انسان باستان و اسطوره‌ها

دلم می‌خواهد شما را به سرزمین فرهنگ‌های کهن ببرم و با این حقیقت آشنای‌تان کنم که انسان باستان چگونه توانست به سفر زنده‌گی‌اش معنا ببخشد. گام نخست انسان باستان در عرصۀ آگاهی، نشان می‌دهد که انسان اساطیری فکر خاصی داشته است. اگر سری بزنیم به تاریخ ادبیات آن زمان، ادبیات آن وقت نیز زیبایی‌های خاص خودش را دارد. برگ‌های تاریخ ادبیات کهن این ادعا را اثبات می‌کند که داستان یا قصه نیز در همان زمانی آفریده شده که انسان زنده‌گی ابتدایی‌اش را آغاز کرده بود. حماسۀ گیلگمش که در بین‌النهرین به وجود آمد، نخستین سرمایۀ ادبی باارزش جهانیان است. این داستان، شهرتی جهانی دارد. این‌گونه نوشتار و آفرینش‌های ادبی انسان‌های باستان، نباید فراموش شوند؛ زیرا پیش از آن نوشتاری در تاریخ ادبیات نمی‌توان یافت.

موضوع مهم دیگر این است که بر بنیاد تاریخ ادبیات و اساطیر، گیلگمش نخستین قهرمان، پادشاه و حکم‌ران جهان بوده است.

انسان باستان از آغاز زنده‌گی‌اش بر روی زمین، با طبیعت دست به گریبان بود. دنیای این انسان، دنیایی پر از رمزورازهای وحشت‌ناک بود و انسان باستان با آن سر ستیز داشت تا از این طریق، بقایش را بر روی زمین تضمین کند. وجود آفت‌های طبیعی، این انسان را حیرت‌زده کرده بود؛ به این صورت، با گذاشتن هر گام، با موجودی فراطبیعی روبه‌رو می‌شد و به قدرت و عظمت هر کدام آن باور پیدا می‌کرد. به نظر او، هر کدام از این موجودات فراطبیعی، بر بخشی از طبیعت حکم می‌راند.

آفتاب، ماه، دریاها، ستاره‌گان، کوه‌ها، درختان، بادها، طوفان‌ها و رعدوبرق از رویدادها و موجودات طبیعی‌یی بودند که انسان‌های نخستین به صورت فرضی به آن‌ها اعتقاد داشتند. آن‌ها به این باور بودند که هر چیزی دارای روح است. به گونۀ مثال، اگر کاغذی را باد به هوا می‌برد، تصور می‌کردند که این موجودی فراطبیعی‌ست؛ به این دلیل که قدرتِ پرواز دارد. همین‌طور، آن‌ها موجودات شناور طبیعی و خزنده‌ها را موجودات فراطبیعی و دیو می‌پنداشتند. انسان از وجود این موجودات فراطبیعی و دیوها نه تنها حیرت‌زده بود، بل‌که از آن احساس خطر نیز می‌کرد؛ زیرا بر فکر و دماغ او، ترس از این موجودات ناآشنا، مسلط بود.

اسطوره‌شناسان و پژوهش‌گران می‌گویند که دیوها از خوف و ترس انسان‌ها به وجود آمده اند. زنده‌گی انسان‌های باستان، ارزش‌های خاصی نداشت، بل‌که نفرت، کینه، فرضیه‌های خیالی و باور به خرافات، ارزش‌های اصلی فرهنگی آنان بودند. در باورهای آنان، زنده‌گی مسافرخانه‌یی بود پر از رمزوراز، که انسان در آن با ترس و بیم زنده‌گی می‌کرد. شاید از برداشتن هر گام این انسان و روبه‌روشدنِ او با موجودات دیگر، یک قصۀ خیالی و فرضی به وجود آمده باشد. بیش‌تر داستان‌های اسطوره‌یی، به شکل منظومه و شعر درآمده اند. به این دلیل، نگارنده باور دارد، شاید دور از واقعیت نباشد، اگر بگوییم که هم‌زمان با شکل‌گیری داستان و قصه، شعر هم به وجود آمده است.

در پایان، می‌خواهم بگویم که اگر کسی می‌خواهد شاعر و نویسنده شود، باید ادبیات اسطوره‌یی را مطالعه کند؛ چون ادبیات اسطوره‌یی نه تنها از نگاه نوآوری غنی است، که ویژه‌گی منحصربه‌فرد خودش را نیز دارد.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام