
حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین که با حمایت همه جانبهی کشورهای غربی به ویژه امریکا به قدرت رسید، در سالهای آخر دورهی دوم ریاست جمهوریاش با چرخش 180 درجهیی در برابر ولی نعمتاش قرار گرفت. اختلافهای کرزی و ایالات متحدهی امریکا چنان بالا گرفت که در کنار انتقادهای شدید از امریکا، او حتا حاضر نشد پیمان همکاری دوجانبهی امنیتی با امریکا را امضا کند.
شدت انتقادهای حامدکرزی پس از تحویلدادن قدرت به حکومت جدید، نسبت به همپیمانان پیشیناش بیشتر شده تا جایی که این روزها انتقادهای او با طعنه و توهین نیز همراه شده است. او در آخرین مصاحبهاش با شبکهی تلویزیون ملی روسیه به امریکا و بریتانیا تاخته و گفته است که این کشورها نمیتوانند به افغانستان صلح بیاورند.
حامد کرزی در این مصاحبه گفته است که تنها روسیه میتواند افغانستان را در راه مبارزه با تروریسم یاری کند. کرزی گفته است که نه بریتانیا که ما آنها را دوبار از کشور خود بیرون راندیم و نه هم امریکا که ۱۷ سال است مردم ما را میکشد، میتواند ما را در مبارزه با تروریسم یاری کند. به گفتهی او افغانستان که یک و نیم قرن است با تروریسم مبارزه میکند آخرین مانع بر سر راه تروریستان است، اگر روسیه و پاکستان روابط خود را بازتعریف کنند، میتوانند افغانستان را در راه مبارزه با تروریسم کمک کنند.
اما چرا کرزی به دامن روسها پناه برده است؟ چرا کرزی حرفهایی را به زبان میراند که خلاف منافع ملی و در همسویی با صحبتهای پاکستان و طالبان است، آنهم در زمانی که روسیه حمایت خود از طالبان را علنی کرده است؟

حامد کرزی در حالی خواهان کمک روسیه و پاکستان میشود که روسها و پاکستانیها مدتهاست از طالبان حمایت میکنند. یکی از اعضای گروه طالبان در گفتوگو با نشریهی «تایمز» بریتانیا گفته است که روسیه به این گروه کمک مالی میکند. به گفتهی این عضو طالبان، روسیه تانکرهای تیل را از طریق اوزبیکستان و بندر حیرتان به افغانستان میفرستد که از فروش آن ماهانه 2.5 میلیون دالر در اختیار این گروه قرار میگیرد. حمایتهای همه جانبهی پاکستان از طالبان نیز به کسی پوشیده نیست.
اما سخنان کرزی با تلویزیون ملی روسیه و درخواست کمک این کشور در مبارزه با تروریسم معنای دیگری جز لابیگری برای طالبان ندارد؛ زیرا رئیس جمهور پیشین، طالبان را نه یک گروه تروریستی، بلکه «برادران ناراضی» میداند. جبههگیری اخیر کرزی در برابر حامیان پیشیناش از یکسو و تقاضای مداخلهی روسیه و پاکستان در امور افغانستان از سویدیگر، او را عملن در جبههی طالبان قرار داده است؛ زیرا کرزی در این مصاحبه سخنانی را برزبان راند که طالبان سالهاست این سخنان را میگویند. از نظر طالبان کشورهای غربی و امریکا اشغالگر اند، حضور آنها به نفع کشور نیست و امریکا و کشورهای غربی جز کشتن مردم سودی به کشور ندارند.
حامد کرزی در دورهی دوم ریاست جمهوریاش، با تصمیمهای نادرست عملن مسیر قدرتگیری دوبارهی طالبان را هموار کرد. او با ممنوع کردن عملیات شبانهی نیروهای امنیتی کشور و نیروهای ناتو فرصت تجدیدنیرو را برای طالبان فراهم کرد. تلاشها و موضعگیریهای اخیر او نیز برخلاف منافع ملی و در راستای منافع کشورهای منطقه و طالبان است؛ زیرا رفتار و گفتار کسی چون حامد کرزی که بیش از یک دهه رئیس جمهور بود، میتواند دیدگاههای کشورهای منطقه را نسبت به طالبان تغییر داده و به نحوی برای این گروه مشروعیت منطقهیی کسب کند.

حامد کرزی میداند که او دیگر شاهمهرهیی نیست که امریکا در سیاستهای خود در قبال افغانستان از آن استفاده کند. او خوب میداند که برای برگشتن به قدرت دیگر قادر نیست پشتیبانی کشورهای غربی به ویژه امریکا را بهدست آورد، به همین دلیل به دنبال یارگیری منطقهییست. دور از انتظار نیست که کرزی در انتخابات بعدی دوباره به میدان بیاید یا تکت انتخاباتییی را شکل دهد که از پشتیبانی پاکستان، ایران، روسیه و طالبان برخوردار باشد. حامد کرزی برای مطرحکردن خود و دردستگرفتن دوبارهی قدرت، در عدم پشتیبانی ایالات متحده و همپیمانان اروپاییاش، چارهیی جز پیوستن به کشورهای منطقه و روسیه ندارد. او با رفتارها و گفتارهای خود، در تلاش است تا با همکاری کشورهای منطقه، اینبار با ریسمان روسیه بالا رود.





