بخش نجوم علمی که تقریبأ 20 درصد کل جامعۀ نجومی را تشکیل میدهد، از دانشمندن یا دانشجویان رشتههای مختلف فیزیک ترکیب یافته که افتخار بعضیشان حتا به ما میرسد. یعنی به برخی از شهروندان کشور ما، که همین اکنون در دانشگاههای گوناگون درس میخوانند و جزو اعضای علمی جامعۀ نجوم هستند. کار این افراد تحقیق و آزمایش در بخشهای گوناگون ستارهشناسی، اخترفیزیک، اختربیولوژی یا همان اخترزیستشناسی و دهها رشتۀ دیگر است.
من امروز با مقالۀ جالبی در مورد هستۀ فعال گونهیی از کهشکانها ـ کهکشانهای سیفرت 2 ـ برخوردم و برایم از این جهت جالب بود که یکی از بانوان کشور ما خانم ثریا بهروزیان، جزو افرادیست که در تهیه این تحقیق سهم دارد. پیش از صحبت در مورد پژوهش این بانو، باید سرنوشت آن 80 درصد دیگر را مشخص سازیم. 80 درصد باقیمانده جامعۀ نجومی را افرادی مثل بنده تشکیل میدهند که زبان آن 20 درصد را میفهمند و تحقیقات علمی را به زبان ساده برای مردم بیان میکنند. در کنار آن، فعالیتهای نجومی مانند رصد خورشید و سیارات، خورشیدگرفتگی و ماهگرفتگی، تهیۀ برنامههای تلویزیونی، آموزش نجوم و چیزهایی از این دست، توسط منجمینی تهیه میشود که در آزمایشگاهها فعالیت ندارند.
هستۀ اسرارآمیز کهکشانهای سیفرت 2
هرچند ستارهها به صورت پراکنده در آسمان شب دیده میشوند، اما همۀ این ستارهها جزو یک ساختار بزرگ به نام کهشکان میباشند و هر کهشکان از صدها میلیارد ستاره تشکیل شده است. مثلاً کهکشان راه شیری که خانۀ خورشید ماست، بیش از 200 میلیارد ستاره در خود دارد. اخترشناسان میگویند، در کل جهان هستی بیش از 200 میلیارد کهکشان وجود دارد. بنابراین تعداد ستارهها در کیهان بیشتر از کل ریگهای تمام سواحل و بیابانهای زمین است.
کهشکانها هم سه نوع اند: کهکشان مارپیچی، کهکشان بیضی و کهکشان بینظم. همۀ این کهکشانها در مرکز خود یک سیاهچاله بسیار عظیم دارند. سیاهچاله یک نقطه بسیار متراکم و فشرده در فضا است و نیروی جاذبه به حدی در آن قویست که هیچ جرم آسمانی، حتی نور هنگامی که به آن نزدیک شود نمیتواند از دام جاذبۀ آن فرار کند.
هرچند سیاهچالهها را نمیتوان به صورت مستقیم دید ـ چون نور از آنها بازتاب نمیکند ـ اما در اطراف سیاهچالهها یک محدوده وجود دارد که بسیار درخشان است. این محدوده که به نام «قرص برافزایشی» یاد میشود، در واقع ستارهها و سیاراتی میباشند که همه در حال سقوط به سمت سیاهچاله روی هم انباشته شده و یک دایرۀ درخشان و پرپشت را به دور سیاهچاله ایجاد کرده اند. هر ستاره که به محدودۀ قرص برافزایشی نزدیک شود، دیگر نمیتواند به عقب فرار کند و در واقع محکوم به سقوط به درون سیاهچاله است. به زبان سادهتر، رفتار یک سیاه چاله شباهت به یک گرداب دارد.
نتایج مقاله
رصدهای تازه از کهکشانهای سیفرت 2 بحث و گفتوگوهای زیادی را در بارۀ هستۀ فعال کهکشانی ـ ناحیۀ متمرکز در مرکز این کهکشانها ـ در میان اخترشناسان به راه انداخته است. دانشمندان متوجه شده اند که این کهکشانها که لقب هستۀ فعال کهکشانی را نیز دارند و در تمام طول موجها نسبت به هر کهشکان دیگر درخشانتر دیده میشوند، هیچ محدوده یا میدان وسیعی در اطراف هستۀ خود ندارند. جالبتر اینکه بر اساس مدل واحد، برای رصد هستۀ فعال کهکشانی، کهکشانهای سیفرت 2 با کهکشانهای سیفرت 1 که از هم متفاوت اند، یعنی در طول موجهای مختلف دیده میشوند، هیچ تفاوتی با هم ندارند. یعنی در بعضی موارد تابشهای اشعۀ ایکس از این کهکشانها جذب نشده و این با خاصیت کهکشانهای سیفرت1 یکسان میباشد. بدین معنا که میتوان هستۀ کهکشانهای سیفرت 2 را به راحتی و وضاحت دید، اما نه در طول موج نور مرئی ـ نور قابل دید.
در قضیه کهکشانهای سیفرت 2 که ستارههای زیادی در اطراف سیاهچالۀ آن روی هم انباشته شده، دانشمندان با استفاده از روشی به نام «قطبینمودن نور» نتوانستند منطقۀ تابش سیاهچالۀ آن را که از دید ما پنهان است، آشکار کنند. این گروه تحقیقاتی میگوید، ما دو کهکشان سیفرت 2 به نامهای (IRAS 01072+4954 و NGC 7496) را با این هدف در طول موج نزدیک به فروسرخ با وضاحت و دقت تمام رصد کردیم و دریافتیم که هستۀ فعال در این دو کهکشان دارای خطوط تابشی وسیع اما بسیار کمانرژی هستند.
سپس بحث روی این آغاز شد که مواد اطراف سیاهچالههای این دو کهکشان از چه ذراتی تشکیل شده است. با این هدف به اندازهگیریهایمان در طول موجهای اشعۀ ایکس و نور مرئی و حتا تابشهای نزدیک به فروسرخ با دقت نگاه کردیم. در نتیجه مشخص شد که در مرکز هر دو کهکشان سیاهچالههای بزرگی با جرم متوسط وجود دارند. یعنی میزان چرخ مواد در حال سقوط به درون سیاهچالههای این دو کهکشان بسیار زیاد است و هنوز باید در طول موجهای بیشتری رصد شود تا بتوانیم ماهیت اصلی هسته فعال این کهکشانها را آشکار سازیم.





