![]()
افغانستان کشور اقلیتهای تباریست؛ هیچ قومی در این سرزمین پنجاه درصد از ساکنان کل کشور را تشکیل نمیدهد، اما دولتهای قومی حاکم همواره تلاششان در استیلای اقلیت خودشان بر این سرزمین و اکثریت نشاندادن این اقلیت بوده است.
با اختیار حاکمیت سیاسی، تلاش حاکمان برای تغییر هویت این خطه از تغییر نام کشور، تغییر هویت شهروندان، تغییر جغرافیا و نام مکانها تا زبان اداری و رسمی و زبان و پول رایج و… ادامه داشته است.
با آن که در مراحل مختلف روند تک قومیسازی هویت و داشتههای کشور به بنبست برخورده و در برابر آن ایستادهگیهایی انجام شده است، حرص پروری فاشیسم همان گونه که در تمام دنیا به نمایش گذاشته شد، در اینجا هم از تلاش مذبوحانه دست کشیده نشد و چه با زور و چه با تطمیع سران غیر از تبار خود، این راه ادامه یافت.
.jpg)
هماکنون، تلاش برای «افغانسازی» همه اقوام کشور، ادامۀ همان روندی است که در نمایش فاشیسم دموکراتیک، اجرا میشود. مخالفت ما با واژۀ «افغان» به عنوان هویت ملی، در حقیقت مخالفت در برابر تمامیتخواهی و بیدادیییست که تحمیل میگردد؛ به نحوی که حاکمان سیاسی، با پیشگیری اندیشۀ «پشتونیسم» به ترویج خود برتربینی و بیاعتمادی بین شهروندان، پیوسته تلاش و تقلا دارند تا با حربههای مختلف حاکمیت خود را تحکیم و نگاه شؤونیستیشان را سراسری کنند.
البته با این توضیح که پشتونیسم، به هیچ عنوانی اندیشۀ همهگانی قوم عزیز پشتون نیست، بلکه یک اقلیت حاکم و توطئهگر، غیرپشتونها را به پشتونها دشمن و آشتیناپذیر جلوه میدهند و با به رخکشیدن فاشیسم خود، پشتون را دشمن غیرپشتونها به نمایش میگذارند.
همان گونه که این گروه، در دورههای مختلف با اجرای سیاستهای نادرست، جدال و خونریزی به راه انداختند، حالا با حمایت از گروه خونخوار طالب و بسترسازی آن در بین پشتونها، سبب عقب ماندهگی و تلفشدن هزاران جوان پشتون شدهاند. به همین ترتیب در سوی دیگر، با استفاده از این حربۀ خشن، زندهگی را برای دیگر شهروندان جهنم ساختهاند.
در این میان، استفادهیی که اینها از این سیاست غیرانسانی میبرند، تنها و تنها مرادشان بر سر اقتداربودن است. در حالی که تأثیر این سیاست غیرانسانی، سبب کشتار هزارها شهروند شده، بستهبودن مکاتب -بیشتر در مناطق پشتوننشین- و فراهمساختن کشور به عنوان پایگاه تروریستان را به میان میآورد، اما سوگمندانه اکثریت حتا درسخواندههای قوم عزیز پشتون، مست از بادۀ اقتدار کاذب قوم در برابر این سیاست غیرانسانی لب نمیگشایند؛ یا شریک این عامل تراژیدی میشوند یا خاموشی اختیار میکنند.
.jpg)
تمام تلاش گروه حاکم بر هژمونی قدرت، برای نشاندادن اکثریت پشتونها و اقلیتساختن دیگران است تا حضورشان در قدرت تضمین شود. کما این که چندین دوره از حاکمیت با این طرز تفکر، جز ویرانی و جنایت، ارمغانی دیگری نداشته و نتیجۀ این سیاست، کشوریست که در قرن 21 هنوز شهروندانش شناسنامۀ درستوحسابی ندارند. کشوری که هنوز پایتختش فاضلاب ندارد، کشوری که هنوز به خاطر نبود یک آمپول، کودکانش تلف میشوند و هنوز بدبختترین کشور دنیاست، کشوری که تا گلو در فساد غرق است و خلاصه در تمام بدیها سرآمد روزگار. آیا اینها روزی از خود پرسیدهاند که مسؤول این همه بدبدختی کیست؟
به گروه حاکم که تمام اختیار را قبضه کرده و با سیاست نادرست خود کشور را به قهقرا کشانده یا به گروههایی که هرازگاهی از استبداد و تمامیتخواهی به ستوه آمدهاند و تلاش دارند تا صدایی باشند در برابر بیداد و فاشیسم، واضح میگویم، تا زمانی که یک اقلیت بخواهد همۀ مقدرات کشور را بسیار ناعادلانه و غیرانسانی رقم بزند و دیگران به خاطر هر دلیلی، نمیدانم مصلحت، سیاست و یا هر چیزی خاموشی اختیار کنند، این کشور روی خوشی نخواهد دید، صدای عدالتخواهی و ایستادهگی در برابر این سیاست غیرانسانی هم تا مرز جدایی خاموش نخواهد شد.
انسانهای آزاده در این سرزمین، در هر موقف و مقامی، در هر محل و منطقهیی نمیگذارند یک مشت بیدادگر برای ما هر روز خط و نشان بکشد. معاملهگران جبون هم که امروز تمام هموغمشان یک مشت پول و قدرت دروغیست، پی بردهاند که نه شرف دفاع از حق را دارند و نه هم روی روبهروشدن با واقعیت را.
.jpg)
ما که در این سرزمین زندهگی میکنیم به اندازه هر شهروند دیگر از این خاکیم، نه از کسی برتر هستیم و نه کمتر. ولی وقتی جمعی با «بیحیایی» و استبداد، بیایند برای ما هویت بتراشند و زبان تعریف کنند، مسلماً که ما هم حق دفاع از هویت و زبان خود را داریم و هم توانش را.
برای آنهایی که میگویند، اگر افغان نیستیم پس چه هستیم؟ همانگونه که چندین بار توضیح دادهایم، ما در کشوری به نام افغانستان زندهگی میکنیم و موقتاً هویت جمعی را افغانستانی قبول داریم؛ آنهایی که افغان را با افغانستانی مترادف میدانند، یا نمیدانند و یا هم میخواهند سکوتشان را توجیه کنند.
این کشور نامش قومی است، واحد پولش قومی است، سرود ملیاش قومی است. وقتی فاشیسم از زیادت خواهیاش نگذرد و بخواهد افغان را تحمیل کند، ما هم حق داریم که آشکارا تغییر نام کشور، تغییر زبان واحد پولی، تغییر زبان سرود ملی و خیلی چیزهای دیگر را به همهپرسی بگذاریم.
پس راه حل همین است که مسؤولان درجه یک کشور، از سیاستهای هویتستیزانه و برتریجویانه دست کشیده و به تحمیل هویت قومی افغان و همینطور مخالفت با زبان فارسی -که زبان و میراث مدنی همه شهروندان این سرزمین است- پایان دهند. در غیر آن فارسیزبانان در قدم نخست و دیگر افراد و گروهای قومی که معتقد به برابری و عدالتاند، مسلماً بحث تغییر نام کشور و برگشتن به نام و هویت فراقومی (خراسان) را در این سرزمین، آغاز میکنند.





