شخصی نیست».
اما محمدرضا بهرامی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل در پاسخ به این سوال که آیا دولت ایران از بین مهاجران افغانستان در ایران برای جنگ سوریه سربازگیری میکند یا خیر، میگوید: «دولت ایران در این خصوص به هیچوجه فعالیتی ندارد و هیچگونه اقدامی مبنی بر اعزام سازماندهی شدۀ مهاجران افغانستان به دیگر کشورها در دستور کار دولت ایران وجود ندارد و نخواهد داشت».
اما شماری از مسؤولان امنیتی دولت افغانستان که نمیخواهند نامشان گرفته شود، اصلی بودن این کارتها را تأیید کرده و میگویند که در این زمینه اسناد زیادی وجود دارند و دلیل عدم افشای این اسناد، حضور 2.5 میلیونی مهاجران افغانستان در ایران است. آنها میگویند که مهاجران افغانستان در واقع اسیر جمهوری اسلامی ایران هستند و هر زمانی که دولت افغانستان بخواهد در این زمینه واکنشی نشان دهد، این مهاجران زیر فشار قرار خواهند گرفت.
ولایتّهای مشهد، قم، اصفهان و تهران جزء اصلیترین مراکز جلبوجذب مهاجران افغانستان برای جنگ سوریه هستند و برای مهاجرانی که با دولت ایران همکاری داشته باشند، امتیازهایی از سوی نظام در نظر گرفته شده است.

یکی از اسنادی که این موضوع را ثابت میکند، صورتجلسۀ نبیالله صمدی، اتشۀ امور مهاجران افغانستان در مشهد با آقای محمد عجمی، مدیرکل امور اتباع و مهاجران خراسان رضوی به تاریخ ۲۷/۳/۱۳۹۴ است. این سند نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم، با بخشیدن یک سلسله امتیازها برای خانوادههای مهاجر، از میان جوانانشان سربازگیری میکند.
در مادۀ اول این سند، دربارۀ تخفیف کارتهای «آمایشی» در خراسان رضوی برای مهاجران افغانستان آمده است: «اعضای درجه یک (پدر، مادر، همسر و فرزند) خانوادۀ معزز شهدا با گواهی بنیاد شهید و امور ایثارگران». و در مادۀ پانزدهم آمده است: «رزمندهگانی که مدت بیش از ۶ ماه را در جبهههای حق علیه باطل حضور داشته اند، براساس گواهی مراجع ذیربط در دریافت ۵۰ درصد».
در مادۀ اول، به خانوادههای شهیدانی اشاره میکند که اصلاً معلوم نیست چرا و در کجا کشته شده اند؛ همچنان در مادۀ پانزدهم اشاره به جنگ حق علیه باطل شده است که نشاندهندۀ شرکت مهاجران در جنگ سوریه میباشد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل نیز تأیید میکند که دولت ایران آن عده از مهاجران افغانستان را که در جنگ سوریه شرکت داشته اند، «تکریم» کرده است.

این تنها گوشهیی از امتیازهایی است که دولت ایران برای مهاجرانی که آمادهگی شرکت در جنگ سوریه را دارند، مد نظر گرفته است.
احمد میگوید: «ما در هر ماه، دو میلیون تومان ایرانی دریافت میکردیم و در هر دو ماهی که در جنگ سوریه شرکت میکردیم، یک ماه مرخصی داشتیم و در این مدت حقوقمان به حساب بانکیمان میآمد».
دو میلیون تومان پولی نیست که هر کسی را وسوسه کند تا به خاطرش به جنگ سوریه برود. بعضی از مهاجران افغانستان برای به دست آوردن کارت اقامت یا شامل شدن فرزندانشان در مکتبهای ایران، تن به این جنگ میدهند.
ناامنی، فقر و بیکاری در افغانستان سبب شده تا شهروندان این کشور شرایط ناگوار مهاجرت و زندهگی در کشورهای همسایه را بر کشور خودشان ترجیح دهند؛ اما سیاستهای ایدیولوژیک و مذهبی همسایهگان همواره از مهاجران افغانستان قربانی گرفته است.






