پیچ‌وتاب خوردم، حس کردم شلوارم تر است

نجلا: هرگز فراموشم نخواهد شد. درست 13 سالم بود. در صنف نشسته بودم که ناگهان قسمت پایین شکمم به‌یک‌باره دچار درد شدیدی شد؛ قسمتی که اصلن نامش را نمی‌دانستم. استاد در صنف بود، پیچ‌وتاب می‌خوردم و درد بی‌قرارم کرده بود، تا این که حس کردم شلوارم تر شده است. با عجله از صنف خارج شدم و به دست‌شویی رفتم. دیدن خون شوکه‌ام کرد، نمی‌دانستم چه کنم و به کجا بروم.

آن روز سریع خودم را به خانه رساندم، شلوارم را تبدیل کردم و برای چندین ساعت به خوابی عمیق رفتم. وقتی بیدار شدم، حس عجیبی داشتم؛ خسته و کوفته، انگار چیزی واقعن تغییر کرده است.

درد نخستین تجربه‌ی پریود را خاموشانه تحمل کردم و نتوانستم به کسی چیزی بگویم؛ حتا به مادر و خواهرم. هر ماه چندین بار پنهان از دیگران لباس می‌شستم تا کسی متوجه لکه‌های خون روی تکه‌یی که از آن استفاده می‌کردم نشود.

هرازگاهی، وقتی مادرم با دیگر زنان در باره‌ی پریود صحبت می‌کرد، خودم را نزدیک می‌کردم تا چیزی دستم بیاید، اما همین که متوجه می‌شد حرفش را قطع می‌کرد تا به گفته‌ی خودش چشم‌سفید نشوم.

آشفتگی من تا زمانی ادامه داشت که خواهرم تقریبن چندین ماه بعد از آن روز متوجه لکه‌ی خون روی شلوارم شد. همان شب از من خواست تا ساعتی با هم صحبت خودمانی داشته باشیم و در حدود نیم ساعت تمام مواردی که نمی‌دانستم را برایم تعریف کرد.

 با این که زود با تمام این واقعیت‌ها کنار آمدم، اما هنوز در روزهای پریود حس خوبی ندارم. ای کاش چنین اتفاقی نمی‌افتاد. کاش زمان می‌ایستاد در همان 13 سالگی.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام