
حضور درازمدت و کنترل بر امور سیاسی، اقتصادی و امنیتی افغانستان و منطقۀ جنوب آسیا بخشی از استراتژی و سیاست سنتی ایالات متحدۀ آمریکا است. بسیاری از نخبهگان سیاسی در آمریکا به اهمیت این امر واقف و متفقاند، اما براساس بررسیها، شهروندان ایالات متحده بر خلاف الیت سیاسی، در مورد حضور پر هزینۀ آمریکا در افغانستان دیدگاه مساعدی ندارند؛ از نظر مردم، پول مالیات از داراییها و مشاغل شهروندان آمریکا هزینۀ بلهوسیهای سیاستمداران فزونطلب میشود.
دیدگاه عوام در دموکراسی آمریکا در آستانۀ انتخابات، اهمیت فوقالعادهیی پیدا میکند. احزاب و نخبهگان سیاسی تلاش میکنند با طرح و ارایۀ شعارها و برنامههای عوامگراینه در فرایند پرهزینهیی که به کارزارهای انتخاباتی معروف است، مردم را جذب مدار خود کنند.
چگونگی حل معضل افغانستان در کازارهای انتخاباتی به مثابه پنیر در تله برای سیاستمداران آمریکا بوده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 میلادی، یکی از شعارهای تبلیغاتی بارک اوباما، ختم غایله و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بود و بر اساس آن بایست نیروهای آمریکایی در سال 2014 از افغانستان بیرون میشدند.
همچنان در انتخابات ریاست جمهوری 2016، دونالد ترامپ «هدررفتن میلیاردها دالر» در افغانستان را قابل تأسف خواند و با انتقاد از دولت اوباما گفت که باید این پول هزینۀ بازسازی آمریکا میشد. او وعده داده بود که غایلۀ افغانستان را ختم بهخیر خواهد کرد. ترامپ اکنون در آستانۀ یک انتخابات دیگر قرار دارد و نیک میداند که عملیکردن وعدۀ پیشیناش در مورد طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا، طعمۀ مناسبی برای جلب دیدگاه رأیدهندهگان است.
ترامپ گردنفراز سیاستمداران پوپولیست است و برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری هرکاری را خواهد کرد. به همین دلیل او شتابان گفتوگو با گروه طالبان را آغاز کرد تا در کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری دستاویز قابل ملاحظهیی داشته باشد. هفت دور گفتوگو میان نمایندهگان ایالات متحدۀ آمریکا به رهبری زلمی خلیلزاد و نمایندهگان طالبان در غیاب دستگاه غنی به نتایج قابل توجهی منجر شده است.
بر اساس موافقت طالبان و آمریکاییها، بساط حکومت غنی برچیده خواهد شد و حکومت عبوری به ریاست فرد مورد نظر طالبان برای تشکیل حکومت آینده روی کار خواهد آمد. همچنان مدت 2 تا 3 سال تقسیم اوقات خروج نیروهای خارجی اعلام میشود و آمریکاییها پول هنگفتی را هزینۀ پساصلح خواهند کرد.
در برنامۀ جدید حکومت ترامپ مهرهای عموماً تکنوکرات که در 18 سال گذشته با حمایت آمریکاییها در افغانستان قدرت را در دست داشتند، با جهادیهای طالب تعویض خواهند شد. سیاستمداران آمریکایی درک کردهاند که تکنوکراتها در شکست دموکراسی در افغانستان و تشدید بحران نقش برجسته داشتهاند. اکنون آنان بختشان را با تئوکراتها میآزمایند و امیدوارند قدرت پول همانگونه که مجاهدین سرسخت را نرم کرد، طالبان سمج را نیز رام کند.

پایان منازعۀ مسلحانه در افغانستان ممکن به کاهش و یا خارج نیروهای آمریکایی از کشور منجر شود، اما هیچگاه نقطۀ پایان حضور آمریکا در افغانستان نخواهد بود. به این ترتیب ترامپ دستاویز مناسبی برای تبلیغات انتخاباتی خواهد داشت و هم حضور و منافع آمریکا در جنوب آسیا حفظ خواهد شد.
از سوی دیگر، افغانستان از لحاظ اقتصادی فقیر و دستنگر است و بدون حمایت یک کشور قدرتمند توان ایستادن روی پای خود را ندارد. طالبان این وضعیت را به خوبی درک کردهاند و در حال حاضر همکار بهتر از آمریکا نمیتوانند سراغ داشته باشند. اروپاییها برخلاف آمریکا خواستار حفظ ساختارهای موجود و ارزشهای 18 سال اخیرند، اما آمریکاییها داعیۀ دموکراسیخواهی را به سود منافع سیاسی فراموش کردهاند. این تغییر در رویکرد برای تکنوکراتها شرایط سختی را به وجود آورد و با حذف و انکار از میدان بازی مواجهاند. این وضعیت بیش از دیگران به محمداشرف غنی ناگوار بوده است. غنی به محض آغاز گفتوگوهای صلح میان طالبان و آمریکاییها از میدان بازی بیرون پرت شد و تلاشهای پیوستۀ او برای برگشتن به میدان بازی پیوسته گامی به عقب بوده است.
تشکیل شورای عالی مصالحه، تعیین هیأت گفتوگوکنندۀ صلح، جرگۀ مشورتی صلح، آزادی زندانیان طالبان برای تشویق این گروه برای آغاز گفتگوها و ایجاد وزارت دولت در امور صلح هیچ سودی به غنی نداشته و از سوی دیگر طالبان هیچگاه حاضر به گفتوگو با حکومت غنی نشدند. غنی تلاش کرد اپوزیسیون متفرق و ناراض را بار دیگر بر محور یک برنامۀ سیاسی به سود اردوگاه خود جمع کند، این نیز بیثمر بود.
تلاش غنی برای تمرکز قدرت در ارگ و برچیدن جزایر قدرت، بیثباتی سیاسی را در پی آورد و بیشتر سیاستمداران مخالف غنی، آمادۀ برپایی حکومت عبوریاند. در حال حاضر تشکیل حکومت عبوری تا ماه سپتامبر سال جاری میلادی محتملترین گزینه است و گروهی از دیپلوماتهای آمریکایی به ریاست سفیر آمریکا در کابل تلاش میکنند تا غنی این واقعیت را درک کند. اما غنی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری چشم دوخته است و به همین دلیل حکومت او اعلام کرده است که اولویت ارگ برخلاف آمریکاییها، برگزاری انتخابات ریاست جمهوریست. غنی در حال حاضر قدرت را به صورت انحصاری در اختیار دارد و تمام نهادهای دولتی به شمول کمیسیون انتخابات در تحت مدیریت نزدیکانش قرار گرفته است. به این دلیل او بقا در قدرت را وابسته به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری میداند.
مشاورین و نزدیکان غنی نیز به این عقیدهاند که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اذهان عامه و محافل سیاسی در آمریکا و اروپا را زیر فشار اخلاقی قرار خواهد داد و لاجرم حکومت آمریکا و اتحادیۀ اروپا بین دموکراسی و طالبان، دموکراسی را انتخابات خواهند کرد.
اما این خیال خام میتواند وضعیت را برای غنی و نزدیکانش سختتر کند؛ زیرا برای ترامپ هیچ چیز مهمتر از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نیست و از نظر او کلید این پیروزی وابسته به گشودن گره کور جنگ افغانستان است. ترامپ بزرگترین اقتصاد و بزرگترین ارتش جهان را در اختیار دارد و در سراسر جهان حکومتهای زیادی همانند حکومت وحدت ملی تحتالحمایۀ آمریکا اند. اما همانگونه که ترامپ گفته نخست آمریکا و بعد دیگران.
غنی روزگاری برای تحت فشار قراردادن رقبای داخلی به قدرت آمریکا تکیه میکرد، اکنون آمریکاییها پشت او را خالی کردهاند و روشن نیست توان بیرونشدن از دل این توفان سهمگین را دارد یا خیر؟





