رسانه‌ها و نجات واقعیت تاریخی ما

ما در چه دوره‌یی زنده‌گی می‌کنیم؟ عصر ما چه‌گونه عصری می‌تواند باشد؟ سال‌ها بعد که مورخان آینده از راه می‌رسند و مصروف نوشتنِ تاریخ دوره و عصر ما می‌شوند، آن را به چه نامی خواهند شناخت؟ دورۀ پساطالبان؟ عصر جنگ و صلح؟ دورۀ حکومت وحدت ملی؟ عصر جنبش‌های اجتماعی؟ دورۀ انکشاف و توسعه؟ به نظر می‌رسد هیچ یک از این‌ها، چندان که باید و شاید، دادِ دوره و عصر ما را نمی‌دهند و حق مطلب را دربارۀ آن به جا نمی‌آورند. ما در پی تصویری حقیقی و روشن از عصر و دورۀ خود می‌گردیم. ما دنبال تصویری هستیم که به همۀ ابعاد زنده‌گی ما در این عصر تاریخی معنا ببخشد. ما می‌خواهیم بدانیم زنده‌گی در چنین دوره‌یی چه معنایی دارد. از همین رو، هیچ یک از این عناوین کلی را در خورِ زنده‌گی خویش نمی‌بینیم. چیزی در زنده‌گی‌های ما هست که از این عناوین کلی فراتر می‌رود؛ چیزی که جایی دربارۀ آن صحبت نمی‌شود، اما در همۀ ما مشترک است؛ چیزی بیش از نومیدی و امید، چیزی بیش از هراس و شجاعت، چیزی بیش از ضعف و دلاوری؛ چیزی که فقط درون ما نمی‌گذرد، بل‌که بیرون ما و مقابل ما نیز ایستاده و می‌توان آن را با دست نشان داد. چیزی که واقعیتِ درونی و بیرونی ما است.

و نکته همین است: واقعیتِ درونی و بیرونیِ ما دیگر به خود ما تعلق ندارد. واقعیتِ درونی و بیرونیِ ما را رسانه‌ها می‌سازند. در همۀ عناوینی که برای توصیف عصر ما به کار می‌رود. یکی از آن‌ها، یعنی عصر ظهور و گسترش رسانه‌های جمعی در افغانستان، بیش از همه به حقیقت نزدیک‌تر است. طرفه آن که همۀ آن عناوین کلی دیگر را نیز رسانه‌ها ساخته و بر سر زبان‌ها انداخته‌اند. اما در این حقیقت نیز باید لختی درنگ کرد. ما معمولاً از آزادی رسانه‌ها به عنوان یکی از دستاوردهای 15 سال اخیر یاد می‌کنیم، اما آن‌چه اغلب از یاد می‌بریم، ماهیتِ خودِ رسانه است.

هر روز صدها و هزاران خبر و تصویر از گوشه و کنار افغانستان در رسانه‌ها به نمایش درمی‌آید. ما واقعیتِ امروزِ افغانستان و احساس درونیِ خود نسبت به آن را از میان همین اخبار و تصاویر بیرون می‌کشیم؛ آن را با زنده‌گی خود تطبیق می‌دهیم و به این ترتیب، زنده‌گی خود را معنا می‌بخشیم. مهم نیست رسانه‌ها چه دید سیاسی، قومی یا مذهبی داشته باشند؛ مسالۀ اصلی این است که آن‌ها بنا به کارکردِ ذاتی خود همواره از میان میلیون‌ها اتفاق ریز و درشتی که در گوشه و کنار کشور می‌افتد، تعداد اندکی را گزینش می‌کنند و مابقی را کنار می‌گذارند. رسانه‌ها در عین حال، همان اندک اتفاقاتِ گزینش شده را بر اساس اصول خبرنویسی و گزارش‌نویسی تنظیم می‌کنند؛ تازه اگر نخواهند بی‌طرفی را زیر پا بگذارند و موضع‌گیری خود را در آن دخیل کنند. زنده‌گی ما، اگر هنوز رسانه‌ها مجالی برای رویارویی بی‌واسطه با آن باقی گذاشته باشند، نه به آن اتفاقات اندک محدود می‌شود و نه به این اندازه که رسانه‌ها وانمود می‌کنند، مرتب و منظم می‌نماید.

اما انگشتِ اتهام را نمی‌توان به سوی رسانه‌ها دراز کرد. رسانه‌ها در نهایت کار خودشان را انجام می‌دهند. مشکل اصلی این است که نهادهای دیگر در کشور نمی‌کوشند به شیوۀ خود سهمی در شکل دادن به این واقعیت داشته باشند. مشخصاً می‌توان به مکاتب و دانشگاه‌ها اشاره کرد. آن‌ها می‌توانند به فهم ما در رویایی با واقعیتِ امروز افغانستان شکل بدهند و ما را برای داشتنِ موضعی فردی در قبال واقعیت آماده کنند. رسانه‌ها تصویر خاص خودشان را از واقعیت ارایه می‌دهند و مکاتب و دانشگاه‌ها ابزارهای دیگری را برای درک واقعیت در اختیارمان می‌گذارند. تلفیقی از این دو می‌تواند برای فرد فردِ ما موضعی متفاوت و خاص را رقم بزند.

خبر کار ساخت 9 باب مکتب در ولایت فاریاب، مسرت‌بخش و نویددهنده بود، اما این تمام ماجرا نیست. در حاشیۀ این خبر آمده است: «به گفتۀ مسؤولان ریاست معارف فاریاب، در سطح این ولایت بیش از ۵۳۳ باب مکتب وجود دارد که ۲۶۰ باب آن فاقد ساختمان است و دانش‌آموزان زیر خیمه‌ها و در سایۀ درختان و دیوارها مصروف آموزشند». تصویر صدها دانش‌آموز زیر خیمه‌ها و در سایۀ درختان و دیوارها تصویری سخت تکان‌دهنده است. آیا این دانش‌آموزان دورۀ تحصیلی خود را به پایان خواهند برد؟ آیا از انگیزۀ کافی برای حضور در مکتب برخوردارند؟ آیا آموزش آن‌ها در چنین محیطی از معیارهای لازم برخوردار خواهد بود؟

شاید لازم باشد باز هم از خودمان بپرسیم: ما در چه دوره‌یی زنده‌گی می‌کنیم؟ این بار تردیدی نداریم که پاسخ دهیم: در دورۀ ظهور و گسترش رسانه‌های جمعی در افغانستان. اما دیگر نمی‌توانیم تصویر دانش‌آموزانی که زیر خیمه‌ها و در سایۀ درختان و دیوارها نشسته‌اند و به معلم خود خیره شده‌اند را از یاد ببریم. شاید وظیفۀ تاریخی رسانه‌ها در عصر ما – عصری که نام آن‌ها روی آن حک شده – نجات این تصویر و تصاویری این‌چنینی از چنگ فراموشی باشد.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام