![]()
سقوط امارت طالبان در افغانستان همراه شد با ورود و شیوع بیپیشینهی سینمای هند در افغانستان. البته این بدان معنا نیست که قبل از آن کسی در کشور فیلم هندی نمیدید، لیکن بازارهای فیلم افغانستان به معنای واقعی کلمه بعد از این تاریخ به تسخیر تولیدات سنیمایی هند درآمد. در آغاز این اتفاق با گسترش فیلمهایی کلید خورد که خردهتجاران بازار فیلم آنها را از پاکستان وارد میکردند و غالبشان به زبان اصلی بود. اما بعدتر و با رونقگرفتن بازار ترجمه و دوبله، دوبلههای فارسی این فیلمها به بازار آمد تا اینکه تلویزیون و ماهواره به تمام خانههای مردم در شهر و قریه راه پیدا کرد و سریالهای هندی نیز با آنها اسباب سحر و سرگرمی خانوادهها شد. با تمام اینها اما، مقطعهای خاصتری را هم میتوان در این جریان نشاندهی کرد. فکر میکنم ورود فیلمهای دوبلهشده از دورهی خاصی از سینمای هند و رویآورد همدلانهی مردم نسبت به آنها یکی از این مقطعهاست، مقطعی که باعث شد چهرههای مشخصی از این دوره در دل مخاطبهای افغانیشان جا باز کنند: سری دیوی، آمیتاب باچان، سلمان خان، شاهرخ خان و شماری دیگر از همین دست چهرهها.
روز گذشته، 25 فبروری، یکی از این سینماگران در سن 54 سالگی بر اثر سکتهی قلبی از دنیا رفت: سری دیوی، زن مشهور و محبوب سینمای هند. واکنش گستردهی مخاطبهایش در شبکههای اجتماعی در افغانستان، بهرغم اینکه دیگر بیشتر از یک دهه است که جهانهای سینمایی دیگری بازار و خانههای کشور را تسخیر کرده اما، خبر از وابستگییی میداد که میتواند در نوع خود قابل تأمل باشد. با این حال، یک نکته روشن است و آن هم اینکه: بینندههای افغانی سینمای هند، در آغاز خودشان هیچ انتخابی در نوعیت سینما و فیلمشان نداشتند، زیرا وضعیت پیشبینیناپذیری که کاملن بهشکل ناگهانی خودش را بر این کشور تحمیل کرد، فرصت پیشینی هر نوع گزینش و تأمل در انتخاب آثار سینمایی را از مردم گرفته بود. تاجرانی که این فیلمها را وارد میکردند نیز دلیل چندان روشنی برای این انتخاب خاصشان نداشتند، اما شاید یکی از دلایل این بوده که در بازارهای پاکستان نیز تنها چیزی که بهوفور یافت میشد فیلمهای هندییی بود که با کمترین هزینه وارد آن کشور میشد. در ضمن، سینماهایی هم که در سالهای اخیر و اغلب با دوبله در داخل کشور از شبکههای تلویزیونی شروع به نشر کرد، آن زمان حضور خاص و شناختهشدهیی چه در پاکستان و چه در افغانستان، نداشت.

به هر حال، سری دیوی ناگزیر بخشی از خاطرهی مردمی شده است که فارغ از نیت و رویکرد خاصی، سالها قبل و تقریبن بهطرزی غافلگیرکننده، با دنیای سینما آشنا شدند، مردمی که جنگ بیشترین تجربه و گذشتهی آنها را به خود اختصاص داده بود، اما اکنون چهرهی نادر سری دیوی با آن رفتارهای منحصربهفردش در اغلب فیلمها نیز پدیدهیی شده بود که بینندههایش را به فراسوی جنگ و جنون خشونتآمیز دعوت میکرد: دعوت به قبول این حقیقت که انسان موجودی عاطفی و مهمتر از آن، موجودی هزارچهره است. شاید یکی از عامهپسندترین چهرهها از سری دیوی در فیلم «خداگواه» ترسیم شده بود، بهخصوص از این جهت که میتوانست نوعی از حس همذاتپنداری را نیز در مخاطبهای افغانیاش القا کند. داستان عاشقانهی زن و مردی «کابلی» که برای یک مخاطب تازهآشنا با تکنیکهای سینمایی و پیچوخمهای جذب دیگران با مسایل عاطفی، میتوانست مملو از لحظهها و صحنههای هیجانانگیز باشد. در فیلم «اولاد» بار دیگر همین چهره از سری دیوی بازتولید میشد، اگرچه این بار جنبهی عاطفی داستان برجستهتر بود ولی از امکانهای آشناپنداری برای مخاطب افغانیاش چیز خاصی نداشت. فیلمهای «نگینه» و «ملکهی مارها» نیز هرچند با رویکردی نسبتن آبکی در برابر پدیدههایی چون سحر و افسونکردن مارها، با ذهن و باورهای اساطیری و افسانهباور اکثر مردم، بدون شک رابطهی تنگاتنگ و خاصی برقرار کرده بود. با تمام اینها اما، سری دیوی در این سالها چهرهیی شده بود که اغلب خانوادهها در پایتخت و ولایات کشور آن را در زندگیشان پذیرفته بودند. به او وابسته بودند و فارغ از تمام دغدغههای نفسگیر برخاسته از واقعیتهای سالها جنگ و خشونت، هیچ نشانی از نیتمندی ایدئولوژیک یا غیر آن در این وابستگی مشاهده نمیشد. ظاهرن مسأله این بود که مردم تازه با قلمرو رؤیا و خیالپردازیهای معطوف به مسایل نرم و انعطافپذیر آشنا شده و به همین سبب، در رؤیاهاشان به سری دیوی بهعنوان موجودی مجرد از ناگزیریهای معمول زندگی راه داده بودند.
.jpg)
در سینمای هند نیز سری دیوی چهرهیی محبوب و خاص است، اما تنها چهرهیی نیست که مخاطبهای سینمای عامهپسند به آن عشق میورزند. با وصف این، در افغانستان شمار کسانی که همچون سری دیوی محبوبیت یافته و مرگشان واکنشی اجتماعی را سبب شده باشد، چندان زیاد نیست. گذشته از دیگر عوامل، به نظر میرسد که ذهنیتهای اساطیری و معتقد به امور غلوآمیز –که با نشانهها و مسایل پیوند بهخصوصی ایجاد میکند- در محبوبیت و اهمیت سری دیوی برای مخاطبهای عام افغانی نقش خاصی دارد.





