.jpg)
امینالله در حال رفتن به ایالت بلوچستان پاکستان است. پس از ساعتها سفر، در نزدیکی یک آبادی از موتر پیاده میشود تا به خانۀ دوستش برود. اما در هنگام حرکت متوجه میشود که یک موتر آهسته آهسته خود را به وی میرساند. دو فرد نقابپوش مسلح، از موتر پیاده شده و او را به زور داخل موتر میکنند. امینالله از آنها میپرسد که شما کی هستید؛ اما پاسخی نمیدهند و در عوض، دستمالی را روی دهان امینالله گرفته و بیهوشش میکنند.
نیمههای شب به هوش میآید و متوجه میشود که در یک خانۀ تاریک زندانی است. گروگانگیران لباس و کفشهای امینالله را از تناش بیرون کشیده بودند و دستهایش را نیز بسته بودند. او سعی میکند تا دستهایش را باز کند اما موفق نمیشود.
سرش چرخ میزند و هنوز نمیداند که چه بر سرش آمده، سرانجام از تقلا دست میکشد و چشمانش را میبندد و بخواب میرود. صبح به محض آن که از خواب بر میخیرد، فریاد میزند «کسی هست که مرا باز کند؟»
یک ساعت بعد فردی داخل میشود که چهرهاش پنهان است. نان نیمهیی به خورد امینالله میدهد و خارج میشود و شخص دیگری سلاح به دست وارد اتاق میشود. گروگانگیر به امینالله هشدار میدهد که اگر سروصدا کند، ضرر خواهد کرد.
امینالله اشتهایش را از دست داده بود و تمام بدنش درد میکرد و تب کرده بود. یک هفته را چنین گذراند. سرانجام در یکی از شبها، در باز میشود و گروگانگیرها با اشارۀ دست، از امینالله میخواهند تا از اتاق بیرون شود. امینالله مطمئن میشود که لحظۀ مرگش فرارسیده. دستهایش را میبندند و او را به داخل کانتینری که بالای یک موتر قرار داشت، میاندازند.
پس از چندین ساعت، موتر در مکانی توقف میکند. درِ کانتینر باز میشود و گروگانگیرها به صورت امینالله آب میپاشند. امینالله به اطراف نگاهی میاندازد؛ سراسر دشت و کوه و در گوشهیی مردم در حال کار بودند.
آنجا معدن ذغال سنگ بود که صدها تن در آن مشغول کار بودند. این افراد به زبانهای مختلف صحبت میکردند. امینالله هم در محلی از معدن مشغول به کندنکاری میشود. صبح یک پیاله «دوده پتی» با نیم نان که در پاکستان رواج است، به کارگران میدادند. چاشت و شب نیز دالنخودِ سرد تنها غذایی بود که به دست کارگرانی چون امینالله دادهمی شد. او مثل ماشین صبح تا شام کار میکرد؛ صحبت با سایر کارگران و حتی گاهی نماز خواندن هم ممنوع بود.
چشمان امینالله در هنگام تعریف آنچه بر سرش گذشته، بارها مملو از اشک میشود. او میگوید که نجات از دست گروگانگیران به معنای رهایی از رنج و درد نبود؛ چرا که پولیس هر هفته از وی بازپرسی میکرد و رفتار توهینآمیزی با وی داشت.
در نهایت پس از هفتهها نزد دوستانش فرستاده میشود. آن هم در وضعیتی که حتی دوستانش قادر به شناختش نبودند. دوازده روز را در شفاخانه بستری میشود و سپس به شهرش کندهار باز میگردد و تا حال نیز از درد در رنج است.
.jpg)
مکانیسم ملی رجعتدهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران (NRM)، توسط کمیسیون عالی مبارزه با قاچاق انسان و قاچاق مهاجران دولت افغانستان تهیه و تدوین شده است. هدف این مکانیسم راهنمایی دولت و نهادهای جامعۀ مدنی برای شناسایی، ارجاع، کمک و حمایت از قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران و همچنین شناسایی و معرفی قاچاقبران به دستگاههای قضایی، مطابق با قانون مبارزه با قاچاق انسان (مصوبۀ سال 2017) میباشد.
در مادۀ ششم مکانیسم ملی رجعتدهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران (NRM) دربارۀ روشهای شناسایی قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران آمده است که قربانیان به شیوههای ذیل قابل شناساییاند:
- نتایج ابتدایی بحث غیررسمی با قربانی
- نظارت از طرز رفتار و شکل ظاهری
- معلومات ارایهشده از طرف قربانی
- بحث و تحلیل وضعیت که قربانی در آن یافت میشود
- مراجعۀ قربانی قاچاق انسان و قاچاق مهاجران به مراجع مربوط
امینالله واجد تمامی شرایطی است که در بالا ذکر شد؛ صرفاً از این که به کدام نهاد و بر اساس کدام قانون میتواند مراجعه کند، آگاهی نداشته است. اما نهادهای دولتی بر اساس مکانیسم ملی رجعتدهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران، باید هرچه زودتر به این قربانی قاچاق انسان رسیدگی کرده و وی را از این حالت اسفبار خارج سازند.
نیکمحمد احمدی، رئیس عدلیه کندهار میگوید که قاچاق انسان پدیدۀ خطرناکی است و ریاست عدلیه برای مبارزه با این پدیده، همواره سلسله نشستهایی را با ادارات ذیربط و شهروندان کندهار دایر میکند تا از این طریق سطح آگاهی شهروندان پیرامون این پدیده افزایش یابد.
به گفتۀ آقای احمدی، در یکی از مادههای قانون مبارزه با قاچاق انسان و قاچاق مهاجران آمده است، هر فردی که دست به جرایم قاچاق انسان بزند، از 10 تا 20 سال زندانی خواهد شد.
محمدرحیم رحیمی، رئیس مهاجران و بازگشتکنندگان کندهار نیز میگوید، در سال روان 300 تن که به گونۀ قاچاق از طریق مرز پاکستان قصد سفر به اروپا را داشتند، به نیروهای سرحدی کندهار سپرده شدهاند. به گفتۀ آقای رحیمی، بیشتر این افراد از شکنجه و لتوکوب قاچاقچیان شاکی بودند.
به گفتۀ رئیس مهاجران و بازگشتکنندگان کندهار، در حال حاضر، 721 خانوادۀ مهاجر با مدرک و 3313 خانوادۀ فاقد مدرک به ولسوالی اسپین بولدک کندهار آمدهاند و به آنان رسیدگی شده است.
اما احمدالله هیوادوال، از فعالان مدنی کندهار میگوید، اگر حکومت میخواهد واقعاً با قاچاق انسان مبارزه کند، باید برای بهبود وضع اقتصادی و معیشتی جوانان برنامهریزی کند.





