
با نگاهی بر وضعیت جاری کشور، به این نتیجه میرسیم که گویا حکومت رویدادهایی را که هر روز در سراسر کشور اتفاق میافتد، نمیبیند.
تنها در همین هفتۀ گذشته چندین رویداد اجتماعی، امنیتی و سیاسی اتفاق افتاد، اما آب از آب حکومت تکان نخورد. آموزگاران در هرات و غور به دلیل پایینبودن حقوق ماهوارشان اعتراض کردند و حکومت در واکنش به این اعتراضها تنها وعده داد هزینۀ رفتوآمد آموزگاران را میپردازد.
در رویداد دیگر، طالبان با حمله بر یک پاسگاه پولیس در چندصد متری ارگ 3 سرباز را کشتند و چندین سرباز دیگر را زخمی کردند و بیش از 17 سرباز دیگر در نتیجۀ حملۀ نیروهای خارجی در هلمند کشته شدند، اما این رویدادها واکنش جدیی حکومت را در پی نداشت و تا کنون کسی در پیوند به این رویدادها بازداشت و محاکمه نشده است.
در بعد سیاسی نیز بیش از یک هفته است که مجلس نمایندهگان دچار تنش و اختلاف است و حکومت تنها نظارهگر این اختلافات است. فساد، قانونگریزی و خویشاوندسالاری در درون حکومت بیداد میکند، اما رئیس جمهور با معیار قراردادن حکم دادگاه عالی در مورد ادامۀ کارش به شورای نامزدان انتخابات ریاستجمهوری دهنکجی میکند.
حکومت در حالی به رویدادهای چند روز گذشته توجهی جدی نکرده است که اعتماد عمومی نسبت به حکومت هر روز کاهش مییابد. دفتر یوناما در تازهترین گزارشاش به ادامۀ فساد در نهادهای حکومتی اشاره کرده و نگاشته است که فساد در عرصههای مختلف زندهگی مردم افغانستان تأثیر گذاشته و سبب کاهش اعتماد عمومی نسبت به حکومت شده است. در این گزارش آمده است که ادامۀ فساد در نهادهای حکومتی بر سر راه تلاشهای صلح و رفاه پایدار نیز مانع ایجاد کرده است.

اگر وضعیت با چنین حالتی ادامه یابد، هر روز دامنۀ ناامنی، ترور، نفاق و تعصب گستردهتر شده و به سان موریانه مغز و استخوانِ ثبات اجتماعی، سیاسی و امنیتی را میخورد. ارگ ریاستجمهوری به جای رسیدهگی به این مشکلات اقدام به ارایۀ برنامههای نمایشی میکند که اکثراً عملی نیست و بیشتر جنبۀ تبلیغاتی دارد.
سران حکومت وحدت ملی در زمان شکلگیری این حکومت، وعدههای زیادی به مردم داده بودند. مبارزه با فساد اداری و مالی، اصلاحات انتخاباتی، ریشهکن کردن و یا دستکم کاهش فقر و بیکاری در کشور از وعدههای سران حکومت وحدت ملی بود، اما پس از گذشت 5 سال، حکومت نه تنها نتوانسته است حتا بخشی از این وعدهها را عملی کند، بلکه ناامنی، نفرت، شگاف اجتماعی و تعصبات قومی در دوران این حکومت به شدت گسترش یافته است.
ناامنی و قتلهای زنجیرهیی در کابل خواب را از چشمان مردم ربوده است. چنانچه هر روزه در گوشهوکنارِ پایتخت مردم ترور میشوند، اما حکومت نتوانسته است حتا در پایتخت بر مشکلات و ناامنی فایق آید. عاملان بسیاری از قتلها دستگیر نشدهاند و آنهایی نیز که بازداشت شدهاند، هنوز به پروندههایشان رسیدگی نشده است. ادامۀ این اتفاقها کارد را به استخوان مردم رسانده است و اگر مسئولان حکومتی در رویکردهای خود تغییرات بنیادی ایجاد نکنند، مشکلات بیش از پیش افزایش یافته و شگافها و گسست اجتماعی روبهزور بیشتر خواهد شد و به جایی میرسد که مهار از توان خارج خواهد بود.





