.jpg)
دو روز پیش هلمند، کابل و کندهار شاهد حملات انفجاری و انتحاری بودند. در این رویدادها بیشتر از 40 تن کشته شده و 90 تن دیگر زخم برداشتند. در دومین حمله که طالبان موتر کارمندان امنیت ملی را در جادۀ دارلامان هدف قرار دادند، 25 تن کشته شدند. از این میان سری زدیم به یکی از خانوادههای سوگوار.
افسانه 35 سال سن داشت و کارمند شورای ملی بود. او در حملۀ پریروز جادۀ دارلامان با کوشان، پسر بزرگش که شش سال سن داشت، کشته شد. کامبیز، فرزند دوم افسانه چهار سال سن دارد و هنوز نمیداند که برادر و مادرش کشته شده اند.
وقتی به خانۀ افسانه رسیدم که خویشاوندان او مشغول مراسم انتقال اجساد افسانه و کوشان به آرامگاه بودند و مادر، پدر، خواهر و برادر افسانه با چشمان گریان عزیزانشان را بدرقه میکردند.
.jpg)
مادر افسانه میگوید که نمیداند چهگونه به کامبیز بفهماند، مادر و برادرش دیگر هرگز برنخواهند گشت. او در غم عزیزانش میگرید و در میان گریهاش این را زمزمه میکند: «دختر عزیزم، نواسۀ دلبندم، چه کنم؟ غم رفتنتان کمرم را شکست.»
ثریا، یکی از وابستهگان نزدیک افسانه میگوید، پدر کوشان چند سال است که در آلمان به سر میبرد. او میگوید، اگر شرایط کشور خوب میبود، نیازی نبود که افسانه بیرون از خانه کار کند و شوهرش مسافر باشد.
عبدالحکیم، خسر افسانه میگوید، از وقتی پدر کوشان از مرگ همسر و فرزندش خبر شده «وضعیت صحیاش خراب شده است.»
وضعیت خانوادۀ افسانه، مشت نمونۀ خروار خانوادههاییست که شب سهشنبه در سوگ عزیزانشان عزادار شدند.
طالبان مسؤولیت این حمله را بر عهده گرفتند. حکومت نیز بر منوال سابق این رویداد را نکوهش کرد و تعهد سپرد تا عاملان آن را به زودی بازداشت کند؛ تعهدی که بارها سپرده شد، اما هرگز عملی نگردید.





