آقای سیاف در همایش گرامیداشت از مارشال فهیم، اعتراضکنندهگان چادریپوش را به شدت نکوهش کرد. آقای سیاف اعتراض بر چادریپوشی را به استهزا کشاندن حجاب تفسیر کرد و از دولت خواست جلوی این رفتارهای به گفتۀ او منافی ارزشهای مذهبی را بگیرد. روزهشت مارچ عدهیی از جوانانی که خودشان را طرفدار حقوق زنان میخواندند، به رسم اعتراض به نقض حقوق زنان در جامعه و پشتوانههای فرهنگی آن، چادری پوشیدند.
انتقاد آقای سیاف از رفتارهایی که به نظر او و همفکرانش مظهر بیدینی است، زیاد غیرمنتظره نیست. آقای سیاف عالم مذهبی است، یک عمربه طرفداری از اسلام سیاسی مبارزه کرده است و با همین سرمایه، اعتبار اجتماعی و مذهبی بزرگی اندوخته است. روشن است که او از این پایگاه، برمخالفانش حمله میکند. در ماههای اخیر آقای سیاف، زیر فشار محافل مذهبی بود. وی حداقل از یک سال به اینسو، موضع ضد طالبانی دارد. او تابستان سال گذشته در مراسم گرامیداشت از احمدشاه مسعود، حملات انتحاری را حرام اعلام کرد. آقای سیاف پس از آن، در چند محفل دیگر نیز مشروعیت مذهبی جنگ طالبان را زیر سوال برد. وی بر این باور است که جنگ طالبان مشروعیت دینی ندارد و هر عالمی که برای حملۀ انتحاری مجوز صادر میکند دلایلش را به او نیز بگوید.
طالبستیزیهای آقای سیاف و مشروعیتزداییاش از حملات انتحاری، با استقبال افکار عمومی مواجه شد. رسانهها چندینبار سخنان سیاف را پخش کردند. نیروهای مسلح افغانستان نیز با انتشار اعلامیههایی از آقای سیاف سپاسگزاری کردند. سخنان ضد طالبانی آقای سیاف، طالبان را وحشتزده کرد. طالبان و حامیان این گروه، در شبکههای اجتماعی و تارنماها، علیه آقای سیاف موضع گرفتند و او را مفتی آمریکایی لقب دادند. گروه طالبان در تارنمای انترنتیشان، چندین ویدیوی تبلیغاتی ضد آقای سیاف پخش کردند. برخی از حامیان قومی و سیاسی طالبان هم آقای سیاف را نکوهش کردند. شماری از ملاهای متمایل به طالبان نیز در محافل خصوصی و شبکههای اجتماعی، از آقای سیاف پرسیدند که چرا در برابر طالبان، موضع میگیرد، اما در برابر موسیقی، رفتارهای خلاف احکام فقهی جامعۀ مدنی و دیگر مظاهر مدرن خاموش است.
روشن است که آقای سیاف سنگینی این فشارها را حس میکرد. حوزۀ نفوذ او شاگردان مدرسههای دینی، ملاها و اقشار به شدت مذهبی جامعه را در بر میگیرد. این اقشار هم از او انتظار داشتند تا در برابر برخی رفتارهایی که از نظر آنان خلاف احکام فقهی است، موضع بگیرد. بنابراین انتقاد آقای سیاف از رسانههای تصویری و جامعۀ مدنی زیاد غیرمنتظره نبود. او رسانههای تصویری را در کل مورد انتقاد قرار داد. نامی از رسانهیی خاص نبرد و کدام برنامۀ ویژۀ تلویزیونی یا رادیویی را هم نشانه نگرفت. تنها مورد مشخص در سخنان انتقادی او نکوهش جوانان چادریپوش بود. آقای سیاف گفت، این جوانان مفسد حجاب را به مسخره گرفته اند. دقیقاً همین جملۀ آقای سیاف، سبب بهتزدهگی بسیاریها ازجمله نگارندۀ این متن شده است.
در این تردیدی نیست که حکم حجاب حکمی فقهی است و چنین مینماید که مصادیق آن نیز میان مسلمانهای کشورهای مختلف دنیا فرق میکند. نگارنده فقیه نیست تا اظهارنظری فقهی در این مورد کند؛ اما سوال مهم این است که چرا آقای سیاف «چادری» را مصداق حجاب میداند. در مراسم حج که زنان مسلمان از تمام کشورها در آن شرکت میکنند، کسی چادری به سر نمیکند. حتا شهروندان افغانستان هم که به این مراسم میروند، چادری نمیپوشند. زنان چادریدار هلمندی، قندهاری، کابلی و بلخی، وقتی به مراسم حج میروند، چادری را کنار میگذارند و پوشش دیگری اختیار میکنند. حال با چه معیاری میتوان چادری را مصداق حجاب اعلام کرد؟ آیا این حکم، ادعای خیلی سنگینی نیست؟
اسناد نشان میدهد که اسلام سیاسی افغانستان، در دهه چهل خورشیدی در دانشگاه کابل جوانه زد. آن زمان عدهیی از استادان و دانشجویان دانشکدۀ شرعیات و دیگر دانشکدههای دانشگاه کابل که با الهام از نوشتههای سید قطب و دیگر نظریهپردازان جنبش اخوانالمسلمین مصر، سازمانی را زیر نام نهضت جوانان مسلمان بهوجود آوردند. روایت مسلط این است که همین سازمان، هستۀ کل تنظیمهای ضد شوروی و در کل هستۀ اسلام سیاسی افغانستان را شکل داد. منتقدان اسلام سیاسی در افغانستان میگویند که این نهضت و تنظیمهایی که از بطن آن رویید، در جریان جنگ با شوروی به شدت عوامزده شد؛ تا جایی که در مقام دفاع از ارزشهای روستایی قرار گرفت. به بیان دیگر سازمانی که در شهر و دانشگاه تشکیل شده بود، به ضد خود بدل شد و در جایگاه مدافع ارزشهای روستایی اخذ موقعیت کرد.
سخنان آقای سیاف در دفاع از چادری، بهترین مدرک اثبات این نگاه انتقادی است. آقای سیاف از چهرههای معروف اسلام سیاسی افغانستان که خاستگاهش دانشگاه کابل بود، چنان عوامزده شده که از چادری دفاع میکند. دفاع از چادری شاید جایگاه آقای سیاف را در حوزه نفوذ کنونیاش تقویت کند، اما یک سیاستمدار نباید در یک نقطه متوقف بماند. سیاستمداران معروف در سراسر دنیا تلاش میکنند حوزۀ نفوذ و تاثیرگذاریشان را به همۀ گروههای اجتماعی گسترش دهند. نکوهش انتحاریها و طالبان از سوی آقای سیاف با استقبال گسترده روبرو شد. مخالفان جدی او و باورهایش در شبکههای اجتماعی از این سخنان استقبال کردند. اما اعلام چادری به عنوان مصداق حجاب، طبقۀ متوسط شهرهای بزرگ را بار دیگر از او دور خواهد ساخت. این به سود یک سیاستمدار نیست که بخشی از جامعه را از خودش برنجاند.
آقای سیاف نباید زیاد به مشاورانش اعتماد کند. شاید آنان معلومات نادرستی را در برخی از امور به او انتقال میدهند. وی باید هر رویدادی را شخصاً بررسی کند و به معلومات مشاوران بسنده نکند. اعلام چادری به عنوان مصداق حجاب شرعی، هیچ سودی به آقای سیاف ندارد.





