
چهلونهل سال پیش در چنین روزی، جان مک مونل ایدهی برگزاری یک روز جهانی به نام روز زمین را در همایش یونسکو در بارهی محیط زیست با دبیر کل سازمان ملل مطرح کرد و این طرح از سوی او تانت استقبال شد.
22 اپریل همهساله یادآور این است که نباید سیارهی سبز خود را فراموش کنیم.
از میان صدها کشور دنیا، اما افغانستان در تمام این دههها درگیر جنگ بود و فرصت بزرگداشت از این روز را نداشت. در این سالها که امنیت نسبی بر بیشتر ولایتهای کشور حاکم بوده، به بهانهی تجلیل از این روز فرصتی پیش میآید تا به یاد زمین بیافتیم.
به همان میزان که جنگ ویارنگر است، خشکسالی نیز خسارتآفرین است. افغانستان در حالی که از یکسو درگیر جنگ در چندین جبهه بوده، مناطق حاصلخیزش نیز این سالها دچار خشکسالی شده است.
تأثیرات خشکسالی به طور عادی به تولید محصولات زراعتی، حاصلخیزی علفزارها و جنگلها، افزایش آتشسوزیها، میزان سطح آب، مرگومیر مواشی و حیات وحش آسیب میرساند. از سوی دیگر، کاهش تولید و سطح کشت محصولات زراعتی منجر به کاهش درآمد کشاورزان، کاهش تولیدات در صنایع، افزایش قیمت غذا، رشد بیکاری و افزایش جرایم میشود.
از دیگر پیامدهای جنگ و خشکسالی بر وضعیت اجتماعی میتوان گسترش ناامنی، تبدیلشدن زمینهای زراعتی به زمینهای خشک و کاهش آب و بروز اختلافات میان مردم بر سر دسترسی به منابع آبی را نام برد.

جنگ و ناامنی، مواد مخدر، مهاجرت، سوء استفاده از زنان و کودکان، افزایش تنشهای قومی و زبانی، رشد تروریسم جهانی در منطقه به ویژه در افغانستان، کاهش سطح آبهای زیرزمینی این همه مشکلات در کشور به این میماند که ساکن خانهیی چوبی باشیم و فصل زمستان باشد؛ و با گذشت هر روز بخشی از خانه را برای گرمای خانه بسوزانیم و در نهایت کاشانهیمان از بین میرود و ما خواهیم بود و دو باره این مشکلات.
اما پرسش اینجاست که با توجه به دانش روزافزون بشر به ویژه در بخش محیط زیست چرا باید سیارهیی که تنها مسکن بشر است تبدیل به کرهیی انباشته از زباله شود که هر روز در حال خشکشدن و کمبود آب است ؟
وضعیت تنها در افغانستان این چنین نیست. آلودگی محیط زیست اکنون مرزها را شکسته و حتا کشورهای پیشرفته را مورد تهدید قرار میدهد. اما چرا سازمانهای بینالمللی و نهادهای جهانی طرح بهبود وضعیت زمین را روی دست نمیگیرند؟ چرا ابرقدرتهای جهان تمام تمرکز خود را روی جنگهای فکری و فرامرزی معطوف کردهاند؟ و دهها چرای دیگر که هنوز پاسخی نداشته است.
از دید نگارنده، تا زمانی که شرکتهای چندملیتی تمام تلاش خود را در ساختوساز سلاحهای مختلف معطوف کرده و به شعلهورزی جنگ در میدانهای منطقهیی بیش از بهبود وضعیت زندگی بشر ارزش قایل باشند، تا زمانی که منابع طبیعی از جنگلها گرفته تا دریاها، معادن، آبهای زیرزمینی، نفت و گاز برای منافع شرکتهای بزرگ رو به نابودی باشند و در نهایت تا وقتی که کشورهای تروریستپرور و منفعتجو ناظر بر نابودی زمین و بشر آن باشند، وضعیت زمین به بدترین نوع خود تغییر خواهد کرد و در نهایت زمین سیارهیی خواهد بود با رنگی تیره و غیرقابل سکونت.





