
متن سخنرانی محمداشرف غنی در مراسم افتتاح جرگۀ مشورتی صلح آکنده بود از ستایشهای خویشتن و قیاسهای معالفارق برای توجیه یک موضع سیاسی که هر کدام قابل تأمل است، اما بیش از همه کنایۀ تلخ غنی به گروهی که به تعبیر او در در پیتفرقهافکنیاند، قابل توجه است.
همانگونه که میدانیم، شماری از احزاب سیاسی و 12 نامزد ریاست جمهوری به شمول گروه انتخاباتی عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی از اشتراک در جرگۀ مشورتی صلح خودداری کردند، به عبارت دیگر در برگزاری جرگۀ مشورتی صلح، هم در حکومت وحدت ملی و هم در میان نخبهگان سیاسی اجماع به میان نیامد، به این جهت برگزاری جرگۀ مشورتی صلح، آشکارا در حد اشتراک جناح انتخاباتی و سیاسی رئیس جمهور غنی تنزل کرد.
گروه سیاسی رئیس جمهور پیش از برگزاری جرگۀ مشورتی صلح تلاش کردند تا تحریمهای سیاسی را به هدف مشروعیتبخشیدن به جرگۀ مشورتی صلح دور بزنند، به نظر میرسد که این تقلا پیروزی چندانی نداشته و نسخۀ گروه سیاسی رئیس جمهور برای ملی جلوهدادن جرگۀ مشورتی صلح چندان به ثمر ننشسته است. با این حال گمان میرفت که غنی برای کاهش انتقادها و تعدیل اتهامات جناحهای سیاسی در جرگه محطاطانه عمل کند.
اما بر خلاف توقع متن سخنرانی رئیس جمهور، در افتتاح جرگۀ مشورتی صلح بیش از آن که به نطق زعیم ملی بماند، به سخنرانی یک نامزد انتخابات در یک گردهمایی انتخاباتی مشابه بود، غنی متمرکز شده بود که رقبای انتخاباتی و سیاسیاش را به چالش بکشد.

غنی با برداشت منحصر به فرد از مشورت و اجماع، اندرز کرد که مردم از نفاق دوری کنند، به عقیدۀ رئیس جمهور، او با برگزاری جرگۀ مشورتی صلح به «رسم پسندیدۀ دینی» حرمت گذاشته شده است. غنی برای استحکام استدلالش به نقل از پیامبر اسلام گفت: «دست خداوند با جمع است و شیطان در نفاق قرار دارد.» در عین زمان، نیروهای امنیتی یک جوان معترض را که غنی را مانع صلح توصیف کرده بود، از تالار جرگه با لتوکوب خارج کردند.
ممکن غنی تصور کرده باشد که گروهی از اعضای جرگه را مخالفان سیاسیاش به هدف سنگاندازی استخدام کردهاند، با این تصور او مخالفان سیاسیاش را تلویحاً شیطان خواند و از اشتراککنندهگان جرگه خواست که شیطان را از میانشان دور کنند و به فرمان پروردگار به ریسمان وحدت چنگ بزنند.
غنی تلقی خاصی از مفاهیم همانند وحدت ملی و منافع ملی دارد. به عقیدۀ او، آنچه خودش میخواهد عین منافع ملی است و مخالفت به آن در حکم وطن فروشی، و مخالفت با ارزشهای ملی است. این تلقی بر علاوه دستگاه تبلیغاتی حکومت از سوی حواریون غنی نیز به صورت وسیع تبلیغ میشود
.
به نظر میرسد به این ادبیات، رنگوبوی دینی نیز افزوده شده است، هنگامی که رئیس جمهور میگوید، شیطان با تفرقهطلبان است، صریح و آشکارا رقبای سیاسیاش را اهانت میکند. جناحهای سیاسی با برگزاری جرگۀ مشورتی صلح مخالفت کردند و به این ترتیب در ردیف تفرقهطلبان و یاران شیطان قرار گرفتند.
در ادبیات جریانهای تکفیری، مخالفان سیاسی گروهیاند که به بندهگی شیطانها تن دادهاند و به همین دلیل کشتار و سربریدن آنان مجاز است، اما در دموکراسی تنوع و اختلاف نظر مزیت اجتماعی و غنا شمرده میشود. توسل رئیس جمهور به ادبیات تکفیری و قراردادن مخالفان سیاسی، حتا به کنایه میتواند، خشونتورزی را در امور سیاسی توجیه کند؛ آنچه که گروههایی همانند طالبان، القاعده و داعش انجام میدهند.
در این تردیدی نیست که توسل به ادبیات تکفیری و اختلاط دین و سیاست از ویژهگیهای جامعۀ سنتی افغانستان است، اما پافشاری و تأکید بر آن، استمرار خشونت را توجیه میکند. مخالفان سیاسی رئیس جمهور غنی با این استدلال که جرگه ماهیت انتخاباتی خواهد داشت، آن را تحریم کردند؛ اما عملکرد رئیس جمهور و گروهی از کارگزاران جرگۀ مشورتی صلح این اتهامها را اثبات کرد.
این استدلال که جرگه زیر عنوان «جرگۀ مشورتی صلح» برگزار شده از انتخاباتی و کمپاینیبودن آن نمیکاهد و مایۀ قناعت مخالفان نیست و از جانب دیگر تصنیف مخالفان در ردیف شیاطین، مشروعیت سیاسی جرگه را تضمین نمیکند.





