نمی‌دانستیم چه‌گونه از ترامپ در مقابل مهمانان با حیثیت‌اش (طالبان) محافظت کنیم

ترامپ با گفتن این‌که: «من می‌خواهم با طالبان صحبت کنم و بگذارید آنان به واشنگتن بیایند»، تمام شرکت کننده‌گان نشست را در شوک فرو برد. وقتی این اظهارات را شنیدم، از این‌که در اتاق جلسه نبودم و برعکس در یک اتاق امن در اعماق اروپای شرقی بودم، خوش‌حال شدم. ترامپ نظر پنس را پرسید و پنس با احتیاط جواب داد: «ما باید پیش از این تصمیم فکر کنیم. آن‌ها (طالبان) شهروندان‌شان را توهین و بر آنان ظلم کرده‌اند. آیا آنان واقعاً تغییر کرده‌اند؟» سپس ترامپ نقل قولی را از نواسۀ بیلی گراهام، جگرنی که در افغانستان خدمت کرده بود، «ما خاک آنان را تصرف کرده‌ایم.» بیان کرد و بعد از دانفورد پرسید: «چرا او تنها جگرن است؟» پس از آن ما در مورد چه‌گونه‌گی واکنش کنگره در مورد تعهد امریکا برای خروج کامل نیروهایش از افغانستان بحث کردیم. این‌که رئیس حکومت افغانستان براساس روال معمول انتخاب می‌شود، چه رفتاری داشته باشیم و اینکه ترامپ چه دیدگاهی در مورد غنی دارد، نیز صحبت کردیم.

ترامپ گفت: «من غنی را نیز این‌جا می‌خواهم و همین‌طور طالبان را. بیایید پیش از امضای [توافق‌نامه] چنین کنیم. می‌خواهم پیش از امضای توافق‌نامه با آن‌ها دیدار کنم، البته نه از طریق تلفن.» خلیل‌زاد گفت: «آنان عاشق آمدن به این‌جا اند».

ترامپ به صفحۀ اتاق جلسه که من از آن طریق وصل شده بودم، نگاهی کرد و گفت: «هی جان، نظر تو چیست؟»

شعورم می‌گفت در حالی که حکومت افغانستان و طالبان با پیامدهای این توافق‌نامه درگیر اند، این نشست احتمالاً توافق‌نامۀ قریب‌الوقوع را در مسیرش متوقف کرده یا دست‌کم برای مدت زمان قابل‌توجهی آن را به تأخیر می‌اندازد، و این مدت زمان برای طرف‌های افغان کافی خواهد بود تا مواضع‌شان را مشخص کنند. این امر برای ما نیز فرصتی را فراهم می‌کرد تا راه‌های دیگری را برای تحقق این موافقت‌نامه پیدا کنیم. به همین دلیل گفتم: «تا زمانی که آنان پیش از دیدار با شما مجبور اند از میان قوی‌ترین وسیلۀ بازرسی جهان بگذرند، از نظر من درست است.»

تنها ترامپ می‌توانست ملاقات یک رئیس‌جمهور ایالات متحده را با این آدم‌کشان درک کند، اما با این کار او، توافقی که پمپئو به دنبال آن بود، با تهدید مواجه می‌شد. ترامپ گفت: «آن‌ها شاید بیایند یا شاید هم نیایند.» پمپئو گفت: «نیاز است فکر ابتدا تا انتهایش را بکنیم.»

پنس پرسید، «آیا اول با غنی دیدار خواهی کرد؟»

ترامپ پاسخ داد: «تنها زمانی که غنی بداند، من پس از آن با طالبان دیدار خواهم کرد.»

نظر بعدی ترامپ، شروع کاهش سریع نیروهای نظامی بود، اما هیچ کسی از این طرز فکر پشتی‌بانی نکرد و تنها خلیل‌زاد در مخالفت با آن صحبت کرد. ترامپ گفت: «نگرش ما این است که من در پی خروج نیستم. من اول با غنی دیدار می‌کنم که این می‌تواند به نحوی گول زدن باشد. طالبان دوست دارند با دونالد ترامپ در مورد صلح گفت‌وگو کنند. ما باید به رسانه‌ها بگوییم که رئیس جمهور با یک ملاقات موافقت کرده و او مشتاقانه منتظر این ملاقات است.» من با وجود این‌که از راه دور به این نشست وصل شده بودم، اما احساس کردم پمپئو و دیگران در اتاق جلسه نزدیک است فرو بریزند. پنس افزود: ملاقات با غنی و دیگر مقام‌های حکومت افغانستان؟ ترامپ با تأیید گفت: «بله، و پیش از دیدار با طالبان.» ترامپ با گفتن این جمله، برخاست و آمادۀ ترک جلسه شد. من اما، از وارسا فریاد زدم «پس اوکراین چه؟» و نشست روی این موضوع ادامه یافت.

پس از پایان نشست، من به این نتیجه رسیدم که ترامپ ملاقات با طالبان را به این دلیل پیش‌نهاد کرده بود تا راه بدیلی برای امضای توافق‌نامۀ پمپئو  و خلیل‌زاد پیدا کند. بدیهی است که او با نظر من در مورد عدم امضای این توافق‌نامه کاملاً موافق نبود، با این حال، اگر او چیزی دیگری را درک نکرده بود، خطر آشکار سیاسی که متوجه‌اش بود را درک کرده بود که اگر چنین نمی‌بود، او توافق‌نامه را امضا می‌کرد. او که با این انتخاب ناخوشایند مواجه شده بود، به‌دنبال گزینه‌یی بود تا او را از این مخمصه نجات داده و نقشش را در ایجاد توافق‌نامه برجسته کند.

برگردیم به واشنگتن، کوپرمن، روز چهارشنبه و پس از روز کارگر از دان والش، معاون ملوینی شنیده بود که ترامپ می‌خواهد با طالبان و غنی در کمپ دیوید ملاقات کند. من ترتیب و تنظیم این ملاقات را اشتباهاً از ذهنم خارج کرده بودم، زیرا فرضم این بود که تدارکات لوجستیکی این ملاقات به اندازۀ پیچیده خواهد بود که احتمال تأخیر آن دور از انتظار نبود. به همین دلیل، من این موضوع را که رهبران طالبان ممکن است این دعوت را یک دام فرض کرده و آن را کاملاً رد کنند، یادآوری نکردم. بنابراین، این مفکوره که موضوع تا این حد پیش‌رفت کرده و به نقطۀ مورد ارجحیت ترامپ در کمپ دیوید رسیده است، واقعاً نومیدکننده بود. من نمی‌خواستم این ملاقات و این توافق‌نامه انجام شود و حالا به نظر می‌رسید که هر دو در حال اتفاق افتادن است. روز بعد، 5 سپتمبر، ملوینی، درست پیش از ساعت 8 صبح به دفترم آمد تا شخصاً به من بگوید که کارها به کجا رسیده است. قرار بود او روز شنبه با ترامپ به کمپ دیوید برود و به من پیش‌نهاد کرد تا من نیز روز یک‌شنبه همراه با دیگر اعضای گروه (پمپئو، اسپیر، دانفورد و خلیل‌زاد) در کمپ دیوید به آنان ملحق شوم.

پمپئو در حال بررسی ترتیب و تنظیم سفر طالبان بود و قرار بود هواپیمای قطری آدم‌کشان طالب را انتقال دهد. افزون بر این، جالب این بود که به نظر می‌رسید پمپئو از پشتی‌بانی توافق‌نامه دست کشیده، در نهایت شاید او به این نتیجه رسیده بود که از نظر سیاسی ادامۀ پشتی‌بانی همه‌جانبه از این توافق‌نامه برایش خطرآفرین خواهد بود.

والش، در مورد خطرات فزیکی این عمل و محدود بودن وقت برای برنامه‌ریزی کافی، به شدت نگران بود، اما ترامپ تصمیم گرفته بود تا این دیدار انجام شود. او در این مورد که اقدام‌های امنیتی بیش از حد سر زده سبب خدشه‌دارشدن حیثیت طالبان شود، نگران بود. با این حال، این جلسۀ بی‌نظم و پر شتاب صبح‌گاهی در میان بقیه به این بحث دامن زده بود که چه‌گونه بتوانیم ترامپ را در برابر مهمانان «با حیثیت‌اش» محافظت کنیم. چیزی که مالوینی، کوپرمن، والش و من در مورد آن هم‌نظر بودیم، این بود که مایک پنس نباید به کمپ دیوید برود، هرچه بادا باد. دلایل زیادی در این مورد داشتیم که فرصت نیست در این‌جا توضیح دهم، اما با یک استثنا، همین کافیست که بگویم هیچ‌کسی در ویست وینگ مشتاق انجام این ملاقات نبود.

در گیر و دار همین صحبت‌ها بودیم که خبری از افغانستان در مورد یک حملۀ انتحاری در کابل به گوش‌مان رسید. در این حمله 10 تن به شمول یک امریکایی و یک رومانیایی کشته و چندین تن دیگر زخمی شده بودند. تقریباً به اطمینان می‌شد گفت که این حمله را طالبان انجام داده‌اند، هرچند این حمله به فعالیت‌های تازۀ ایران در افغانستان نسبت داده شد و ممکن بود این حمله تلاش مشترک ایران و طالبان بوده باشد. ملوینی، کمی پیش از ساعت 9 صبح به دفترم آمد تا بگوید: «اگر سنجشم از ترامپ درست باشد، به نظرم 20 درصد شانس این هست که ترامپ [نشست روز یک‌شنبه] را لغو کند. او (ترامپ) [پس از شنیدن خبر حملۀ انتحاری در کابل] فوراً گفت: «نمی‌توانیم جلسه را برگزار کنیم». این سخنان برای من احتمال بیش‌تر از 20 درصد را می‌داد. من خاطر نشان کردم که وقتی ترامپ با غنی و طالبان ملاقات کند، این توافق‌نامه طوری به او گره خواهد خورد که اگر همه‌چیز درست پیش نرود، او خود را از آن جدا نخواهد توانست. در حقیقت، تفسیرها در مورد نادرستی توافق‌نامۀ مورد نظر در حال افزایش بود، هرچند کسی بیرون از ادارۀ ترامپ در مورد ملاقات طالبان در کمپ دیوید چیزی نمی‌دانست. بدین ترتیب، دست‌کم فرصتی برای به تأخیر انداختن بیش‌تر امور وجود داشت و احتمال برداشتن کامل این توافق‌نامه نیز در حال افزایش بود.

من و ملوینی به این نیتجه رسیدیم که باید هرچه زودتر با ترامپ دیدار کنیم و قرار ملاقات ما برای ساعت 11:45 مشخص شد، زمانی که پمپئو و دیگران به شمول منوچین نیز در آن‌جا حضور خواهند داشت. تقریباً پیش از این‌که همۀ ما در اتاق بیضوی در جاهای‌مان بنشینیم، ترامپ گفت: «ملاقات را برگزار نکنید و بیانیه‌یی با این مضمون «ما ملاقاتی را برنامه‌ریزی کرده بودیم، اما آنان یک سرباز ما و 9 تن دیگر را کشتند، بنابراین ما این ملاقات را لغو کردیم»، صادر کنید. باید آتش‌بس ایجاد شود، در غیر آن‌، من نمی‌خواهم به گفت‌وگو ادامه دهم. ما باید بمبی بر آنان بیاندازیم و ضربۀ سختی به آنان وارد کنیم. اگر آنان نمی‌توانند آتش‌بس کنند، توافق‌نامه‌یی نیز در کار نخواهد بود.» وقتی پمپئو دوباره به وزارت خارجه برگشت، من برای اطمینان از این‌که درک او با من در مورد لغو ملاقات طالبان و هم‌چنان ملاقات غنی یکی بوده است، با پمپئو صحبت کردم و او این موضوع را تأیید کرد. علاوه براین، ما به این نتیجۀ رسیدیم که در مورد عدم ملاقات با طالبان نباید اظهار نظری کنیم و این خیلی بهتر است که چیزی نگوییم و امیدوار بودیم این موضوع هرگز علنی نشود.  گزارش‌هایی در رسانه‌های افغانستان در مورد آمدن غنی به واشنگتن منتشر شده بود، اما گزارش‌های رسانه‌های امریکایی موضوع اصلی را پوشش نداده بودند و ممکن بود همین‌گونه بماند، اما چنین نشد.

روز شنبه 7 سپتامبر، ترامپ بدون هشدار قبلی اقدام به توییت‌های به این مضمون کرد: «قرار بود رئیس جمهور افغانستان و رهبران ارشد طالبان روز یک‌شنبه و به‌طور جداگانه در کمپ دیوید ملاقات‌های سری با من داشته باشند که تقریباً هیچ کس از آن آگاه نبود. قرار بود آنان امشب به امریکا بیایند. متاسفانه آنان به منظور ایجاد قدرت کاذب، مسئولیت حملۀ کابل را بر عهده گرفتند، حملۀ که طی آن یکی از سربازان خیلی مهم ما همراه با 11 تن دیگر کشته شدند. من فوراً این ملاقات را لغو کرده و گفت‌وگوهای صلح را به حالت تعلیق در آوردم. چه‌گونه افرادی ظاهراً به منظور نیرومند کردن موقعیت چانه‌زنی‌شان این همه آدم می کشند؟ آن‌ها [به هدف‌شان] نرسیدند، تنها وضعیت را بدتر کردند! اگر آنان در دوران چنین گفت‌وگوی مهمی در مورد صلح نمی‌توانند با آتش‌بس موافقت کنند و حتا 12 فرد بی‌گناه را نیز می‌کشند، پس آنان هرگز قدرت گفت‌وگو و رسیدن به یک توافق معنادار را ندارند. آنان تا چند دهۀ دیگر مایلند به جنگ ادامه دهند؟»

او نتوانست جلو خود را بگیرد و روز یک‌شنبه گزارش‌ها در مورد رویداد نزدیک به فاجعۀ کمپ دیوید رسانه‌ها را در نوردید. طالبان وقیحانه مدعی شدند که ایالات متحده با لغو این ملاقات «بیش‌تر از هرکسی متضرر» خواهد شد، ادعایی که کاملاً نادرست بود، اما معنای دیگر لغو این ملاقات این بود که انتخابات افغانستان در 28 ماه سپتامبر برگزار خواهد شد، همان‌طوری که برگزار نیز شد. غنی، رئیس جمهور کنونی و عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی هیچ‌کدام اکثریت مطلق آرا را که برای برنده شدن در نتیجۀ نهایی الزامی‌ست، از آن خود نکردند. متاسفانه به نظر می‌رسید، نتیجۀ انتخابات به‌جای نیرومندترکردن دست حکومت افغانستان، به بحران سیاسی جدیدی منجر شده است. با همه‌، این انتخابات نشان داد که مردم افغانستان می‌خواهند یک حکومت انتخابی داشته باشند نه یک حکومت مذهبی و در این مورد عزم‌شان هم‌چنان مستحکم است که این موضوع دست‌کم به کسانی که مخالف تحویلی کشور به طالبان هستند، دوباره نیرو بخشیده است.

این در واقع آخرین مشغولیت من در مورد مسایل افغانستان بود. زمانی که من استعفا دادم، ترامپ گفت‌وگوها با طالبان را از سرگرفت، گفت‌وگوهایی که مانند سابق برای امریکا زیان‌بار بود. با این حال، این موضوع و هم‌زمانی آن با عقب‌نشینی مفتضح ماه اکتبر از سوریه، خطای آشکار شخصی بود که ترامپ مرتکب آن شد و این موضوع سبب شد که مخالفت‌های سیاسی علیه ترامپ در مورد تسلیمی افغانستان به طالبان قوی‌تر شود. با این وجود، ایالات متحده امریکا و طالبان در 29 ماه فبروری سال 2020 توافق‌نامه‌یی را امضا کردند که از نظر من خیلی شبیه به توافق‌نامه‌یی است که در ماه سپتامبر به ثمر ننشسته بود. من از طریق توییتر مخالفتم را با این موضوع نشان دادم و نوشتم: «امضای این توافق‌نامه با طالبان غیرقابل قبول و خطری برای شهروندان غیرنظامی امریکاست. این توافقی به سبک اوباماست. مشروعیت‌دادن به طالبان سیگنال غلطی به تروریستان داعش و القاعده و در کل دشمنان امریکا می‌فرستد.» چند ساعت بعد ترامپ به آن پاسخ داد و نوشت: «او (بولتون) شانسش را داشت؛ [اما] او آن را انجام نداد.» در فصل پیشین عکس این مسأله توضیح داده شده و گفته شده است که توافق‌نامۀ افغانستان به گونۀ کامل از آن ترامپ است. گذر زمان نشان خواهد داد که حق با کیست و تاثیر کامل این توافق‌نامه تا زمانی که ترامپ از ریاست جمهوری کنار نرفته است، آشکار نخواهد شد. اما این واقعیت را نباید از خاطر برد که مسئول پیامدهای سیاسی و نظامی این توافق‌نامه ترامپ خواهد بود.

منبع: بولتون، جان. اتاقی که در آن اتفاق افتاد

برگردان: علی احمدی

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام