
هرازگاهی که نظامیان ایرانی، شهروندان افغانستانی را میکشند، به آتش میکشند، تجاوز میکنند و به دریا میافگنند، میگویم: حساب ملت ایران از دولت ایران جدا است.
ما افغانستانیها همیشه به این باور هستیم که حساب دولت ایران جدا از ملت ایران است و در کل، مردم عام ایران اشخاصِ نیکسرشت، انساندوست و همسایۀ خوب اند، اما افراد وابسته به سازمانهای اطلاعاتی – امنیتی و نظام آخوندی دولت ایران را دشمنان قسمخوردۀ افغانستان نشانه میکنیم.
سوال اینجاست که آیا کارمندان سازمان استخباراتی و نظامیان ایرانی، قوای زمینی، پدافند، قوای هوایی، سیاسیون حکومتی و اپوزیسیون و دیگر نهادهای فعال کاری در ایران هویت ایرانی ندارند و یا هم هیچ نوع رابطه خونی و سلیقهیی با مردم عامِ ایران نیز؟ یعنی از کدام سیاره دیگر آمدهاند و یا مصنوعی ساخته شده و در خدمت حکومتِ ایران اند؟. هر کارمند نظام آخوندی ایران، پدر، مادر، خواهر، برادر، خانم و یا شوهر یک ایرانی عام است و همینطور هر کارمند ملکی و غیر رسمی ایرانی متعلق به یک خانوادۀ ایرانی است. دیدگاه ما نسبت به ایرانیها همیشه دیدگاه انساندوستانه و شرافتمندانه بوده است. ما، ایرانیها را همسایۀ همزبان، همفرهنگ، هم دین و آئین و خویشاوند خویش تلقی میکنیم و این حس همدلی را در فکر و ذکر خود داریم، اما بر عکس، آنطرفتر هیچگاه نظام آخوندی سرِ انساندوستی با ما نداشته و ندارد. پس این طفرهرفتن و غلطخواندن محض است که تکلیف روشن کنیم ایرانی دشمن و ایرانی دوست.
سربازی که با زور میل اسلحه دست و پای کودک افغانستانی را بست و به رود هیرمند انداخت، کسی نیست جز از آن جوانی رشیدی که کمر بسته برای دفاع از نظام و خاک کشورش. آن سرباز از میان آدمهای جسور و تنومند ایرانی انتخاب شده است. قوای مسلح ایران سربازان خیالی به مانند افغانستان ندارد، جز یک عده از «پیشمرگه»های افغانستانی که برای جنگ مقدس ایران در سوریه جان خود را به صورت مفتضحانه قربانی میدهند.
سربازی که کودکان افغانستانی را اینگونه به آتش میکشد، فرزند یکی از همان خانوادههای است که ما میگوییم حسابشان از دولت ایران جداست. دولت ایران تا هنوز از سربازان خیالی و سربازان رباتیک در جنگ علیه همسایههایش استفاده نکرده است. سوگمندانه این جنایتهای ضد انسانی و ضد بشری توسط کسانی صورت میگیرد که ما آنها را همزبانان و همفرهنگ خود میپنداریم. همۀ این جنایات را سربازان دلیر و قهرمانی انجام میدهند که رگ و پوستشان از ایران و کورش کبیر است. جدا کردن این سربازان از دولت ایران نه تنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه سبب میگردد بر شمار این جنایات افزوده شود و هر روزه فرزندان، پدران و خواهرانمان بیرحمانه به قتل برسند.
شمار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ۵۱۳٬۰۰۰ نیروی عملکننده و ۳۵۰٬۰۰۰ نیروی ذخیره است و در حدود بیستوچهار میلیون ایرانی مشاغل ملکی دارند. این رقم بزرگ از آدمها ایرانی هستند و برای بقا و پیشرفت ایران شب و روز عرق میریزند و ملت ایران به حساب میآیند. این رقم بزرگ، ملت ایران است نه اقلام وارداتی تجاری.
هر دولت موافقین و مخالفین خود را دارد که نظام آخوندی ایران هم از این امر مستثنا نیست. در بیشترین موارد، مخالفین نظام آخوندی ایران، ایرانیهای هستند که بنا بر مزایر عقیدتی/ دینی، سیاسی و فردی دور از ایران استند و با نظام آخوندی سر مخالفت دارند که این مسأله «فرد» ایرانی با دولت ایران است. هیچگاهی اتفاق نیافتاده که در واکنش به زنده کباب شدن هموطنانمان از سوی نیروی نظامی ایران، مردمش اعتراض کنند، اگر هم چنین اتفاقی افتاده باشد، شمارشان کمتر از انگشتان دو دست است.
برای حس همزبانی و حسن نیت همسایهداری ما افغانستانیها هرازگاهی اگر اتفاق ناخوشآیند و نامبارکی برای یک ایرانی رخ میدهد، صدا بلند میکنیم و در کنار دوستان ایرانی قرار میگیریم. به طور نمونه، برای دادخواهی دختر آبی، دختران افغانستانی در استادیوم ورزشی کابل دادخواهی و ابراز نگرانی خود را اعلام کردند. اما برعکس، ایرانیها جز نفرت و انزجار برای ما چیزی ندادهاند.
بسیار دور از واقعیت خواهد بود که چشم در راه اقدامات ایرانیها در این زمینه باشیم. نیک میدانیم که جان انسان افغانستانی برای یک ایرانی ارزشی ندارد. چنان که تجربۀ سالهای پسین، مرگ، خشونت، تجاوز، آتش زدن و در بهترین حالت زخم بوده است.
تا زمانی که مهاجرت افعانستانیها به دلیل فقر به ایران و سایر کشورها ادامه داشته باشد، با توجه به نبود دولت جوابگو، نبود دستگاه دیپلماسی فعال در کشور، ما شاهد فراوان مرگهای خواهیم بود که از سوی همسایههایمان رقم میخورد.
و در آخر، پیش از اینکه به تعزیر، تحریم و بایکوت ایران و ایرانی فکر کنیم، بهتر است در صدد اصلاح این مغالطه فکری باشیم و تعریف مشخصی از خوب و بد، سیاه و سفید و دوست و دشمن داشته باشیم و پس از آن دولت افغانستان را مورد پرسش قرار دهیم. و در مهمترین مورد با خود کنار بیاییم و برای یک بار هم که شده این مقوله که «حساب ملت ایران از دولت ایران جدا نیست» را قبول کنیم و باور داشته باشیم که دولت و ملت ایران دو روی یک سکه اند. شاید این کمک کند دیگر برای جان و تن هموطنانمان بیشتر از این خونجگر نشویم
جاوید امین





