هفت ماه بیگاری و بازگشت به کشور با دستان خالی

عزیز نام مستعار جوانی از بلخی است که در خزان سال 1396 پس از فروش گاو شیری‌اش، به قصد تأمین هزینه‌ها و مصارف عروسی، راهی ایران شد.

عزیز مکتب نخوانده، کسب و کار خانواده‌اش دهقانی و دامپروری است. او پیش از سفر، یک گاو شیری و 400 مترمربع زمین کشاورزی داشت. صبحگاهان شیر و قیماق به فروش می‌رساند و در جریان روز نیز بر روی زمین زراعتی‌اش علوفه حیوانات را کشت و برداشت می‌کرد.

عزیز با پیشه‌کردن قناعت زندگی آرامی را سپری می‌کرد؛ اما پس از آن که تصمیم به ازدواج گرفت، کمرش زیر بار مصارف نامزدی و شیرینی‌خوری خم شد و به ناچار راه ایران را در پیش گرفت. دوستانش به وی مشوره داده بودند که با یک سال کارگری در ایران می‌تواند نه تنها هزینه‌های عروسی‌اش‌ را بپردازد، که حتی دستمایه‌یی نیز برای ادامۀ زندگی‌اش جمع‌آوری خواهد کرد. چنین بود که عزیز گاو شیری‌اش را 60 هزار افغانی به فروش می‌رساند و مقدار پول نقد و غذا و آذوقه برای مادر، برادر و خواهرانش گذاشته و خودش رهسپار سفری نامعلوم می‌شود.

پس از رسیدن به شهر نیمروز، با یکی از قاچاقبران بر سر 18 هزار افغانی به توافق می‌رسد تا وی را با جمعی دیگر، به اصفهان برساند. به گفتۀ عزیز، قاچاقبر آن‌ها را در مرز ایران به قاچاقبر دیگری تسلیم می‌کند و آن قاچاقبر نیز آن‌ها را پس از ساعاتی به قاچاقبر سوم می‌سپارد. عزیز می‌گوید، قاچاقبر سوم از او خواستار یک صد هزار افغانی شده و هشدار داده است که در صورت عدم پرداخت این مبلغ باید با او در کورۀ خشت‌پزی کار کند.

عزیز 7 ماه را نزد قاچاقبران سپری کرد. در این مدت در پهلوی کار در داش‌های خشت‌پزی، کارهای ساختمانی و باغ‌های خرما، زندگی مشقت‌باری را آن هم بدون هر گونه حقوق و مزایایی گذشتاند. او می‌گوید که در این مدت حتی یک وعده نان درست و کامل نخورده و با همان لباسی که از افغانستان مهاجرت کرده بود، ماه‌ها را گذراند.

عزیز بعد از هفت ماه کار به شدت مریض می‌شود و سه هفته از کار دست می‌کشد. هنگامی که قاچاقبران می‌بینند که از وی کاری ساخته نیست، رهایش می‌کنند و عزیز نیز خود را تسلیم پولیس می‌کند. پس از آن که به نیمروز رد مرز می‌شود، از خانواده‌اش تقاضای پول می‌کند. اما در مدتی که او نبوده، خانواده‌اش زمین کشاورزی‌شان را فروخته و مصارف خود را تأمین کرده بودند.

عزیز که اکنون تمام زندگی‌اش را از دست داده، روزانه سر چوک رفته و منتظر کارفرما می‌ماند.

مکانیسم ملی رجعت‌دهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران (NRM)، توسط کمیسیون عالی مبارزه با قاچاق انسان و قاچاق مهاجران دولت افغانستان تهیه و تدوین شده است. هدف این مکانیسم راهنمایی دولت و نهادهای جامعۀ مدنی برای شناسایی، ارجاع، کمک و حمایت از قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران و همچنین شناسایی و معرفی قاچاقبران به دستگاه‌های قضایی، مطابق با قانون مبارزه با قاچاق انسان (مصوبۀ سال 2017) می‌باشد.

در بند 3 مادۀ هشتم مکانیسم ملی رجعت‌دهی برای کمک به قربانیان قاچاق انسان و قاچاق مهاجران چنین می‌خوانیم:

  • [وزارت ارشاد، حج و اوقاف موظف است که] برنامه‌های دوامداری را غرض تفهیم، توضیح و تشریح جرایم قاچاق انسان و قاچاق مهاجران توسط امامان و خطبا، از طریق موعظه‌ها و خطابه‌ها در مساجد و تکایا جهت آگاهی عامه و همچنان برای متضررین مراکز حمایوی راه‌اندازی کند.
  • [همچنین وزارت ارشاد، حج و اوقاف باید] در تهیه و ترتیب دیدگاه‌های شرعی علمای دین و نشر آن با درنظرداشت امکانات مالی و تخنیکی در مورد قاچاق انسان و قاچاق مهاجران بکوشد. 

به باور برخی از مسئولان در بلخ، در آن چه که بر عزیز گذشته، وصف جرمی قاچاق انسان و قاچاق مهاجران دیده می‌شود.

امین‌الله امین، رئیس عدلیه و منشی کمیسیون مبارزه با قاچاق انسان ولایت بلخ می‌گوید که هر نوع بهره‌کشی از انسان چه در داخل و چه در خارج کشور از جمله قاچاق انسان محسوب می‌شود.

سیدمحمد سامع، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر در شمال افغانستان نیز در این باره می‌گوید که این گونه موارد باید مورد پیگیری قرار گیرند.

ریاست مهاجرین و بازگشت‌کنندگان ولایت بلخ، آمار مشخصی از جوانانی که به شکل غیرقانونی از افغانستان مهاجرت می‌کنند ندارد. به گفته مسعود قادری، رئیس این اداره، در بسیاری از موارد، خانواده‌ها در جریان مهاجرت جوانان‌شان قرار نمی‌گیرند و جوانان بی‌اطلاع خانواده‌ها خود را به قاچاقبران می‌سپارند.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام